چگونگی مفصل‌بندی دلالت‌های فرهنگی ـ سیاسی در گفتمان امام خمینی (ره)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای جامعه شناسی فرهنگی، دانشگاه علوم و تحقیقات تهران

2 استاد جامعه‌شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات ـ تهران، ایران

3 دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی؛ دانشکده علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایران

چکیده

امام خمینی (ره) در برابر اندیشه‌هایی که شعارهای نوگرایی، تحول‌پذیری، تجددطلبی، مطلق‌گریزی و ابطال‌پذیری را بیان می‌کردند، مدل نوینی از نظام سیاسی مطرح ساخت که بنیان و ساختار اسلامی را به همراه داشت و پایه‌های ساختارهای بین‌المللی را تغییر داد. این امر به روی کار آمدن نسل چهارم نظریه‌پردازان در عرصه بین‌المللی منجر شد که بر عامل فرهنگی تمرکز داشتند و در برابر نسل سوم نظریه‌پردازان که نسلی ساختارگرا و جبری بود، قیام کردند. این مقاله با استفاده از نظریه و روش تحلیل گفتمان با خوانش لاکلا و موفه به‌‌دنبال بررسی چگونگی مفصل‌بندی دال‌های سیاسی ـ فرهنگی در گفتمان امام خمینی (ره) است. ادعای مقاله آن است که مفصل‌بندی بدیع دال‌های شناور در نظام‌های معانی مختلف و تلفیق دیدگاه‌های سنتی و مدرن و قرار دادن اندیشه‌های اسلامی مردم‌سالار به‌عنوان دال مرکزی باعث هژمونی گفتمان امام خمینی (ره) شده است. نتایج تحلیل حاکی از آن است که در مرکز گفتمان امام خمینی (ره)، اسلام یک دین متعالی و مردم‌سالار بود که همه فضاها و زوایای زیستمانی بشری را دربرگرفته و دال‌های کلیدی چون تحول فرهنگی، فرهنگ پیشرو، آموزش، خودباوری و پیشرفت، آزادی، برابری، مشارکت همگانی، وحدت، امت واحده اسلامی، قانون، نقد غرب، روابط انسانی، انتظار مثبت و ولایت‌ فقیه را آبستن معنا کرده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

How to Articulate Cultural-political Implications in the Imam Khomeini Discourse

نویسندگان [English]

  • rohola stack 1
  • mehrdad navabakhsh 2
  • Yarmohammad Ghasemi 3
1 Ph.D. student of cultural sociology, Tehran University of Science and Research
2 Professor of Islamic Azad University
3 Associate Professor at Ilam University, Iran
چکیده [English]

Imam Khomeini, in opposition with the ideas expressing the slogans of modernism, transformation, reformism, absolutism avoidance, and falsifiability, introduced a new model of the political system that brought about the foundation and structure of Islam and changed the foundations of international structures. This led to the emergence of the fourth generation of theorists in the international field, which focused on the cultural factor, and rose up against the third generation of theorists who were constructivist and algebraic generation. This article, using discourse analysis theory and method, with Lacla and Mouffe's readings, investigates articulation of the political-cultural indications in the discourse of Imam Khomeini. The claim of the article is that the elaborate articulation of floating indications in different systems of meanings, combining traditional and modern views, and placing democratic Islamic thought as a central indication has led to the hegemony of the discourse of Imam Khomeini. The results of the analysis indicate that in the center of the discourse of Imam Khomeini, Islam was a transcendental and democratic religion that embraced all the spatial and angles of human life. It fertilizes key indications such as cultural change, leading culture, education, self-confidence, progress, freedom, equality, universal (general) participation, unity, united Islamic nation, law, western criticism, human relations, positive expectation, and Governance of the Jurist with meaning.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Imam Khomeini
  • Religious Democracy
  • Dahl
  • Discourse Analysis
  • Lacla and Mouffe
1. استاک، روح الله (1391). مشارکت اجتماعی در نظریه ولایت‌ فقیه، ایلام، نشر جوهر حیات.

2. امام خمینی، روح الله (1379). صحیفه امام، 21 جلد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

3. امام خمینی، روح الله (1378). کشف‌الاسرار، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

4. امام خمینی، روح الله (1390). جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

5. امام خمینی، روح الله (1390). وصیت‌نامه الهی ـ سیاسی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

6. جهانگیری، جهانگیر و سجاد فتاحی (1390). «تحلیل گفتمان»، مجله مطالعات اجتماعی ایران، دوره پنجم، ش 3.

7. حجاریان، سعید (1389). از شاهد قدسی تا شاهد بازاری، تهران، نشر طرح ‌نو.

8. خاتمی، سیدمحمد (1376). بیم موج، تهران، نشر سیمای جوان.

9. خاتمی، سیدمحمد (1381). از دنیای شهر تا شهر دنیا، تهران، نشر نی.

  1. خلجی، عباس (1386). «ناسازه‌های نظری و ناکامی سیاسی گفتمان اصلاح‌طلبی»، پایان‌نامه دکتری علوم سیاسی، دانشگاه تهران.
  2. زونیس، ماروین (1370). شکست شاهانه، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر نور.
  3. سلطانی، علی‌اصغر (1384). قدرت، گفتمان و زبان، تهران، نشر نی.
  4. عضدانلو، حمید (1375). «درآمدی برگفتمان یا گفتمانی درباره گفتمان»، مجله اطلاعات سیاسی و اقتصادی، ش 104-103.
  5. قجری، حسینعلی و جواد نظری (1392). کاربرد تحلیل گفتمان در تحقیقات اجتماعی، تهران، جامعه‌شناسان.
  6. کدیور، جمیله (1387). «بررسی گفتمان امام خمینی در مورد زنان»، پژوهشنامه متین، ش 39.
  7. لاکلا، ارنستو و شنتال موفه (1393). هژمونی و استراتژی سوسیالیستی، ترجمه محمد رضایی، تهران، نشر ثالث.
  8. میلز، سارا (1382). گفتمان، ترجمه فتاح محمدی، زنجان، نشر هزاره سوم.
  9. نامور مطلق، بهمن (1388). «از تحلیل بینامتنی تا تحلیل بیناگفتمانی»، پژوهشنامه فرهنگستان هنر، ش 12.
یورگنسن، ماریان و لوئیز فیلیپس (1393). نظریه و روش در تحلیل گفتمان، ترجمه هادی جلیلی، تهران، نشر نی.