نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسنده English
The present research was conducted with the aim of designing an indigenous paradigmatic model of political marketing for the Islamic Consultative Assembly (Parliament) elections, using a mixed approach (quantitative and qualitative) in a convergent manner. In the qualitative section, the grounded theory method based on the Strauss and Corbin theory was utilized. To collect data, semi-structured interviews were conducted with 21 political experts active in electoral competitions using purposive and snowball sampling methods. For the validation of the qualitative section, it was examined through expert review (validity) and test-retest (reliability) methods. Findings showed that in designing the research model, 6 dimensions, 14 main components, 31 sub-components, and 81 effective indicators were identified, which are categorized within a paradigmatic model including two causal condition variables, three contextual condition variables, two core category variables, three strategic variables, two intervening variables, and two consequence variables. In the quantitative section of the research, a descriptive-survey method was used with a researcher-made questionnaire tool, which included 81 closed questions. This questionnaire was distributed among 384 employees of offices and organizations and graduate student-employees from various strata in the city of Tehran using the stratified random sampling method, and was then analyzed via the structural equation method using SPSS, Smart PLS, and Amos software.
کلیدواژهها English
در دنیای امروز، یکی از ویژگیهای مهم و مؤثر جوامع مردمسالار، مشارکت فعال و آگاهانه شهروندان در فعالیتها و تصمیمگیریهای سیاسی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم است. بااینحال، گرایش شهروندان به مشارکت منفعلانه بهجای فعال، بیانگر کاهش مقبولیت نظامهای سیاسی حاکم و درنتیجه، تزلزل بنیانهای دمکراتیک این جوامع است. نوسان و کاهش مشارکت مردمی در فعالیتهای سیاسی ممکن است بهدلیل ناتوانی در جلب حمایت عمومی باشد که به بیتفاوتی یا کمتوجهی شهروندان به مشارکتهای مدنی و عضویت در سازمانهای سیاسی منجر میشود و درنهایت، بنیانهای دمکراتیک را در جوامع مردمسالار متزلزل میکند. ازاینرو یکی از دغدغههای حاکمان نظامهای سیاسی با هدف افزایش مقبولیت و مشروعیت، چگونگی تأثیرگذاری بر افکار عمومی شهروندان برای حضور حداکثری در فعالیتهای سیاسی ازجمله انتخابات است و ازسویی تأثیرگذاری بر افکار عمومی شهروندان توسط سازمانهای سیاسی، بهمنظور کسب بالاترین آرای مأخوذه در رقابتهای انتخاباتی است. در این راستا نظام سیاسی حاکم بر جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده و با نوسان و کاهش حضور شهروندان در فعالیتهای سیاسی و انتخاباتی مواجه است. ابلاغ سیاستهای کلی انتخابات برمبنای بند «۱» اصل یکصدودهم قانون اساسی و ابلاغ مقام معظم رهبری در قالب 18 بند، در تاریخ 24/7/1395 با رویکرد آسیبشناسی نظام انتخاباتی و تبیین بایستههای مطلوب نظام انتخاباتی ایران(https://khamenei.ir) ، نشاندهنده این واقعیت است. ازاینرو، بازاریابی سیاسی بهعنوان یک علم بینرشتهای، با بهرهگیری از روشهای بازاریابی به تبیین و تحلیل رفتار رأیدهندگان، سازمانهای سیاسی و دولتها میپردازد و همچنین به هدایت افکار عمومی و حداکثرسازی مشارکت سیاسی در رقابتهای سیاسی، بهویژه انتخابات، توجه دارد (تنها، 1404: 5). این دانش با اتکا به اصول، رویهها و فنون بازاریابی تجاری، بهعنوان ابزاری کارآمد ازسوی حاکمان برای دستیابی به اهداف راهبردیشان و سازمانهای سیاسی، بهمنظور برنامهریزی، تجزیه و تحلیل، توسعه کمپینهای تبلیغاتی، ساخت برند و تحقیقات مبتنیبر ترسیم الگوهای رفتاری، رجحانها، اعتقادها، نگرشها و عواطف رأیدهندگان مورد تأکید و استفاده روزافزون قرار گرفته است. بنابراین بازاریابی سیاسی موفق باید بتواند با مدیریت هوشمندانه و مدبرانه به شناسایی نظام گرایشها و نیازهای مخاطبان و محصول سیاسی مورد علاقه آنها بپردازد و نسبت به فروش محصول سیاسی اقدام کند. این دانش تلاش میکند تا رهیافتهای جدیدی برای فهم و مدیریت سیاستهای نوین ارائه دهد.
در سالهای اخیر، بازاریابی سیاسی به یکی از حوزههای پرمخاطب در پژوهشهای علمی تبدیل شده است و رشد فزاینده مطالعات در این زمینه، گویای اهمیت آن در سطوح نظری و کاربردی است. بررسی پژوهشهای پیشین، ضمن ارائه تصویری جامع از وضعیت موجود دانش، زمینه مناسبی برای شناسایی خلأهای تحقیقاتی و تدوین چارچوب نظری این موضوع را فراهم میسازد. ازاینرو، در بخش پیش رو، مطالعات مرتبط داخلی و بینالمللی که ارتباط ماهوی با موضوع تحقیق دارد مرور شده و با تحلیل یافتههای آنها، چارچوب نظری مناسبی برای تبیین مسئله تحقیق و جهتدهی به فرایند پژوهش تدوین میشود.
جدول 1. خلاصه پژوهشهای بازاریابی سیاسی در داخل کشور
|
نتایج |
عنوان پژوهش |
نویسنده و سال |
|
پژوهش نشان میدهد شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر مغز و عملکرد آن میتواند به آگاهی و توافق در تصمیمگیریهای سیاسی کمک کند. از مهمترین عوامل اجتماعی که بر مغز تأثیر میگذارد، میتوان به درک از ایدئولوژی و ساختار نهادهای سیاسی اشاره کرد. |
طراحی مدل بازاریابی سیاسیشناختی (عصب پایه) |
میرزایی (1398) |
|
پژوهش نشان میدهد برای موفقیت در انتخابات محلی، باید به ملزومات حضور مؤثر حزب، نیازشناسی بازار رأی، طراحی محصول متناسب با مطالبه اصلی بازار رأی، بازاریابی و تبلیغات اثربخش، فروش ایده/کاندیدا و پایش مستمر محیط توجه کرد. |
طراحی الگوی بازاریابی سیاسی در انتخابات محلی |
حاجیپور، حسینی و زارع (1395) |
|
پژوهش نشان میدهد ابزارهای مدرن بازاریابی سیاسی تأثیر مثبتی بر مشارکت عمومی شهروندان در رأی دادن دارد، درحالیکه ابزارهای سنتی بازاریابی سیاسی تأثیر منفی میگذارد. |
مطالعه تأثیر ابزارهای بازاریابی سیاسی بر مشارکت عمومی |
نرگسیان، آقبولاغی و دیندار (1393) |
|
پژوهش نشان میدهد که بازاریابی سیاسی در ایران روند ممتدی دارد و نمیتواند از جنبههای عمومی دیگر سیاست جدا شود. بااینحال، رویکرد نوین بازاریابی سیاسی کلید موفقیت سیاستمداران برای کسب اکثریت آرا است. |
بازاریابی سیاسی رویکردی نوین در بازاریابی ایران |
مرید سادات و اصلانی(1393) |
|
تأثیر پنج نوع ابزار سنتی بازاریابی سیاسی بر رفتار رأیدهندگان اولویتبندی شده است. همچنین، در رفتارهای سیاسی نمیتوان بهطور دقیق مشخص کرد چه کاری اخلاقی و چه کاری غیراخلاقی است، اما باید براساس هنجارهای جامعه، اصول اخلاقی را در رفتار سیاسی رعایت کرد. |
بررسی تأثیر ابزارهای سنتی بازاریابی سیاسی بر رفتار رأیدهندگان |
خیری و همکاران (1390) |
جدول 2. خلاصه پژوهشهای بازاریابی سیاسی در خارج کشور
|
نتایج |
عنوان پژوهش |
نویسنده و سال |
|
سرمایهگذاری در برنامههای آموزش سیاسی از طریق کالجها، دانشگاهها و رسانههای اجتماعی که تفکر انتقادی، سواد اطلاعاتی و مسئولیت سیاسی را ارتقا میدهد، باعث شکلگیری جامعهای با شهروندان آگاه، متعهد و مسئولیتپذیر و افزایش مشارکت سیاسی میشود. |
نقش آموزش سیاسی برای مشارکت سیاسی در چین |
چن و مدنی[1] (2024) |
|
رأیدهنده تحت تأثیر ارتباطات و بازاریابی سیاسی است که با سیستم سیاسی و بازارهای سیاسی مدیریت میشود و همچنین تحت تأثیر مسائل سیاسی جامعه قرار دارد.
|
تأثیر بازاریابی سیاسی بر رفتار انتخاباتی رأیدهندگان یونانی |
سوفوکلئوس، آناستسیدو و آپوستولپولوس [2] (2024) |
|
سیاستمداران از استراتژیهای بازاریابی برای برقراری ارتباط با رأیدهندگان و جامعه انتخاباتی استفاده میکنند و این استراتژیها در حال تکامل است. همچنین، رهبری مؤثر و کارا در بازاریابی سیاسی اهمیت بالایی دارد و احزاب سیاسی که تمایل بیشتری به استفاده از این استراتژیها دارند، از جایگاه برجستهتری برخوردارند. |
بازاریابی سیاسی: نیروی سوم در مبارزات سیاسی |
ایندوبویسی[3] (2023) |
|
احزاب سیاسی بهطور مؤثر از منابع در اختیار خود استفاده میکنند. همچنین، موفقیت در دستیابی به اهدافی مانند شناخت موضع، موقعیت و انتظارات رأیدهندگان از طریق بازاریابی سیاسی تأکید شده است. |
راهبرد بازاریابی سیاسی انتخابات حکومتی اندونزی |
پاراتاما، بریندانا و جمیل[4] (2021) |
|
با بررسی و تحلیل 214 اثر پژوهشی منتشر شده در پایگاه Web of Science در بازه زمانی 1996 تا 2019، مراحل اولیه و پراکندگی ادبیات بازاریابی سیاسی مشخص شده است. همچنین، نیاز به بهبود همکاری بین محققان و ترویج بیشتر این رشته در جامعه پژوهشی تأکید شده است. |
تحلیل ادبیات بازاریابی سیاسی مبتنیبر رویکرد کتابسنجی |
چاک رابارتی و پراناگری[5] (2019) |
|
بازاریابی بهعنوان یک رسانه ارتباطی در عرصه سیاسی و احزاب سیاسی نقش فزایندهای دارد. با وجود پایگاههای خبری متعدد، عموم مردم اغلب از مسائل سیاسی و اخباری که با استفاده از بازاریابی سیاسی پوشش داده میشود، کماطلاع هستند. نتایج پژوهش نشان میدهد که بازاریابی در عرصه سیاسی همانند یک سلاح مهم عمل میکند. |
بازاریابی سیاسی: در این مقطع زمانی یک نظریه در حال ظهور |
سی[6] (2019) |
|
ویژگیهای شخصیتی متأثر از عوامل نگرشی (برونگرا، درونگرا) بر مشارکت رأیدهندگان و مشارکت اعتراضی تأثیرگذار است. همچنین، منافع سیاسی سازمانهای سیاسی تحت تأثیر برونگرایی، موافق بودن و وظیفهشناسی بوده و بر مشارکت سیاسی رأیدهندگان تأثیر دارد. |
بررسی تأثیر ویژگیهای شخصیتی بر مشارکت سیاسی |
وانگ، ونگ و هانگ تسی[7] (2019) |
در دنیای پیچیده و پویا، سیاست و بازاریابی بهطور فزایندهای بههم پیوسته است. در عرصه سیاسی، تجزیه و تحلیل رفتار مخاطب از فرایند تصمیمگیری خرید مشتری یا مصرفکننده تبعیت میکند. این فرایند شامل تشخیص مسئله، جستجوی اطلاعات، ارزیابی گزینهها، تصمیمگیری خرید و ارزیابی پس از خرید است. این پنج مرحله نشاندهنده یک فرایند عمومی است که مصرفکننده از شناسایی یک محصول یا خدمت مورد نیاز تا ارزیابی آن و خرید طی میکند. در همین راستا، اهداف بازاریابی سیاسی نیز بهمنظور جلب توجه و رضایت مخاطبان و تأثیرگذاری بر تصمیمگیریهای سیاسی و اجتماعی، بهکار گرفته میشود. این اهداف شامل توسعه و پیشرفت ایدئولوژیهای سیاسی، هدایت چشماندازها و عقاید عمومی و سیاسی، توانمندسازی سازمانهای سیاسی برای وضع قوانین و تصمیمگیریهای بهتر و پیروزی در انتخابات و رقابتهای سیاسی است (تنها، 140۴: 35).
در این راستا، بازاریابی سیاسی بهعنوان ابزاری قدرتمند برای تأثیرگذاری بر رفتار و تصمیمگیریهای مخاطبان، نقش مهمی ایفا میکند. با استفاده از روشهای مختلف بازاریابی ازجمله تبلیغات، روابط عمومی و ارتباطات استراتژیک، سازمانهای سیاسی میتواند پیامهای خود را به مخاطبان منتقل کرده و تأثیرگذاری بیشتری بر تصمیمگیریهای آنها داشته باشد. بهاینترتیب، بازاریابی سیاسی میتواند بهعنوان ابزاری مؤثر برای دستیابی به اهداف سیاسی و اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
رویکرد بازاریابی در فرایند مدیریت رفتار رأیدهی بهدلیل سابقه گسترده در رفتارشناسی و آشنایی کامل با پژوهشهای بازاری و مدیریت رفتار و توانایی ترغیب افراد، میتواند کمک شایانی به نامزدهای انتخاباتی داشته باشد. امروزه بازاریابهای سیاسی به نامزدها توصیه میکنند که چه لباسی بپوشند، کجا سخنرانی کنند، چه بگویند و چه نگویند و حتی با چهکسی دیده شوند. هر حرکت نامزدها مانند بستهبندی محصولات یا ویترین فروشگاهها زیر ذرهبین نگاهها قرار میگیرد. واقعیت این است که میان فردی به نام مصرفکننده و دیگری به نام رأیدهنده تنها تفاوت معنایی وجود دارد. ازآنجاکه هر دو بازاریابان حوزه سیاسی و تجاری برای فعالیت به مصرفکننده نیاز دارند، بنابراین مفهوم رفتار مصرفکننده یا رأیدهنده، نقطه کانونی بازاریابی تجاری و سیاسی خواهد بود. بدون مصرفکنندگان، بازاریابان کالاها و خدمات اقتصادی بازار ندارند و همچنین بدون رأیدهندگان، بازاریابان سیاسی کمپین ندارند. اگر رفتار رأیدهی را همانند رفتار مصرفکنندگان در نظر گرفت؛ در فرایند تصمیمگیری بر انجام یک عمل خاص (رأیدهی یا خرید کالا) باید به فرایندهایی توجه شود که قبل و بعد از آن انجام خواهد شد، هر دو گروه رأیدهنده و مصرفکننده به دنبال کسب اطلاعات اولیه، پردازش اطلاعات در جهت ایجاد شناخت کافی و نهایتاً حرکت به سمت محصول و نامزد مورد نظر خواهند بود (یوسفی رامندی، 1397: 71-70). درواقع تجزیه و تحلیل رفتار مخاطب در عرصه سیاسی از فرایند تصمیمگیری خرید مشتری یا مصرفکننده تبعیت میکند.
بررسیهای انجام شده درخصوص بازاریابی سیاسی در ایران نشان میدهد این حوزه تحت تأثیر مجموعهای از چالشهای ساختاری و ظرفیتهای بالقوه قرار دارد.
الف) چالشهای ساختاری
1. موضوعهای محدود و پرتکرار: بسیاری از پژوهشها بر موضوعهای محدود و پرتکرار مانند مطالعه و آزمون مدلهای غیربومی بازاریابی سیاسی در تحقیقات ملی و منطقهای متمرکز شدهاند. این امر ممکن است به عدم انعکاس تمامی جوانب بازاریابی سیاسی با توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی منجر شود.
2. دیدگاه سطحی: برخی پژوهشها با دیدگاهی سطحی به مطالعه و بررسی نظام انتخاباتی کشور در حوزه ملی و منطقهای پرداختهاند. این مطالعات به عمق بیشتری در بررسی و تحلیل مسائل نیاز دارد تا بتوان نتایج معنادارتری ارائه داد.
3. عدم توجه به تحولات نظری: بسیاری از پژوهشها به خصوصیات ابزاری بازاریابی سیاسی متمرکز بوده و بهصورت غیرنظاممند بین پژوهشگران انجام میشود. این پژوهشها به توجه بیشتر در تحولات نظری و همگرایی بین پژوهشگران نیاز دارد تا بتواند با تغییرات جدید و تحولات نظری بهخوبی مواجه شود.
4. حضور کمرنگ پژوهشگران سایر رشتهها: حضور پژوهشگران از رشتههای مرتبط مانند جامعهشناسی، ارتباطات، علوم سیاسی و ... در زمینه بازاریابی سیاسی کمرنگ است. این حضور میتواند به افزایش جذب مفاهیم نوظهور و روشهای جدید کمک کند و تحلیلهای جامعتری ارائه دهد.
ب) ظرفیتهای بالقوه
1. ورود پژوهشگران ایرانی به مفاهیم نوظهور: پژوهشگران ایرانی با وجود محدودیتهای فراوان، به مباحث جدید و نوظهور مانند بازاریابی سیاسی توجه کردهاند و در این زمینه پژوهشهایی انجام دادهاند.
2. توجه به نگرش راهبردی و فرایندی: پژوهشگران ایرانی به نگرش راهبردی و فرایندی در بازاریابی سیاسی توجه کرده و تلاش میکنند این رشته علمی را در مراکز علمی و پژوهشی معرفی و بهکار گیرند.
3. مسئلهمحوری و نگرش بومی: پژوهشهای ایرانی با پرهیز از ارائه نظریات کلی و مبهم، به مسائل محوری و نگرش بومی توجه دارند که میتواند به بهبود وضعیت بازاریابی سیاسی در کشور کمک کند.
برای شناخت بهتر مراحل مختلف پژوهش و روشهای استفاده شده جدول زیر ارائه شده است. این جدول رویکرد پژوهش، روشهای گردآوری دادهها، روشهای تحلیل و منابع مورد استفاده در هر مرحله از پژوهش را مشخص کرده است. اطلاعات موجود در این جدول به پژوهشگران کمک میکند تا به تفصیل با روشهای علمی و مراحل پژوهش آشنا شوند و بتوانند از این روشها در پژوهشهای آینده بهرهبرداری کنند.
۳. جدول شیوه پژوهش
|
رویکرد پژوهش |
روش گردآوری دادهها |
روش تحلیل |
منابع |
||
|
شناخت و تبیین طرح پژوهش |
کیفی |
مرور ادبیات تخصصی |
......................... |
اولیه ـ ثانویه |
|
|
تدوین مدل |
کیفی |
مصاحبه با خبرگان |
نظریه دادهبنیاد مبتنیبر نظریه اشتراس و کوربین |
مصاحبه نیمهساختاریافته ـ وب کاوی |
|
|
اعتبارسنجی پژوهش |
کیفی |
مصاحبه با خبرگان |
روایی ـ استفاده از نظرات اساتید وخبرگان ـ بازبینی توسط خبرگان ـ پایایی ـ کثرتگرایی (کثرتگرایی مشارکتکننده، کثرتگرایی در شیوه، کثرتگرایی در پژوهشگر) |
چارچوب مفهومی حاصل از ادبیات تحقیق |
|
|
اعتبارسنجی پژوهش |
کمی |
پرسشنامه پژوهشگر ساخته |
روایی ـ روایی محتوایی ـ سازه ـ واگرا ـ همگرا پایایی ـ آلفای کرونباخ ـ پایایی ترکیبی |
کدهای مستخرج از مصاحبه ـ گویهها |
|
|
اعتبارسنجی مدل |
کمی |
پرسشنامه پژوهشگر ساخته |
معادلات ساختاری |
کارکنان ادارات، سازمانها (سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور) و کارمنددانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور |
|
مأخذ: همان.
در این پژوهش، پس از تجزیهوتحلیل دادههای بهدستآمده از مصاحبهها (کیفی)، براساس روش دادهبنیاد، مبتنیبر نظریه اشتراس و کوربین،[8] پژوهشگر چارچوب ذهنی اولیه را ایجاد و با انجام مصاحبههای بعدی، از طریق کدهای جدید بهدست آمده، این چارچوب را توسعه داد. این فرایند تا زمانی ادامه یافت که اشباع دادهای حاصل شد، مصاحبهها به پایان رسید و اعتبارسنجی انجام شد تا مدل مفهومی پژوهش حاصل شود.
جامعه آماری این پژوهش شامل 21 نفر از خبرگان حوزه سیاسی است که به روش غیراحتمالی و به شیوه غیرتصادفی (گلوله برفی) انتخاب شدهاند. افرادی چون مدیران احزاب، گروهها و جریانات سیاسی، مسئولان کمپینهای انتخاباتی، تحلیلگران، خبرنگاران و روزنامهنگاران فعال در عرصه سیاست، مسئولان مشاغل سیاسی در دورههای مختلف، همچنین نمایندگان مجلس و نامزدهای انتخاباتی در ادوار مختلف انتخابات مجلس شورای اسلامی بودند. ابعاد مختلف مدل مفهومی این پژوهش شامل مفاهیم، مقولههای فرعی، مقولههای اصلی و ابعاد است. مفاهیم استخراج شده از مصاحبههای کیفی، بهعنوان پایهای برای تحلیل و دستهبندی اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته که به شناسایی شرایط علی، راهبردها، شرایط زمینهای، عوامل مداخلهگر و پیامدها کمک میکند. هدف اصلی از این تحلیل، ارائه مدل مفهومی جامع بهمنظور شناخت و بهبود فرایندهای مرتبط با موضوع پژوهش است.
جدول 4. ابعاد مدل مفهومی پژوهش، مقولههای اصلی، مقولههای فرعی و مفاهیم
|
مقوله فرعی |
مقوله اصلی |
ابعاد |
|
|
استقلال نظر کاندیداها |
ویژگیهای فردی کاندیداها |
کاندیداهای توانمند و کارآمد |
شرایط علی |
|
شجاعت و شهامت |
|||
|
اعتمادبهنفس |
|||
|
قدرت تبیین، تحلیل و بیان مسائل |
|||
|
پرهیز از تساهل و تسامح |
|||
|
تقوای عملی |
|||
|
روحیه ظلمستیزی |
|||
|
تعهد و پایبندی به وعدههای انتخاباتی و وظایف نمایندگی |
|||
|
توجه به محرومان و درماندگان |
|||
|
تیزبینی و دوراندیشی |
|||
|
داشتن علم و دانش |
تخصص کاندیداها |
||
|
توان استفاده از متخصصان |
|||
|
اظهارنظرهای کارشناسی |
تدوین برنامه |
ارائه برنامههای قابل تحقق در انتخابات |
|
|
جامعیت برنامه |
|||
|
راهکارهای مناسب حل مشکل |
|||
|
صداقت و روراستی در ارائه برنامهها |
صداقت در معرفی برنامهها |
||
|
عدم پنهانکاری بخشی از برنامه |
|||
|
توجه به نیازهای عامه مردم |
اولویتبندی برنامهها |
||
|
درک اهمیت نیازهای عامه مردم |
|||
|
عدم استفاده ایزاری از نظارت استصوابی |
بررسی وضعیت کاندیداهای مجلس |
توانمندسازی شورای نگهبان |
راهبردها |
|
بررسی دقیق احراز صلاحیتها |
|||
|
عدم سلیقهای احراز کاندیداها |
|||
|
بررسی مسئولانه سوابق کاندیداها |
|||
|
عدم وابستگی به کانونهای قدرت |
نظارت و بررسی بیطرفانه بر روند انتخابات |
||
|
نظارت دقیق بر فرایند انتخابات |
|||
|
نظارت فرایندی بر عملکرد اجرایی ناظران شورای نگهبان |
کیفیت نظارت
|
||
|
مطابقت درست مصوبات مجلس با اسلام |
|||
|
مطابقت درست مصوبات مجلس با قانون اساسی |
|||
|
قوانین مبارزه با فساد رانت و پولشویی |
تصویب درست قوانین درست |
مجلس مستقل |
|
|
بازنگری دورهای در قوانین انتخاباتی |
|||
|
شفافیت آرا |
جلب رضایت مردم |
||
|
نظارت کامل و دقیق بر دو قوای دیگر |
|||
|
انطباق دورهای عملکرد نمایندگان با وعدههای انتخاباتی |
|||
|
برگزاری مطلوب انتخابات |
کارآمدی دولت در انتخابات |
دولت مقتدر |
|
|
تعهد و رفتار حرفهای دولت در انتخابات |
|||
|
بسترسازی نظام مردمسالاری دینی در عمل |
وجود فضای باز سیاسی |
||
|
حق دسترسی به اطلاعات |
|||
|
التزام به تحقق حقوق شهروندی |
|||
|
التزام به آزادی قلم و اندیشه |
|||
|
ارتقای یادگیری از طریق تجربه و آموزش |
توانمندسازی اعضای وزارت کشور |
||
|
بهبود نگرشهای اعضا |
|||
|
تقسیم برابر و عادلانه منابع و امکانات تبلیغاتی |
تبلیغات رسانهای |
تبلیغات سیاسی |
شرایط زمینهای |
|
توانایی رسانهها |
|||
|
ارتقای دائم آزادی رسانهها |
|||
|
ارتباطگیری مناسب با جامعه |
|||
|
اخلاقمداری رسانهها و شبکههای اجتماعی |
|||
|
تبلیغهای دهان به دهان بین مردم |
تبلیغات غیررسانهای |
||
|
نفوذ و اثرگذاری تبلیغات غیررسانهای |
|||
|
گرایش مردم به اخبار و تحلیلهای سیاسی |
تمایل و گرایش مردم به فهم عمیق امور سیاسی |
آگاهی سیاسی مردم |
|
|
علاقه مردم به فعالیتهای هوشمندانه سیاسی |
|||
|
آگاهی و شناخت مردم از نقش مؤثرشان در اداره کشور |
فرهنگ سیاسی جامعه |
||
|
درک احساس مؤثر بودن مردم از رأی خویش |
|||
|
توانایی تشخیص صداقت جریانها و گروههای سیاسی توسط مردم |
|||
|
امنیت سیاسی برابر |
قوانین سیاسی عادلانه |
عدالت سیاسی |
|
|
گزینش سیاسی برابر |
|||
|
ایجاد شرایط زندگی در فضای عادلانه |
رفتار سیاسی عادلانه |
||
|
بسترسازی مشارکت سیاسی منصفانه |
|||
|
مردمی بودن احزاب و تشکلهای سیاسی (عدم احزاب دولت ساخته) |
ماهیت احزاب و تشکلهای سیاسی |
احزاب و تشکلهای سیاسی |
عوامل مداخلهکننده |
|
قدمت احزاب و تشکلهای سیاسی (عدم دورهای بودن احزاب و تشکلهای سیاسی) |
|||
|
سازماندهی فعالیتهای انتخاباتی |
فعالیتهای انتخاباتی |
||
|
اعلام حضور و رقابت در انتخابات |
|||
|
جوسازی روانی رسانههای خارجی |
رسانههای خارجی |
شرایط محیطی |
|
|
تحریک مردم به قهر انتخاباتی |
|||
|
تحریمها |
اقتصادی |
||
|
رکود تورمی |
|||
|
تبدیل مشارکت جناحی به مشارکت احزابمحور |
شـرکت مردم در فـراگردهای انتخاباتی |
افزایش مشارکت مردمی در انتخابات |
مقولهمحوری |
|
نهادینه شدن فرهنگ مشارکت |
|||
|
آگاهیبخشی و بصیرتافزایی |
افزایش علاقه مردم به مشارکت انتخاباتی |
||
|
اشتیاق اتتخاباتی |
|||
|
تقویت اعتماد سیاسی |
بهبود اعتبار سیاسی |
توسعه ظرفیت سیاسی |
|
|
پوزشخواهی بابت اشتباهها |
|||
|
توسعه احزاب و تشکلهای سیاسی |
گسترش فعالیتهای سیاسی |
||
|
تخصیص سهمیه نمایندگی به احزاب سیاسی |
|||
|
رضایت مردم از حضورشان در انتخابات |
بهبود کیفیت زندگی اجتماعی |
پیامد در سطح مردم و جامعه |
پیامدها |
|
افزایش رفاه نسبی در جامعه |
|||
|
افزایش حس مؤثر بودن در مردم از حضور در انتخابات |
بهبودکیفیت زندگی سیاسی |
||
|
افزایش سواد سیاسی جامعه |
|||
|
بهبود عملکرد مجلس |
تشکیل مجلس کارآمد |
پیامد در سطح مجلس |
|
|
ورود نخبگان به مجلس |
|||
|
شکلگیری مجلس مردمی |
وجهه و اعتبار مجلس و نمایندگان |
||
|
ارتقای وجهه و اعتبار مجلس و نمایندگان |
مأخذ: تنها، 140۴: 210.
بهمنظور توضیح بهتر و نمایش ارتباطات بین متغیرهای مختلف، میتوان از نمودار مدل پارادایمی استفاده کرد. این نمودار بهعنوان ابزار تحلیلی مؤثر، به ما کمک میکند تا ساختار و روابط میان عناصر مختلف پژوهش بهطور واضح و دقیق مشاهده شود. مدل پارادایمی ارائه شده، نمایانگر فرایندهای پیچیده و تعاملات بین مفاهیم و عناصر مختلف در زمینه مورد بررسی است که میتوان با دیدی جامعتر و نظاممند به تجزیه و تحلیل موضوع پرداخت.

این موضوع پژوهش به مطالعهای اشاره دارد که به تحلیل اعتبار و پایایی دادهها در مطالعات کیفی پرداخته است. در توضیح مرتبط با بخش کیفی میتوان افزود که مقاله تنها و همکاران (۱۴۰۳) زمینهای مناسب برای ارائه یافتهها و تحلیلهای پژوهشی مرتبط با سیاستگذاری و راهبردهای کاربردی فراهم میکند.
الف ) روایی (اعتبار)
ü استفاده از نظر اساتید و خبرگان
تنظیم و نهایی کردن سؤالهای مصاحبه با نظر اساتید راهنما و خبرگان.
ü بازبینی خبرگان
پنج نفر از مصاحبهشوندگان کدهای استخراجشده را بررسی کرده و اعتبار کدها تأیید شد.
ب ) پایایی (اعتبار آزمونها)
ü کثرتگرایی مشارکتکننده
با تکرار پروتکل تحقیق برای سه مصاحبهشونده جدید، تطابق 79% بین کدهای اصلی و اعتبارسنجی بهدست آمد.
جدول 5. محاسبه پایایی بازآزمون پژوهش (گثرتگرایی در مصاحبهشونده)
|
پایایی بازآزمون (درصد) |
تعداد عدم توافقات |
تعداد توافقات |
تعداد کل کدها |
|
79 |
26 |
55 |
139 |
مأخذ: یافتههای تحقیق.
ü کثرتگرایی در شیوه کدگذاری مجدد
پنج مصاحبه در فاصله زمانی 21 روز انجام شد و پایایی آزمون 78% محاسبه شد.
جدول 6. محاسبه پایایی بازآزمون پژوهش (کثرتگرایی در شیوه)
|
پایایی بازآزمون درصد |
تعداد عدم توافقات |
تعداد توافقات |
تعدادکل کدها |
ردیف |
|
76 |
5 |
8 |
21 |
1 |
|
83 |
5 |
12 |
29 |
2 |
|
79 |
7 |
13 |
33 |
3 |
|
78 |
5 |
9 |
23 |
4 |
|
74 |
5 |
7 |
19 |
5 |
|
78 |
27 |
49 |
125 |
کل |
مأخذ: همان.
ü کثرتگرایی پژوهشگر
دو کدگذار مستقل پنج مصاحبه را کدگذاری کردند و پایایی آزمون 87% بهدست آمد.
جدول 7. محاسبه پایایی باز آزمون پژوهشگر (آزمون قابلیت اطمینان بین کدگذاران)
|
پایایی بازآزمون درصد |
تعداد عدم توافقات |
تعداد توافقات |
تعدادکل کدها |
ردیف |
|
89 |
2 |
8 |
18 |
1 |
|
84 |
3 |
8 |
19 |
2 |
|
90 |
3 |
14 |
31 |
3 |
|
86 |
2 |
6 |
14 |
4 |
|
86 |
3 |
9 |
21 |
5 |
|
87 |
13 |
45 |
103 |
کل |
مأخذ: همان.
این نتایج نشان میدهد روشهای بهکاررفته از اعتبار و پایایی کافی برخوردار است و تحلیل دادهها در این پژوهش قابلاعتماد است.
با توجه به اینکه رویکرد کلی پژوهش آمیخته بود باید مدل نهایی ارائه شده در بخش کیفی مورد تأیید قرار گیرد. بنابراین در ادامه یافتههای کمی پژوهش ارائه خواهد شد.
جامعه آماری پژوهش، کارمندان و دانشجویان یکی از دانشگاههای شهر تهران است که با موضوع مورد مطالعه ارتباط مستقیم دارند. انتخاب این جامعه با توجه به اهداف تحقیق، دسترسیپذیری و قابلیت تعمیم نتایج صورت گرفته است. ازآنجاکه ویژگیهای این گروه بهطور معناداری با متغیرهای مورد بررسی همراستا است تحلیل دادهها در چارچوب این جامعه آماری میتواند شناختی دقیقتر و واقعیتر از پدیده مورد نظر ارائه دهد. جامعه آماری برای بخش کمی پژوهش کارکنان ادارات و سازمانها و روش نمونهگیری بهصورت احتمالی و به شیوه تصادفی طبقهبندی شده و اندازه نمونه براساس جدول مورگان - کریجسی 384 نفر است.
جدول 8، توزیع جنسیتی مشارکتکنندگان در مطالعه را نمایش میدهد. براساس دادههای گردآوریشده، تعداد افراد شرکتکننده شامل 250 مرد (1/65%)، 134 زن (9/34%) بوده است. ارائه این اطلاعات بهمنظور شفافسازی ساختار جمعیت آماری و بررسی تأثیر متغیر جنسیت بر نتایج پژوهش صورت گرفته است.
جدول 8. وضعیت جنسیت پاسخگویان
|
جنسیت |
تعداد پاسخدهندگان |
درصد پاسخدهندگان |
|
زن |
134 |
9/34 |
|
مرد |
250 |
1/65 |
|
جمع |
384 |
100 |
مأخذ: یافتههای تحقیق.
جدول 9 توزیع سطح تحصیلات پاسخگویان شرکتکننده در پژوهش را نمایش میدهد. براساس دادههای گردآوری شده، تعداد افراد دارای تحصیلات کاردانی، کارشناسی و کارشناسیارشد مشخص شده است. ارائه این اطلاعات بهمنظور درک بهتر ویژگیهای جمعیتشناختی نمونه مورد مطالعه و بررسی ارتباط احتمالی میان سطح تحصیلات و متغیرهای پژوهش صورت گرفته است.
جدول 9. وضعیت تحصیلات پاسخگویان
|
ویژگیها |
تعداد پاسخدهندگان |
درصد پاسخدهندگان |
درصد تجمعی |
|
کاردانی |
32 |
33/8 |
33/8 |
|
کارشناسی |
136 |
42/35 |
75/43 |
|
کارشناسی ارشد |
216 |
25/56 |
100 |
|
جمع |
384 |
100 |
1 |
مأخذ: همان.
جدول 10 توزیع سنی پاسخگویان شرکتکننده در پژوهش را نمایش میدهد. براساس اطلاعات جمعآوری شده، مشارکتکنندگان در گروههای سنی مختلف (۳5–۲5، ۴5–۳5، ۵5–۴5، ۶5–۵5 سال و بالاتر از 65) دستهبندی شدهاند. ارائه این جدول با هدف بررسی تنوع سنی نمونه آماری و تحلیل نقش احتمالی سن در متغیرهای مورد مطالعه انجام شده است.
جدول 10. وضعیت سنی پاسخگویان
|
ویژگیها |
تعداد پاسخدهندگان |
درصد پاسخدهندگان |
درصد تجمعی |
|
بین 25 تا 35 سال |
204 |
1/53 |
1/53 |
|
بین 35 تا 45 سال |
86 |
4/22 |
5/75 |
|
بین 45 تا 55 سال |
35 |
1/9 |
6/84 |
|
بین 55 تا 65 سال |
34 |
9/8 |
5/93 |
|
بالاتر از 65 سال |
25 |
5/6 |
5/93 |
|
جمع |
384 |
100 |
1 |
مأخذ: همان.
برای ارزیابی مدل نظری تحقیق و محاسبه ضرایب تأثیر، از روش مدلسازی معادلات ساختاری[9] با نرمافزار PLS استفاده شده است. این روش که ترکیبی از تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل عاملی است، امکان بررسی همزمان روابط میان متغیرهای مشاهده شده و پنهان را فراهم میآورد. ویژگی مهم این روش، توانایی آن در تحلیل گرافیکی و محاسبه همزمان روابط متغیرها است.
همچنین، برای تحلیل مدل اندازهگیری، معیارهایی مانند آزمون پایایی (آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی)، روایی همگرا (بارهای عاملی، میانگین واریانس استخراجی[10] و مقایسه پایایی ترکیبی[11] و میانگین واریانس استخراجی) و روایی واگرا (آزمون فورنل و لارکر)[12] استفاده شده است. این مدل، ارتباط میان متغیرهای مشاهدهپذیر و مکنون را بررسی و تحلیل میکند.

پس از تحلیل بارهای عاملی در روش PLS، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ برای بررسی همبستگی درونی سؤالها محاسبه میشود. ضریب آلفای کرونباخ نمایانگر همبستگی مثبت میان سؤالها است و مقدار آن به نزدیکی با عدد 1 بستگی دارد. کرونباخ مقدار ۴۵/۰ را کم، ۷/۰ را قابل قبول و ۹۵/۰ را زیاد پیشنهاد کرده است. بااینحال، پایایی ترکیبی بهعنوان رویکرد مدرنتری معرفی شده و با فرمول مخصوصی محاسبه میشود.
مقدار مطلوب پایایی ترکیبی برای تحقیقات اکتشافی بین ۶/۰ تا ۷/۰ و برای تحقیقات پیشرفتهتر بین ۷/۰ تا ۹/۰ پیشنهاد میشود.
نتایج این دو معیار در جدول زیر آمده است.
جدول 11. نتایج ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی
|
سازههای پژوهش |
ضریب آلفای کرونباخ (Alpha >0.7) |
ضریب پایایی ترکیبی (CR>0.7) |
|
راهبردها |
۸۲۰/۰ |
۸۹۳/۰ |
|
شرایط زمینهای |
۷۷۲/۰ |
۰۶۸/۰ |
|
شرایط علی |
۸۰۸/۰ |
۹۱۲/۰ |
|
عوامل مداخلهگر |
۷۴۱/۰ |
۸۸۵/۰ |
|
مقولهمحوری |
۷۱۵/۰ |
۸۷۵/۰ |
|
پیامدها |
۷۵۱/۰ |
۸۸۹/۰ |
مأخذ: یافتههای تحقیق.
همانطور که در جدول فوق مشاهده میشود، نتایج مربوط به ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی متغیرها ارائه شده است. با توجه به مقادیر تعیینشده برای هر دو معیار، میتوان نتیجه گرفت که ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تمامی سازههای پژوهش قابل قبول است.
آزمونهای همگرایی برای اعتبارسنجی همبستگی بین متغیرها انجام میشود:
ü اگر بارهای عاملی بالاتر از ۴/۰ و ضرایب معناداری بالاتر از ۹۶/۱ باشد، اعتبار همگرایی متغیر تأیید میشود.
ü همبستگی بالاتر از ۹۶/۱ نشاندهنده ارتباط معنادار با 95% اطمینان و بالاتر از ۵۸/۲ با 99% اطمینان است.
الف) میانگین واریانس استخراجی
ü مقدار میانگین واریانس استخراجی باید حداقل ۵/۰ باشد که نشاندهنده سازه بیش از 50% از واریانس نشانگرهای خود را تبیین میکند.
ب) مقایسه پایایی ترکیبی با میانگین واریانس استخراجی
ü برای تأیید روایی همگرا لازم است پایایی ترکیبی بزرگتر از میانگین واریانس استخراجی باشد.
آخرین معیار تأییدی روایی همگرا مقایسه بین پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراجی است. برای تأیید روایی همگرایی باید CR>AVE باشد.
جدول 12. نتایج بررسی روایی همگرا با معیار میانگین واریانس استخراجی
|
متغیرها |
AVE |
CR |
CR>AVE |
|
راهبردها |
۷۳۵/۰ |
۸۹۳/۰ |
تأیید |
|
شرایط زمینهای |
۶۸۷/۰ |
۸۶۸/۰ |
تأیید |
|
شرایط علی |
۸۳۸/۰ |
۹۱۲/۰ |
تأیید |
|
عوامل مداخلهگر |
۷۹۴/۰ |
۸۸۵/۰ |
تأیید |
|
مقولهمحوری |
۷۷۸/۰ |
۸۷۵/۰ |
تأیید |
|
پیامدها |
۸۰۰/۰ |
۸۸۹/۰ |
تأیید |
مأخذ: همان.
با توجه به روش فورنل و لارکر (1981) مقدار مناسب برای میانگین واریانس استخراجی (5/0) است در جدول فوق تمامی متغیرها دارای میانگین واریانس استخراجی بالای 5/0 است؛ درستی نتایج روایی همگرا با استفاده از این شاخص تأیید میشود. همچنین در تمامی متغیرهای مکنون CR>AVE بوده است و شرط چهارم روایی همگرا برقرار است. با توجه به چهار تست انجام شده میتوان نتیجه گرفت که مدل پژوهشی از روایی همگرایی مناسبی برخوردار است.
آزمون روایی واگرا به بررسی توانایی افتراق مدل در اندازهگیری مشاهدهپذیرهای مربوط به متغیر پنهان خود در مقایسه با سایر متغیرها میپردازد. این آزمون مکمل روایی همگراست و از طریق آزمون فورنل–لارکر بررسی میشود. برای اطمینان از روایی واگرا، جذر میانگین واریانس استخراجی باید بیشتر از همبستگی سازه با سایر سازهها باشد. بهمنظور ارزیابی این معیار، ماتریس همبستگی سازهها و جدول میانگین واریانس استخراجی باید در نرمافزار اکسل بررسی شود و مقادیر قطر اصلی ماتریس از سایر مقادیر ستونها بیشتر باشد.
جدول 13. نتایج روایی واگرا به روش فورنل و لارکر
|
متغیرها |
راهبردها |
شرایط زمینهای |
شرایط علی |
عوامل مداخلهگر |
مقولهمحوری |
پیامدها |
|
راهبردها |
۸۵۷/۰ |
|
|
|
|
|
|
شرایط زمینهای |
۶۲۸/۰ |
۸۲۹/۰ |
|
|
|
|
|
شرایط علی |
۷۱۳/۰ |
۹۰۷/۰ |
۹۱۵/۰ |
|
|
|
|
عوامل مداخلهگر |
۴۷۲/۰ |
۶۲۸/۰ |
۵۲۳/۰ |
۸۹۱/۰ |
|
|
|
مقوله محوری |
۵۹۶/۰ |
۶۸۸/۰ |
۵۲۳/۰ |
۵۱۱/۰ |
۸۸۲/۰ |
|
|
پیامدها |
۵۴۲/۰ |
۶۴۶/۰ |
۴۵۷/۰ |
۵۰۸/۰ |
۶۳۹/۰ |
۸۹۵/۰ |
مأخذ: همان.
جدول ۱۳ نتیجه بررسی روایی واگرا با استفاده از روش فورنل و لارکر (1981) نشان میدهد که متغیرهای مکنون جذر میانگین واریانس استخراجی بیشتری نسبت به همبستگیهای میان خود دارد. این امر حاکی از آن است که متغیرها تعامل بیشتری با سؤالهای مرتبط خود دارد تا با سایر سازهها و بنابراین روایی واگرای متغیرهای مدل در سطح قابل قبولی است.
تمامی معیارهای آلفای کرونباخ، معناداری بارهای عاملی بین سؤالها و متغیرهای مکنون، ضریب پایایی ترکیبی، میانگین واریانس استخراجی و روایی واگرا به روش فورنل و لارکر مناسب بودن مدل اندازهگیری را نشان میدهد. بدین مفهوم که پرسشنامه مورد استفاده در این پژوهش همان چیزی را میسنجد که مدنظر پژوهشگر است.
پس از ارزیابی، مدل اندازهگیری مورد بررسی قرار میگیرد. این مدل به تحلیل روابط میان متغیرهای مکنون مستقل (برونزا) و وابسته (درونزا) میپردازد و تنها متغیرهای پنهان و روابط میان آنها را در نظر میگیرد. معیارهای آزمون این مدل نیز مشخص شده است.
۱. ضرایب مسیر (بتا) و معناداری آن (مقادیر t-value)
۲. شاخص ضریب تعیین ) متغیرهای مکنون درونزا
۳. شاخص ارتباط پیشبین
۱. ضرایب مسیر (بتا) و معناداری آن (مقادیر t-value): اولین معیار برای بررسی برازش مدل ساختاری، معناداری ضرایب t است. اگر مقدار t از حداقل مقدار موردنظر در سطح اطمینان بیشتر باشد، رابطه یا فرضیه تأیید میشود. در سطوح معناداری 90%، 95% و 99%، مقادیر حداقل بهترتیب ۶۴/۱، ۹۶/۱ و ۵۸/۲ است. مقدار t برای تمام روابط مدل بیش از ۹۶/۱ بوده و در سطح 95% معنادار است، که نشاندهنده مناسب بودن مدل ساختاری است.
۲. شاخص ضریب تعیین ) متغیرهای مکنون درونزا: شاخص ضریب تعیین برای متغیرهای درونزا در مدل ساختاری اهمیت دارد و نشاندهنده تأثیر متغیرهای بیرونی بر درونی است. مقدار شاخص ضریب تعیین بین ۱۹/۰، ۳۳/۰ و ۶۷/۰ بهترتیب نشانگر ضعیف، متوسط و قوی بودن رابطه است. هرچه مقدار شاخص ضریب تعیین بیشتر باشد، مدل برازش بهتری دارد. همچنین، با افزایش تعداد متغیرهای مستقل در تبیین یک متغیر وابسته، مقدار شاخص ضریب تعیین افزایش یافته و نیاز به مقدار بالاتر آن برای برازش مدل بیشتر میشود.
جدول 14. ضرایب متغیرهای اصلی پژوهش
مأخذ: همان.
با توجه به جدول فوق و مدل اندازهگیری (اعداد درون دایرهها)، مقادیر برای تمامی متغیرهای درونزا قابل قبول و مناسب است. درضمن مقدار برای متغیرهای مستقل صفر است.
۳. شاخص ارتباط پیشبینQ2 : شاخص Q2، که استون و گیسر (1975) معرفی کرد، قدرت پیشبینی مدل را در متغیرهای وابسته ارزیابی میکند. مدلهایی که برازش قابل قبول دارد، باید قابلیت پیشبینی سازههای درونزای مدل را داشته باشد. مقدار Q2 سه سطح قدرت پیشبینی را مشخص میکند: ۰۲/۰ (ضعیف)، ۱۵/۰ (متوسط) و ۳۵/۰ (قوی).
جدول ۱۵. ضرایب Q2 متغیر پژوهش
|
متغیرها |
|
|
راهبردها |
۲۷۱/۰ |
|
مقوله محوری |
۳۶۰/۰ |
|
پیامدها |
۲۲۶/۰ |
مأخذ: همان.
همانطور که نتایج جدول فوق نشان میدهد، مقدار برای متغیرهای درونزا مثبت و در سطح مناسبی قرار دارد و حاکی از آن است که قدرت پیشبینی مدل درخصوص این متغیرها در حد قابل قبول است.
نتیجه یافتههای بخش مدلهای ساختاری: شاخصهای ضریب تعیین ) ، شاخص ارتباط پیشبین و ضرایب مسیر (بتا) و معناداری آن (مقادیر t-value) همگی در حد مناسب و قابل قبول بوده که مناسبت مدلهای ساختاری را به نمایش گذاشته است.
تحلیل آماری فرضیات تحقیق به این صورت است که ابتدا متغیرهای جمعیتشناختی و اصلی توصیف و پرسشنامهها از طریق تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی میشود. سپس، روابط بین متغیرها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون بررسی و فرضیات با روش تحلیل مسیر آزموده میشود. تصمیمگیری درخصوص تأیید یا رد فرضیهها براساس مقدار آماره t (T-Value) صورت میگیرد؛ مقادیر آماره t بالاتر از ۹۶/۱ نشاندهنده تأیید فرضیه و مقادیر کمتر از آن، غیرمعناداری فرضیه را نشان میدهد. همچنین شدت و جهت رابطه بین متغیرها با ضرایب استاندارد بار عاملی تعیین میشود؛ ضرایب مثبت نشاندهنده روابط مستقیم و ضرایب منفی بیانگر روابط معکوس است. در ادامه، خلاصهای از نتایج آزمون فرضیههای تحقیق ارائه خواهد شد تا درک بهتر و جامعتری از تأثیرات متغیرها بر یکدیگر بهدست آید.
جدول 16. خلاصه نتایج آزمون فرضیههای مدل معادلات ساختاری
|
ضریب مسیر |
آماره t |
جهت رابطه |
نتایج |
|
|
Ø فرضیه اول : شرایط زمینهای بر مقولهمحوری تأثیر مثبت و معناداری دارد. |
586/0 |
058/13 |
مثبت و مستقیم |
تأیید |
|
Ø فرضیه دوم : شرایط علی بر مقولهمحوری تأثیر مثبت و معناداری دارد. |
167/0 |
406/3 |
مثبت و مستقیم |
تأیید |
|
Ø فرضیه سوم : عوامل مداخلهگر بر راهبردها تأثیر مثبت و معناداری دارد. |
227/0 |
491/4 |
مثبت و مستقیم |
تأیید |
|
Ø فرضیه چهارم : مقولهمحوری بر راهبردها تأثیر مثبت و معناداری دارد. |
480/0 |
062/10 |
مثبت و مستقیم |
تأیید |
|
Ø فرضیه پنجم : راهبردها بر پیامدها تأثیر مثبت و معناداری دارد. |
480/0 |
062/10 |
مثبت و مستقیم |
تأیید |
مأخذ: همان.
فرضیه اول: شرایط زمینهای بر مقولهمحوری تأثیر مثبت و معناداری دارد.
ضریب مسیر: ۵۸۶/۰، آماره t : ۰۵۸/۱۳
- ضریب مسیر نشاندهنده شدت و جهت رابطه بین دو متغیر است. در اینجا، شرایط زمینهای تأثیر مثبت و قوی بر مقولهمحوری دارد و آماره t نشاندهنده معناداری آماری رابطه است. مقدار بالا نشاندهنده معناداری بسیار بالا و قابل اعتماد بودن این رابطه است. این نتیجه به این معناست که فرضیه اول تأیید شده و شرایط زمینهای تأثیر معناداری بر مقولهمحوری دارد.
فرضیه دوم: شرایط علی بر مقولهمحوری تأثیر مثبت و معناداری دارد.
ضریب مسیر: ۱۶۷/۰، آماره t: ۴۰۶/۳
- اگرچه ضریب مسیر کمتر از فرضیه اول است، اما همچنان تأثیر مثبت و معناداری را نشان میدهد و آماره t نشاندهنده معناداری آماری این رابطه است، بااینحال مقدار t کمتر از فرضیه اول است که نشاندهنده معناداری کمتر اما قابلتوجهی است. این نتیجه نشان میدهد که شرایط علی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر مقولهمحوری دارد، اما این تأثیر نسبت به شرایط زمینهای ضعیفتر است.
فرضیه سوم: عوامل مداخلهگر بر راهبردها تأثیر مثبت و معناداری دارد.
ضریب مسیر: ۲۲۷/۰، آماره t: ۴۹۱/۴
- این ضریب نشاندهنده تأثیر مثبت و معنادار عوامل مداخلهگر بر راهبردهاست. این مقدار t نشاندهنده معناداری آماری رابطه است، بنابراین میتوان گفت عوامل مداخلهگر تأثیر معناداری بر راهبردها دارد. این نتیجه تأیید میکند که عوامل مداخلهگر بر راهبردها تأثیر مثبت و معناداری دارد.
فرضیه چهارم: مقولهمحوری بر راهبردها تأثیر مثبت و معناداری دارد.
ضریب مسیر: ۴۸۰/۰، آماره t: ۰۶۲/۱۰
- ضریب مسیر نشاندهنده تأثیر مثبت و قوی است که مقولهمحوری بر راهبردها دارد. مقدار بالای t نشاندهنده معناداری آماری بالای این رابطه است. این نتیجه تأیید میکند که مقولهمحوری تأثیر مثبت و معناداری بر راهبردها دارد.
فرضیه پنجم: راهبردها بر پیامدها تأثیر مثبت و معناداری دارد.
ضریب مسیر: ۴۸۰/۰، آماره t: ۰۶۲/۱۰
- ضریب مسیر نشاندهنده تأثیر مثبت و قوی است که راهبردها بر پیامدها دارد. مقدار t بالا نشاندهنده معناداری آماری این رابطه است. این نتیجه تأیید میکند که راهبردها تأثیر مثبت و معناداری بر پیامدها دارد.
مدل کلی شامل هر دو بخش مدل اندازهگیری و ساختاری میشود و با تأیید برازش آن، در یک مدل کامل خواهد شد. برای بررسی برازش مدل کلی تنها یک معیار به نام GOF[13] وجود دارد. معیار GOF را تنهاوس و همکاران[14] (2004) ابداع کردند و طبق فرمول موجود در جدول محاسبه میشود. سه مقدار 01/0، 25/0 و 36/0 بهعنوان مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای GOF معرفی شده است.

همانطور که در جدول فوق مشاهده میشود، مقدار میانگین مقادیر اشتراکی ( ) ۳۷۹/۰ و میانگین مقادیر برابر ۳۹۲/۰ است و با توجه به فرمول مقدار معیار GOF معادل ۳۸۵/۰ بهدست آمد که با توجه به دستهبندی مذکور نشان از برازش قوی مدل کلی تحقیق است.
۶. جمعبندی، نتیجهگیری و پیشنهاد
این پژوهش با هدف طراحی مدل بازاریابی سیاسی در انتخابات مجلس شورای اسلامی انجام شده است. در این مطالعه، با استفاده از رهیافت مدل معادلات ساختاری، مقولههای اصلی و فرعی هریک از ابعاد مدل شناسایی و تأثیر آنها روی یکدیگر مورد سنجش و تحلیل قرار گرفته است. یافتههای پژوهش بر اهمیت فراهمسازی شرایط زمینهای مناسب برای انجام هر نوع اقدام سیاسی جدید تأکید دارد. بدون فراهمسازی این شرایط، اثرات مثبت سایر ابعاد ازجمله شرایط علی ممکن است محدود شود. بنابراین، برای دستیابی به هدف نهایی پژوهش که افزایش مشارکت گسترده مردم در انتخابات، افزایش مسئولیتشناسی نمایندگان و تقویت نهادهای سیاسی است، باید به فراهمسازی شرایط زمینهای توجه ویژهای داشت. این امر میتواند به بهبود کیفیت زندگی اجتماعی و سیاسی مردم، افزایش رفاه نسبی در جامعه و ایجاد یک مجلس کارآمد و معتبر کمک کند و به تحقق اهداف سیاسی و اجتماعی منجر شود.

برای ارتقا و بهبود مدل ارائه شده، مهم است که نگاهی دقیق به نتایج تحقیق و تحلیل شود. این امر میتواند نقاط قوت و ضعف مدل را شناسایی کرده و راهکارهایی برای بهبود عملکرد و افزایش دقت آن مطرح کند.
۶-۱. ابعاد اصلی مدل
ابعاد اصلی مدل شامل شرایط زمینهای، مقولهمحوری، راهبردها و پیامدها است. هریک از این ابعاد نقش مهمی در تحقق اهداف پژوهش دارد و باید بهطور جامع و دقیق مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. با توجه به این ابعاد، میتوان به مدل جامع و کارآمد برای بازاریابی سیاسی در انتخابات مجلس شورای اسلامی دست یافت که به تحقق اهداف سیاسی و اجتماعی کمک میکند.
الف) شرایط زمینهای
براساس نتایج این پژوهش، انجام هر نوع اقدام سیاسی درخصوص انتخابات مجلس شورای اسلامی مستلزم فراهم کردن شرایط زمینهای مناسب است. این شرایط شامل تبلیغات سیاسی، آگاهی سیاسی مردم و عدالت سیاسی است. هرچه این عوامل بهتر فراهم شده باشد، اثربخشی اقدامهای سیاسی نیز بیشتر خواهد بود.
تبلیغات سیاسی: تبلیغات سیاسی میتواند به شکلدهی افکار عمومی و جهتدهی به رفتارهای سیاسی کمک کند. این تبلیغات میتواند از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی و حتی تبلیغات محیطی انجام شود. تبلیغات مؤثر میتواند مردم را به حمایت از یک اقدام سیاسی جدید ترغیب کند و باعث افزایش مشارکت آنها در فرایندهای سیاسی شود.
آگاهی سیاسی مردم: آگاهی سیاسی مردم به میزان دانش و اطلاعاتی اشاره دارد که افراد در مورد مسائل سیاسی دارند، هرچه مردم بیشتر در مورد مسائل سیاسی آگاه باشند، تصمیمگیریهای بهتری خواهند داشت و میتوانند بهطور مؤثرتری در فرایندهای سیاسی شرکت کنند. آگاهی سیاسی میتواند از طریق آموزش، رسانهها و گفتگوهای عمومی افزایش یابد.
عدالت سیاسی: عدالت سیاسی به توزیع عادلانه قدرت و منابع در جامعه اشاره دارد. این بعد از شرایط زمینهای میتواند تأثیر زیادی بر اثربخشی اقدامهای سیاسی داشته باشد، زیرا هرچه عدالت سیاسی بیشتر باشد، مردم احساس رضایت و اعتماد بیشتری به نظام سیاسی خواهند داشت. عدالت سیاسی میتواند از طریق اصلاحات قانونی، سیاستهای توزیع منابع و ایجاد فرصتهای برابر برای همه افراد جامعه تحقق یابد.
بنابراین، برای انجام هر نوع اقدام سیاسی جدید، باید به هریک از این ابعاد توجه کرد و با زمینهای مناسب برای آنها، اثربخشی اقدامهای سیاسی را افزایش داد. نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش تنها (1404)، خداداد حسینی، کرباسفروشها و آقایی (1397)، سیدی و طاهرخانی (1392)، حاجیپور، حسینی و زارع (1395)، وانگ، ونگ و هانگ تسی[15] (2019)، تولبرت و مکنال[16] (2003) و لی و چانگ[17] (2011) یکسان است.
ب) مقولهمحوری
هدف نهایی انجام این پژوهش ارائه مدلی است که براساس آن بتوان ظرفیت سیاسی را در جامعه گسترش داد و مشارکت مردمی را به حداکثر رساند. بازاریابی سیاسی معتقد است مجموعه شرایط باید در کنار یکدیگر شکل گیرد تا بازاریابی سیاسی برآورده شود و در این صورت عملاً هدف نهایی محقق میشود. در این پژوهش دو بعد برای مقولهمحوری در نظر گرفته شده است:
توسعه ظرفیت سیاسی: توسعه ظرفیت سیاسی شامل افزایش تعداد و کیفیت فعالیتهای سیاسی، تقویت نهادهای سیاسی و افزایش مشارکت مردم در فرایندهای سیاسی است. همچنین، اعتبار سیاسی نمایندگان مجلس و اعتماد عمومی به نظام سیاسی باید تقویت شود.
افزایش مشارکت مردمی در انتخابات: افزایش مشارکت مردمی در انتخابات بهمعنای افزایش تعداد شرکتکنندگان و مشارکت فعال آنان است. این امر از طریق افزایش آگاهی سیاسی، تبلیغات مؤثر و ایجاد شرایط مناسب تحقق مییابد. همچنین، ایجاد فرصتهای برابر و تضمین عدالت سیاسی به افزایش مشارکت مردمی کمک میکند. بنابراین، برای دستیابی به هدف نهایی این پژوهش، باید به هریک از این ابعاد توجه کرد و زمینهای مناسب برای آنها فراهم کرد تا اثربخشی اقدامهای سیاسی افزایش یابد. نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش تنها (1404)، طحان نظیف و ممتازنیا (1398)، نجات و همکاران (139۷)، معتضدراد و سپهوند (1392) و چن و مدنی (2024) یکسان است.
ج) راهبردها
برای دست یافتن به اهداف نهایی این پژوهش که در مقولهمحوری به آن اشاره شد، راهبردهایی وجود دارد. از میان راهبردهای مؤثر، سه راهبرد مهم عبارتند از:
توانمندسازی شورای نگهبان: شورای نگهبان نقش نظارتی در انتخابات مجلس شورای اسلامی دارد. حضور ناظران مؤمن و مستقل از جناحهای سیاسی، با اشراف کامل به قانون اساسی و ضرورتهای قانونی، ضروری است. این افراد باید خبره و باهوش باشند و نقش نظارتی بیطرفانهای را بدون اعمال سلیقه شخصی ایفا کنند.
داشتن مجلس مستقل و استراتژی: مجلس مستقل بهعنوان راهبرد کلیدی در کشور، بهواسطه ارتباط مستقیم با مردم و نهادهای حکومتی، نقش مهمی در تعیین وضعیت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی دارد. رضایت مردم از نمایندگان مجلس به شفافیت و عدم بدهبستانهای سیاسی آنان وابسته است. نمایندگان باید براساس نیازهای جامعه، با طرح، تصویب و نظارت بر قوانین عامالمنفعه به وظایف خود عمل کنند.
دولت مقتدر: دولت مقتدر بهعنوان عامل راهبردی در بازاریابی سیاسی و جلب مشارکت مردم در انتخابات، باید کارآمدی خود را در انجام وظایف قانونی و ایجاد فضای باز سیاسی نشان دهد تا اهداف سیاسی نظام جمهوری اسلامی محقق شود.
این راهبردها میتواند به تحقق اهداف نهایی پژوهش کمک کند و زمینهساز افزایش اثربخشی اقدامهای سیاسی در جامعه باشد. نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش تنها (1404)، حاجیپور، حسینی و زارع (1395)، طحان نظیف و ممتازنیا (1398)، حیدری و همکاران (1398) یکسان است.
د) پیامدها
افزایش مشارکت مردم در انتخابات باعث افزایش مسئولیتشناسی نمایندگان، بهبود کیفیت زندگی اجتماعی و سیاسی، افزایش رفاه نسبی در جامعه، افزایش سواد سیاسی مردم و ورود نخبگان به مجلس میشود. این پیامدها به ایجاد مجلسی کارآمد، مردمی و معتبر کمک میکند. نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش تنها (1404)، حیدری و همکاران (1398) و هو و کویین[18] (2008) یکسان است.
۲-۶. ابعاد فرعی مدل
الف) عوامل مداخلهگر
در پیادهسازی هر بازاریابی سیاسی موفق، برای رسیدن به اهداف از پیش تعیینشده، عواملی وجود دارد که میتواند بهعنوان عوامل مداخلهگر عمل کند که به دو دسته مثبت و منفی تقسیم میشود:
عوامل مداخلهگر منفی: عوامل منفی مانند رکود و تحریمها باعث از بین رفتن سرمایههای اجتماعی و ناکارآمدنمایی نظام سیاسی میشود که به عدم مشارکت انتخاباتی منجر میشود. آشفتگی اقتصادی و جریانسازی رسانههای معاند نیز از دیگر عواملی است که مردم را از شرکت در انتخابات مجلس بازمیدارد.
عوامل مداخلهگر مثبت: تشکلها و احزاب سیاسی مردمپایه با توسعه بینش و دانش سیاسی مردم، موجب افزایش مشارکت انتخاباتی میشود. نفوذ این احزاب در جامعه با تأثیرپذیری مردم رابطه مستقیم دارد و حزبهای قدیمیتر و ریشهدارتر بهتر میتوانند مردم را برای مشارکت انتخاباتی همدل و همراه کنند.
بنابراین، در پیادهسازی یک بازاریابی سیاسی موفق، باید به هر دو دسته عوامل مداخلهگر توجه کرد تا با کاهش تأثیر عوامل منفی و تقویت عوامل مثبت، به اهداف از پیش تعیینشده دست یافت. نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش تنها (1404)، حاجیپور، حسینی و زارع (1395)، شیرازی و صحرایی (1397) یکسان است.
ب) شرایط علی
شرایط علی شامل عواملی مانند کاندیداهای توانمند و برنامههای انتخاباتی است. اگرچه این عوامل نیز تأثیر مثبت و معناداری دارد، اما تأثیر آنها نسبت به سایر شرایط و ابعاد مدل پژوهش کمتر است. این میتواند به این معنا باشد که اگرچه داشتن کاندیداهای توانمند و برنامههای قوی مهم است، اما بدون توجه به سایر شرایط و زمینههای مناسب تأثیر کمتری خواهد داشت. شرایط علی دارای دو بعد اصلی است:
ارائه برنامههای قابل تحقق کاندیداها: برنامههای انتخاباتی کاندیداها باید واقعبینانه و قابلتحقق باشد تا اعتماد مردم را جلب کند. این برنامهها باید به نیازها و مشکلات جامعه پاسخ دهد و شامل راهحلهای عملی برای مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی باشد. مردم زمانی در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت میکنند که از توانمندی و کارآمدی کاندیداها اطمینان حاصل کنند و برنامههای قابلتحققی را مشاهده کنند.
ویژگیهای فردی کاندیداها: مردم کاندیداها را براساس ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی ارزیابی میکنند. مهمترین ویژگیها شامل صداقت، اعتمادبهنفس، توانایی برقراری ارتباط مؤثر، تجربه و تخصص در زمینههای مختلف است. مردم به دنبال کاندیداهایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند و احساس کنند که این افراد به نمایندگی منافع آنها قادر هستند. با توجه به نتایج پژوهش، تأثیر شرایط علی نسبت به شرایط زمینهای کمتر است و بدون زمینههای مناسب و حمایت قوی، تأثیر کمتری خواهد داشت. نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش تنها (140۴)، خداداد حسینی، کرباسفروشها و آقایی (1397)، ورینگ[19] (1997)، نیفینینگر[20] (1989) و هو و کویین (2008) یکسان است.
- پیشنهادها
با توجه به فرهنگ حاکم بر ساختار فکری و نظام سیاسی جامعه و تأثیر گروههای فشار، رسانهها، تبلیغات میدانی و عرف و رویه حاکم مانند قومیتها و گرایشهای جناحی و فکری، میتوان نتیجه گرفت که انتخابات مجلس شورای اسلامی در حال حاضر بیشترین تأثیر را از عوامل زمینهای مدل مفهومی پژوهش میپذیرد. بنابراین، برای رسیدن از وضعیت موجود (تنها، فروزنده دهکردی و دل افروز، 1402)، به وضعیت مطلوب، باید تلاش شود با لحاظ کردن نیازمندیهای حقوقی، تقنینی یا اجرایی پیشنهادهای حاصل از مدل مفهومی پژوهش، عوامل علی بهعنوان عوامل اصلی تأثیرگذار در انتخابات مجلس شورای اسلامی بهجای عوامل زمینهای جایگزین شود. در این صورت، شایستهسالاری و شایستهگزینی در انتخابات مجلس شورای اسلامی محقق خواهد شد و میتوان به بهبود شرایط، تحول و ارتقا در ابعاد قانونگذاری و پیشرفت و شکوفایی در جامعه امیدوار بود.
در این راستا، پیشنهادهایی براساس تحلیلهای انجامشده و نتایج حاصل از آزمون فرضیهها، برای بهبود وضعیت موجود و دستیابی به بهترین نتایج ارائه میشود که بهنظر میتواند به بهبود عملکرد و افزایش اعتماد عمومی در جامعه کمک کند. این پیشنهادها شامل:
1- راهاندازی سامانه شفافیت انتخابات مجلس شورای اسلامی،
2- ثبتنام و اعلام نامزدی در سامانه در ابتدای سال منتهی به انتخابات مجلس شورای اسلامی،
3- برگزاری آزمون تخصصی و فنی از نامزدهای نمایندگی ؛ آزمون تخصصی از قانون اساسی و آییننامههای داخلی مجلس و ... ؛ آزمون فنی براساس ابراز علاقه کاندیدا به یک یا چند کمیسیون تخصصی مجلس هنگام ثبتنام در سامانه شفافیت؛ انتشار نتایج و برگههای آزمون کاندیداها در سامانه مزبور برای آگاهی عموم شهروندان بدون دخل و تصرف،
4- انتشار برنامههای (ملی ـ منطقهای) نامزد در قالب متن و فیلم در سامانه مذکور (در صورت قبولی نامزد در آزمون تخصصی و فنی)؛ برنامههای ملی با اولویت حضور در کمیسیون تخصصی و برنامههای منطقهای در چارچوب وظایف نمایندگی،
5- استفاده از دانشگاهها، پژوهشکدهها و اندیشکدهها بهصورت تخصصی برای بررسی و ارزیابی برنامه نامزدهای انتخاباتی،
6- اعلام نظر دانشگاهها، پژوهشکدهها و اندیشکدهها در مورد برنامههای اعلامی نامزدها و انتشار نظر ایشان بهصورت شفاف و بدون دخلوتصرف و در معرض دید شهروندان در سامانه شفافیت،
7- اعلام دارایی نامزدان انتخابات و ... اعم از منقول و غیرمنقول در سامانه شفافیت،
8- مطالعه بررسی مدارک و سوابق نامزدها، توسط هیئتهای اجرایی و اظهارنظر رسمی و شفاف درخصوص نامزدها با ثبت در سامانه،
9- کادرسازی رسمی شورای نگهبان جهت تصدی مسئولیت هیئتهای نظارت شورا بهجای استفاده از نیروهای مأمور از نهادها و ارکانهای دیگر،
10- اطلاعرسانی نظر نظارتی شورای نگهبان پیرامون نامزدهای تأیید صلاحیت شده توسط هیئتهای اجرایی، بدون دخل و تصرف و شفاف در سامانه،
11- آموزش و بهکارگیری عاملان اجرایی انتخابات،
12- ورود احزاب و تشکلهای رسمی در انتخابات و معرفی کاندیداهای همسو.
جدول 18. پیشنهادهای حاصل از مدل بازاریابی سیاسی انتخابات مجلس شورای اسلامی با استفاده از رهیافت مدل معادلات ساختاری
|
پیشنهادهای بخش کمی پژوهش |
مقوله فرعی |
مقوله اصلی |
ابعاد |
|
۱. راهاندازی سامانه شفافیت انتخابات مجلس شورای اسلامی، ۲. ثبتنام و اعلام نامزدی در سامانه در ابتدای سال ورود به انتخابات مجلس شورای اسلامی، ۳. برگزاری آزمون تخصصی و فنی از نامزدهای نمایندگی ـ آزمون تخصصی از قانون اساسی و آییننامههای داخلی مجلس و ... ـ آزمون فنی براساس ابراز علاقه کاندیدا به یک یا چند کمیسیون تخصصی مجلس هنگام ثبتنام، و انتشار نتایج و برگههای آزمون کاندیداها در سامانه شفافیت برای آگاهی عموم شهروندان بدون دخل و تصرف، ۴. در صورت قبولی نامزد در آزمون تخصصی و فنی، انتشار برنامههای (ملی ـ منطقهای) نامزد در قالب متن+ فیلم در سامانه مذکور ـ برنامههای ملی با اولویت حضور در کمیسیون تخصصی و برنامههای منطقهای در چارچوب وظایف نمایندگی، ۵. استفاده از دانشگاهها، پژوهشکدهها و اندیشکدهها بهصورت تخصصی برای بررسی و ارزیابی برنامه نامزدهای انتخاباتی، ۶. اعلام نظر دانشگاهها، پژوهشکدهها و اندیشکدهها در مورد برنامههای اعلامی نامزدها، و انتشار نظر ایشان بهصورت شفاف و بدون دخل و تصرف و در معرض دید شهروندان در سامانه شفافیت، ۷. اعلام دارایی نامزدان انتخابات و ... اعم از منقول و غیرمنقول در سامانه شفافیت، ۸. مطالعه، بررسی مدارک، سوابق نامزدها، توسط هیئتهای اجرایی و اظهارنظر رسمی و شفاف درخصوص نامزدها با ثبت در سامانه، ۹. کادرسازی رسمی شورای نگبهان جهت تصدی مسئولیت هیئتهای نظارت شورا بهجای استفاده از نیروهای مأمور از نهادها و ارکانهای دیگر، ۱۰. اطلاعرسانی نظر نظارتی شورای نگهبان پیرامون نامزدهای تأیید صلاحیت شده توسط هیئتهای اجرایی، بدون دخل و تصرف و شفاف در سامانه، ۱۱. آموزش و بهکارگیری عاملان اجرایی انتخابات، ۱۲. ورود احزاب و تشکلهای رسمی در انتخابات و معرفی کاندیداهای همسو. |
ویژگیهای فردی کاندیداها |
کاندیداهای توانمند و کارآمد |
شرایط علی |
|
تخصص کاندیداها |
|||
|
تدوین برنامه |
ارائه برنامههای قابل تحقق در انتخابات |
||
|
صداقت در معرفی برنامهها |
|||
|
اولویتبندی برنامهها |
|||
|
بررسی وضعیت کاندیداهای مجلس |
توانمندسازی شورای نگهبان |
راهبردها
|
|
|
نظارت و بررسی بیطرفانه بر روند انتخابات |
|||
|
کیفیت نظارت |
|||
|
تصویب درست قوانین درست |
مجلس مستقل |
||
|
توانمندسازی اعضای وزارت کشور |
|||
|
کارآمدی دولت در انتخابات |
دولت مقتدر |
||
|
وجودفضای باز سیاسی |
|||
|
جلب رضایت مردم |
|||
|
تبلیغات رسانهای |
تبلیغات سیاسی |
شرایط زمینهای |
|
|
تبلیغات غیررسانهای |
|||
|
تمایل و گرایش مردم به فهم عمیق امور سیاسی |
آگاهی سیاسی مردم |
||
|
فرهنگ سیاسی جامعه |
|||
|
قوانین سیاسی عادلانه |
عدالت سیاسی |
||
|
رفتار سیاسی عادلانه |
|||
|
ماهیت احزاب و تشکلهای سیاسی |
احزاب و تشکلهای سیاسی |
عوامل مداخلهکننده |
|
|
فعالیتهای انتخاباتی |
|||
|
رسانههای خارجی |
شرایط محیطی |
||
|
اقتصادی |
|||
|
شرکت مردم در فرایندهای انتخاباتی |
افزایش مشارکت مردمی در انتخابات |
مقوله محوری
|
مأخذ: یافتههای تحقیق.
در پایان بهنظر با کاربرد مدل در سیاستگذاری و دسترسی عموم شهروندان جامعه به سامانه مذکور از ابتدای شروع فرایند ثبتنام در سامانه، میتوان به افزایش شفافیت، ارتقای کیفیت جایگاه نمایندگی و افزایش اعتماد عمومی به فرایند انتخابات امیدوار شد.
- نوآوری پژوهش
بررسیهای پیشین در حوزه بازاریابی سیاسی در ایران، عمدتاً با تمرکز بر پیروزی در رقابتها و منازعات سیاسی میان بازیگران سازمان سیاسی ـ ازجمله احزاب، جناحها یا اشخاص حقیقی ـ صورت گرفته است. این مطالعات اغلب با هدف غلبه یک جریان بر دیگری انجام شده و برنده شدن یک طرف در برابر طرف دیگر بوده است.درحالیکه در پژوهش حاضر، نوآوری اصلی در اتخاذ رویکردی برد ـ برد نهفته است؛ رویکردی که تلاش دارد منافع هر سه بازیگر اصلی فرایند انتخابات ـ یعنی سازمان سیاسی، نظام سیاسی حاکم و مردم ـ را بهصورت همزمان در نظر گرفته و همافزایی میان آنها را محقق سازد. این نگاه، درواقع به دنبال ایجاد پیوستگی و همراستایی منافع میان ساختار سیاسی و اجتماعی کشور است؛ امری که میتواند به توسعه پایدار جامعه مدنی با اولویت سیاسی منجر شود. لذا پژوهش حاضر پاسخی است مجمل برای سؤالهای بیپاسخ در حوزه بازاریابی سیاسی برای انتخابات مجلس شورای اسلامی.

[1]. Chen and Madni
[2]. Sophocleous, Anastasiadou and Apostolopoulos
[3]. Ndubuisi
[4]. Paratama, Briandana and Jamil
[5]. Chakrabarti and Perannagari
[6]. Si
[7]. Wang, Weng and Hung Tsai
[9]. Structural Equation Modeling (SEM)
[11]. Composite Reliability (CR)
[12]. Fornell and Larcker
[13] .Goodness Of Fit
[14]. Tenenhaus, Amato and Esposito Vinzi
[15]. Wang, Weng and Hung Tsai
[16]. Tolbert and McNeal
[17]. Lee and Chang
[18]. Ho and Quinn
[19]. Wring
[20]. Niffienegger