آثار سیاست‌های توزیعی درآمد حاصل از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی بر رفاه و متغیرهای اقتصادی در ایران (با استفاده از رهیافت تعادل عمومی قابل محاسبه)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری اقتصاد نفت و گاز، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از سیاست اصلاح قیمت حامل‌های انرژی موجب شده است تا گردش درآمد حاصل از این سیاست و تزریق مجدد آن به اقتصاد به‌منظور کاهش یا حذف هزینه‌های مذکور مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرد. از‌این‌رو، در تحقیق حاضر با استفاده از الگوی تعادل عمومی (CGE) مبتنی‌بر ماتریس حسابداری اجتماعی (SAM) سال 1385، آثار اقتصادی سیاست‌های توزیعی مورد استفاده در سیاست اصلاح قیمت‌ حامل‌های انرژی ارزیابی و تحلیل شده است. در این تحقیق، سه سیاست توزیعی: 1. پرداخت نقدی، 2. کاهش پرداختی نیروی کار به دولت و 3. یارانه به بخش تولیدی در قالب سناریوها و حالت‌های مختلف مدنظر قرار گرفته است. نتایج شبیه‌سازی این سناریوها نشان می‌دهد که ترکیب سه روش توزیع منابع حاصل از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی کمترین افزایش سطح عمومی قیمت‌ها را به دنبال دارد. همچنین وقتی دولت منابع حاصل از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی را توزیع نکند آنگاه تولید ناخالص داخلی بیشترین کاهش را خواهد داشت و زمانی که ترکیبی از سه روش یا ترکیبی از توزیع نقدی و حمایت از نیروی‌کار را به‌عنوان روش‌های تخصیص منابع حاصل از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی در نظر بگیرد، آنگاه تغییرات تولید کمترین کاهش را نشان داده و رفاه خانوارها نیز حداقل کاهش را دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Implications of Distributional Policies on Revenues Related to Energy Carriers Price Reform for Welfare and Economic Variables in Iran in the Light of Computable General Equilibrium Model

نویسنده [English]

  • Roohollah Mahdavi
چکیده [English]

Social and economic costs imposed by energy carriers’ price reform policy cause policy-makers to pay attention to revenue recycling of this policy and its redistribution into economics aiming at reducing or removing these costs. Thus, drawing on Computable General Equilibrium (CGE) and SAM in 2017, this paper tries to analyse economic Implications of Distributional Policies on Revenues Related to Energy Carriers price Reform. In doing so, scenarios have been considered in terms of cash payments, labour-related payments, and production-related subsides. Analysis on possible scenarios shows that if three ways of distributing avenues related to energy carriers’ price reform policy is to combine together, inflation will ensue minimally. Moreover, if government cease to distribute these avenues, gross domestic production will go through a maximal decrease, and in the event of combining three ways, or cash payments and labour-related payments, production will go through a maximal decrease, and as a result, household welfare will be minimized.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Distributional Policies
  • energy subsidy
  • Computable General Equilibrium Model
  • Fiscal Policy
1. احمدی، زهره و حمیدرضا میرزایی خلیل‌آباد (1391). «تحلیل آثار افزایش قیمت حامل‌های انرژی بر تولید کشاورزی با استفاده از روش داده ـ ستانده»، نشریه اقتصاد و توسعه کشاورزی، ج 26، ش 1.

2. بهبودی، داوود و صمد حکمتی فرید (1390). «بررسی اثرات رفاهی تعدیل قیمت حامل‌های انرژی بخش خانگی به تفکیک دهک‌های هزینه‌ای»، فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، سال نهم، ش 33.

3. خطیبی، محمد‌علی، رؤیا سیفی‌پور و سعید رحیمی (1388). «تحلیل آثار افزایش قیمت حامل‌های انرژی بر صنعت فولاد ایران»، فصلنامه علوم اقتصادی، سال سوم، ش 9.

4. خیابانی، ناصر (1387). «یک الگوی تعادل عمومی قابل محاسبه برای ارزیابی افزایش قیمت تمامی حامل‌های انرژی در ایران»، فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، سال پنجم، ش 16.

5. شاهمرادی، اصغر و همکاران (1390). «بررسی اثرات افزایش قیمت حامل‌های انرژی و پرداخت یارانه نقدی در ایران: رویکرد CGE»، فصلنامه پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، سال نوزدهم، ش 57.

6. ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1385، www.cbi.ir.

7. مهرگان، نادر، محمود حقانی و مهدی کرامت‌فر (1391). «آیا افزایش قیمت انرژی تهدید جدی برای صادرات صنعتی در ایران محسوب می‌شود؟»، فصلنامه پژوهش‌ها و سیاست‌های اقتصادی، سال 20، ش 62.

8. منظور، داود، اصغر شاهمرادی و ایمان حقیقی (1389). «بررسی اثرات حذف یارانه آشکار و پنهان انرژی در ایران: مدل‌سازی تعادل عمومی محاسبه‌پذیر بر‌مبنای ماتریس داده‌های خرد تعدیل‌شده»، فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، سال هفتم، ش 26.

9. نوفرستی، محمد و مهدی جلولی (1391). «بررسی افزایش قیمت حامل‌های انرژی بر متغیرهای عمده‌ اقتصاد کلان در چارچوب یک الگوی اقتصادسنجی کلان ساختاری»، مجله تحقیقات اقتصادی، دوره 47، ش 2.

10. وزارت نیرو (1392). ترازنامه انرژی سال 1391.

11. هادی زنوز، بهروز و افشین برمکی (1390). «ارزیابی تأثیر افزایش قیمت حامل‌های انرژی بر هزینه‌های بخش حمل‌و‌نقل و رفاه خانوارهای شهری در ایران»، مجله مهندسی عمران شریف (ویژه حمل‌و‌نقل)، ش 3.

12. Bye, T. and A. Bruvoll (2008). "Multiple Instruments to Change Energy Behaviour: the Emperor’s New Clothes?", Energy Efficiency, No. 1 (4).

13. Dartanto, T. (2013). "Reducing Fuel Subsidies and the Implication on Fiscal Balance and Poverty in Indonesia: A Simulation Analysis", Energy Policy, No. 58.

14. Goulder, L. H., I. W. H. Parry and D. Burtraw (1995). "Revenue-raising Versus Other Approaches to Environmental Protection: the Critical Significance of Preexisting Tax Distortions", RAND J. Econ, No. 28.

15. Clements, B. Jung and S. H. S. Gupta (2007). "Real and Distributive Effects of Petroleum Price Liberalization: the Case of Indonesia", The Developing Economies, No. 45.

16. Fraser, I. and R. Waschik (2013). "The Double Dividend Hypothesis in a CGE model: Specific Factors and the Carbon Base", Energy Economics, No. 39.

17. International Energy Agency (IEA) (2012), World Energy Outlook.

18. International Labour Organization (2010). The Double Dividend and Environmental Tax Reforms in The European Union, International Institute for Labour Studies, "EC-IILS Joint Discussion Paper Series", No. 13.

19. Lofgren, H. and et al. (2002). "A Standard Computable General Equilibrium (CGE) Model in GAMs", International Food Policy Research Institute.

20. Lomborg, B. (2001). The Skeptical Environmentalist: Measuring the Real State of the World, Cambridge University Press, New York.

21. Mckitrick, R. (1997). "Double Dividend Environmental Taxation and Canadian Carbon Emissions Control", Canadian Public Policy/Analyse de Politiques, No. 23 (4).

22. Orlov, A., H. Grethe and S. McDonald (2012). "Energy Policy and Carbon Emission in Russia: A Short Run CGE Analysis", Presented at the 14th Annual Conference on Global Economic Analysis, Venice, Italy.

23. Parry, I. W. H. and et al. (1999). "When Can Carbon Abatement Policies Increase Welfare? The Fundamental Role of Distorted Factor Markets", Journal of Environmental Economics and Management, No. 37 (1).

24. Repetto, R., R. Jenkins Dower and J. Geoghegan (1992). Green Fees: How a Tax Shift Can Work for the Environment and the Economy, World Resources Institute.

25. Sancho, F. (2010). "Double Dividend Effectiveness of Energy Tax Policies and the Elasticity of Substitution: A CGE Appraisal", Energy Policy, No. 38.

26. Vandyck, Toon and Denise Van Regemorter (2014). "Distributional and Regional Economic Impact of Energy Taxes in Belgium", Energy Policy, No. 72.