Majlis and Rahbord

Majlis and Rahbord

Analyzing the Position of Bloggers in Promoting Informal Culture on the Instagram Social Network Platform (2022- 2025)

Document Type : Research Paper

Authors
1 PhD Graduate in Political Sociology, Faculty of Social Sciences, Razi University, Kermanshah, Iran (Corresponding Author) ;
2 Associate Professor of Political Sciences Department, Faculty of Social Sciences, Razi University, Kermanshah, Iran;
Abstract
With the expansion of social networks, especially Instagram, people under the name of bloggers tried to gain more fans and fame by reflecting the various needs of society. However, the various actions of bloggers in responding to the needs of citizens have also caused harm, one of the most important of which is the promotion of informal culture. The question raised is what role have bloggers played in promoting informal culture in Iranian society? In the above research, an attempt has been made to analyze data with a thematic method using a qualitative method and the use of the netnography method to examine the impact of bloggers in replacing informal culture with official culture in society. The purpose of this research is also to show the role and position of bloggers in weakening official culture and expanding and expanding informal culture in Iranian society. The research findings indicate that bloggers can have an important impact and role in promoting informal culture in Iranian-Islamic society by promoting beauty practices, expanding consumerism, introducing online betting sites, changing reference groups, encouraging the use of pets, presenting a new model of hijab, etc.
Keywords
Subjects

مقدمه

امروزه با پیشرفت روزافزون فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی، حضور چشمگیر و بیش‌ازپیش شبکه‌های اجتماعی را در زمینه‌های مختلف زندگی اجتماعی- سیاسی گسترده کرده است. یکی از مهم‌ترین کارکردهای شبکه‌های اجتماعی که آن را از سایر رسانه‌های فراگیر متمایز می‌سازد، دسترسی آزاد و چندرسانه‌ای بودن آن است. کاربران می‌توانند زندگی روزمره، افکار، سلایق، اعتقادها و ... خود را برای تأثیرگذاری بر دیگران از طریق هم‌زاد پنداری، هم‌صدایی و کسب شهرت، منتشر کنند. از اکتبر سال 2010 که اینستاگرام[1] فعالیت خود را آغاز کرد، این شبکه اجتماعی تحولات بزرگی را در جنبه‌های مختلف زندگی کاربران و جوامع گوناگون ایجاد کرده است. با توجه به چندرسانه‌ای و فراگیر بودن اینستاگرام در میان شهروندان، فرهنگ اینستاگرامی در میان مردم کشورهای مختلف رشد بسیار داشته است. دراین‌بین نیز افرادی ظاهر شدند که برای کسب شهرت و درآمد بیشتر، به جذب دنبال‌کننده از هر طریقی اقدام کردند که امروزه تحت عنوان بلاگر شناخته می‌شوند و با توجه به نفوذ گسترده‌ای که بر مخاطبان خود دارند، در زمینه‌های مختلف از طریق صفحات خود محتواهای گوناگونی منتشر می‌کنند تا هم مخاطبان بیشتری را جذب کنند و هم با شهرت کسب کرده به تبلیغات گسترده اقدام کنند که همین امر درآمدهای هنگفتی را برای این گروه از جامعه به ارمغان خواهد آورد. یک بلاگر براساس تعاریف فوق‌الذکر می‌تواند هرکسی باشد؛ از یک وبلاگ‌نویس گرفته تا کارآفرین آنلاین. بلاگرهای اینستاگرام براساس تعداد دنبال‌کنندگانشان به چهار دسته کلی تقسیم می‌شوند که عبارت است از: 1. مگا بلاگرها، .2 ماکرو بلاگرها، .3 میکرو بلاگرها و 4. نانو بلاگرها (سیفی، فانی و روح‌الامینی، 1402: 200).

تأثیر بلاگرها در شئون مختلف زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... اهمیت فراوانی دارد و باید به‌عنوان یک مسئله اجتماعی نوظهور پرداخته شود. ازاین‌رو باید اشاره کرد که با توجه به پدیده جهانی‌شدن و انقلاب اطلاعات، فرهنگ رسمی و هنجارها و آموزه‌های آن، نیازهای شهروندان و به‌ویژه جوانان و بانوان کشورمان را برطرف نمی‌‌کند. همچنین بلاگرها که امروزه توانسته‌اند جایگاه ویژه‌ای نزد کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام پیدا کنند و حتی به‌عنوان گروه مرجع جدید نقش‌آفرینی کنند، بر آن شده‌اند تا نفوذ خود را در میان آحاد جامعه افزایش دهند. ازاین‌رو بلاگرها سعی دارند تا با هم‌سویی و هم‌رنگی با اقشار مختلف جامعه، خود را حامی آنان نشان دهند تا هم شهرت بیشتری به‌دست آورند و هم طرف‌داران بیشتری جذب کنند تا بتوانند افکار، عقاید و خواسته‌های خود را که عمدتاً وارداتی و غیربومی هستند به پیروان خود القا کنند. همین امر باعث می‌شود تا بلاگرها برای دستیابی به زندگی بهتر، به‌آرامی دست به اعمال و تبلیغاتی زنند که مغایر با فرهنگ رسمی و حکومتی کشور است. ازآنجاکه اکثر شهروندان جوامع درحال‌توسعه و به‌ویژه کشورمان از ارزش‌ها، هنجارها و ایدئولوژی‌های فرهنگ غیررسمی تبعیت می‌کنند که بلاگرها تبلیغ می‌‌کنند (بلایند دیت، سایت‌های شرط‌بندی برخط، ترویج بی‌بندوباری، تبلیغات محصولات غربی، جایگزینی وظایف مادری با تفریحات ناسالم، ترویج بازی‌های غربی و ...) ، درنهایت به‌آرامی فرهنگ رسمی جایگاه خود را به فرهنگ غیررسمی خواهد داد. ازاین‌رو نویسندگان بر این باورند که بلاگرها با تبلیغات گسترده از نشان‌های تجاری در اینستاگرام به دنبال کسب محبوبیت بیشتر و کسب درآمدهای هنگفت برای داشتن یک زندگی شایسته هستند. هدف این پژوهش نیز تحلیل جایگاه بلاگرهای  اینستاگرام از سال 1401 تا 1403 در ترویج فرهنگ غیررسمی در ایران است زیرا آنان با این کار به‌دنبال شهرت روزافزون هستند. برای این منظور سعی شده تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی جایگاه بلاگرها در ترویج فرهنگ غیررسمی بررسی شود به‌طوری‌که سؤال مطرح شده آن است که بلاگرها چه نقشی در ترویج فرهنگ غیررسمی داشته‌اند؟

 

۱. پیشینه پژوهش

این نوشتار سعی دارد تا به تحلیل جایگاه بلاگرها در ترویج فرهنگ غیررسمی در ایران از سال 1401 تا 1403 بپردازد. هرچند در گذشته در قالب مقاله و تحلیل‌های مختصر دراین‌باره تحقیقاتی انجام شده، اما هیچ‌کدام به‌طور خاص و در چارچوبی هدفمند و با استفاده از روش نتنوگرافی جایگاه بلاگرها در فرهنگ فوق مورد بررسی قرار نگرفته است. از این منظر تحقیق مذکور دارای نوآوری و تازگی و به نوعی تمایز است که ضرورت پرداختن به این موضوع را برای نویسندگان بیش‌از‌پیش ضروری ساخته است. به‌عنوان نمونه به چند اثر اشاره می‌شود:

ذکایی و ویسی (1402) در مقاله‌ «سلبریتی‌های ایرانی: گونه‌ها، استراتژی‌ها و تعاملات» بر این باورند که سلبریتی‌ها با مدیریت تأثیرگذاری بر مخاطبان و مضامینی همچون اصالت، روشنفکری، جنجال‌آفرینی و پیوند با قدرت سیاسی و اقتصادی و به‌کارگیری استراتژی‌هایی همچون تفاخر، هاله‌مند ساختن خویش، خودخوار انگاری، جابه‌جا شدن در نقش‌ها، هاله‌گیری از افراد مقبول و حتی وارد شدن در نقش کارگزار اجتماعی، اغلب با همراهی مخاطبانشان مواجه‌اند. از‌این‌رو مخاطبان برای دستیابی به منافع خود برای هویت‌یابی، رهایی از زندگی روزمره، لذت بردن از فانتزی‌های ذهنی، کسب راه‌و‌رسم زندگی برخوردارانه، فاخرانه و برخورداری از مواهب اجتماعی و اقتصادی به سلبریتی‌ها و مسیر تبدیل شدن به آنها پناه می‌برند.

اسماعیلی، حیدرآبادی و پهلوان (1401) در مقاله‌ای با عنوان «مقبولیت سلبریتی‌ها در مشارکت‌ سیاسی از نظر مخاطبان شبکه‌های اجتماعی»؛ با بررسی سلبریتی‌های منتخب ایران در شبکه اجتماعی اینستاگرام از طریق روش کیفی برای تجزیه و تحلیل داده‌ها به این نتیجه رسیدند که سلبریتی‌ها در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی مقبولیتی ندارند.

حسینی و دهقان (1399) در پژوهشی با عنوان «مطالعه فرهنگ شهرگی در فضای رسانه‌ای ایران با تمرکز بر کنشگری شهروندان تهرانی در شبکه‌های اجتماعی» به این موضوع پی بردند که تقریباً 80 درصد از پاسخگویان، اخبار سلبریتی‌ها را دنبال می‌کنند. سلبریتی‌های حوزه سینما و تلویزیون، موسیقی و ورزش بیشترین محبوبیت را در میان پاسخ‌دهندگان داشته‌اند و محبوبیت سلبریتی‌های سیاسی از همه پایین‌تر بوده است.

عباسی و جعفری (1399) در پژوهش «تأثیر کنش‌های اینستاگرامی سلبریتی‌ها بر سبک زندگی کاربران ایرانی» که از طریق پیمایش انجام شده است به این نتیجه رسیده‌اند که کنش‌های سلبریتی‌ها بر سبک زندگی کاربران ایرانی تأثیرگذار بوده و در مجموع 25 درصد از واریانس مربوط به تغییرات سبک زندگی کاربران ایرانی اینستاگرام، از طریق الگو قرار دادن رفتارهای سلبریتی‌ها معین می‌‌شود.

مهرپرور (1398) در مقاله‌ «بازنمود زندگی روزمره در صفحات میکروسلبریتی‌های زن اینستاگرام» بر این باور است که میکروسلبریتی‌های اینستاگرام از مصرف‌گرایی، تجمل‌گرایی، وانمود کردن، نشان دادن آیین‌های باستانی ایرانی و غربی، عبور از مرز هنجارهای قانونی و اجتماعی و ... برای حفظ و تثبیت خود بهره می‌برند.

اکبرزاده جهرمی و تقی‌آبادی (1398) در نوشتاری تحت عنوان «ستاره‌های خرد ایرانی در قاب سلفی: مطالعه نشانه‌شناختی شهرت خرد در اینستاگرام» بر این باورند که راه‌های دسترسی به شهرت خرد به تغییر و دگرگونی در حوزه‌های مهمی از فرهنگ همچون جابه‌جایی در حریم خصوصی منجر شده است. ایشان معتقدند که تغییر در فرهنگ شهرت را می‌توان با دیگر تغییرات کلان فرهنگی در جامعه ایرانی وابسته دانست.

خامیس، انگ و ولینگ (2016) در مقاله‌ «خود برندسازی، میکروسلبریتی و ظهور اینفلوئنسرهای رسانه‌های اجتماعی» به بررسی انتقادی خودبرندسازی می‌پردازند. آنها معتقدند که خود برندسازی از طریق رسانه‌های فراگیر و براساس روایت و توجه مورد استقبال قرار می‌گیرد و همین امر به شکل چشمگیری ظرفیت شهرت و سلبریتی را افزایش می‌دهد.

سنفت (2008) در کتاب میکروسلبریتی و خود برنده شده بر این باور است که ظهور کنش‌ها و رفتارهای میکروسلبریتی‌ها و حضور گسترده آنان به شرایط اجتماعی‌ای منجر شده است که از آن تحت عنوان «آشنایی غیرعادی» نام می‌برد. از نظر وی میکروسلبریتی به‌معنای تهدیدها، فرصت‌ها و مسئولیت‌های تازه است. مطابق نظر سنفت در این دوره که می‌توان به سادگی وارد زندگی دیگران شد، باید گفت چرا تماشای اتفاقات خاصی از میان بی‌نهایت اتفاقات انتخاب شده است.

2. چارچوب مفهومی پژوهش

۲-۱. نظریه پیشروی آرام آصف بیات

اصلی‌ترین هدف بیات از طرح نظریه پیشروی آرام؛ تلاشی برای نمایان ساختن جنبه‌های آشکار و پنهان فعالیت‌ها و مقاومت‌های روزمره مردم جهت بهبود شرایط زندگی است. اهم مفاهیمی که وی در قبض و بسط نظریه خود به‌کار می‌برد عبارت است از: «گروه‌های فاقد امتیاز»، «ضرورت بقا و زندگی شرافتمندانه»، «سیاست‌های غیررسمی و خیابانی»، «عمل مستقیم»، «شبکه‌های انفعالی» (خلیلی، جعفری و خلیلی، 1402: 65).

مطابق نظریه بیات، تهی‌دستان شهری همچون کارگران بیکار، مهاجران از روستا به شهر، دست‌فروشان خیابانی، تصرف‌کنندگان سکونتگاه‌های غیررسمی به‌ویژه در حاشیه شهر، ساکنان حلبی‌آبادها و دیگر گروه‌های بدون امتیازی که از اکثر امکانات و خدمات متنوع شهری محروم هستند و تحت عنوان حاشیه‌نشینان شناسایی می‌شوند. درحقیقت آنان از  بسیاری نیازهای حداقلی جهت گذران زندگی شرافتمندانه و درخور انسانی محروم‌اند؛ بنابراین نیازهای اصلی آنان در وهله اول دستیابی، تأمین و حفظ حداقل‌های لازم برای بقا و سپس محیا کردن شرایط اخلاقی برای زندگی شرافتمندانه است. ازاین‌رو چنین نتیجه می‌شود که ضرورت پاسخگویی به نیازهای فوق‌الذکر زمینه‌ساز بستری برای فعالیت‌ها و اقدام‌های گروه‌های فاقد امتیاز و حاشیه‌نشین می‌شود. بنابراین پیشروی آرام، پاسخی طبیعی و اخلاقی به مسئله اضطرار بقا و تمایل داشتن به یک زندگی شرافتمندانه است. در اصل رفتارها و اقدام‌های این گروه صرفاً به حفظ وضع موجود و بازتولید روزانه زندگی محدود و معطوف نیست بلکه کنش‌ها و فعالیت‌های این قشر از جامعه در چارچوب پیشروی آرام از راهبردهای محدود به بقا فراتر می‌رود؛ زیرا وضع موجود توانایی پاسخ به بیشتر نیازهای اولیه و سطحی آنان را ندارد. لذا این گروه از جامعه با مجموعه اقدام‌هایی سعی می‌کنند تا وضعیت موجود را بهبود بخشند؛ اقدام‌هایی که فردی، پنهانی، خودجوش و مستقیم است.

از نظر ساختاری گروه‌های حاشیه‌ای و فاقد امتیاز، به افرادی اطلاق می‌شود که جدا از هم و خارج از نهادهای رسمی موجود در کارخانه‌ها، دانشگاه‌ها، مؤسسه‌های آموزشی و انجمن‌ها به فعالیت پرداخته‌اند و به همین دلیل دارای ظرفیت نهادینه برای اعمال فشار نیستند، زیرا قدرت سازمان‌دهی شده برای ایجاد اختلال ندارند؛ درنهایت مجبور می‌شوند تا به‌صورت مجزا و انفرادی مبارزه کنند. به باور بیات این قبیل از اقدام‌ها که در شرایطی استثنائی امکان دارد حالت جمعی و آشکار به خود گیرد، درحقیقت همان پیشروی آرام مردم حومه‌نشین و به حاشیه رانده شده است؛ بنابراین می‌توان گفت از نظر بیات، پیشروی آرام راهبرد اصلی گروه‌های حاشیه‌ای برای دستیابی به اهدافشان  در راستای تأمین همان نیازهای اولیه و داشتن یک زندگی شرافتمندانه است. به همین ترتیب اهداف عملیاتی این گروه فاقد امتیاز در مرحله نخست «توزیع مجدد امکانات و فرصت‌ها» و سپس «کسب استقلال داخلی» است. هدف اول، زندگی مادی بهتر و تأمین نیازهای اولیه را به دنبال دارد و هدف دوم به‌عنوان ابزاری شناخته می‌شود برای هدف توزیع مجدد  (Bayat, 2000: 34) بنابراین می‌توان مدعی شد که مجموعه اقدام‌هایی که با عنوان پیشروی آرام بیان می‌شود، طیف گسترده و متنوعی از سیاست‌های غیررسمی و غیرنهادی را دربرمی‌گیرد.

بیات پیشروی آرام را کوشش همیشگی، روزمره و جزئی و غالباً خاموش تهی‌دستان جهان سوم بیان می‌کند که در برخی مقطع تاریخی ویژگی جمعی به خود می‌گیرد (Ibid.: 279). به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت پیشروی آرام عمل مستقیم، خاموش و فردی گروه‌هایی است که به نتایجی ماندگار منتج می‌شود. البته گفتنی است در شرایطی که فرصت‌های مناسب به‌وجود آید یا دستاوردهای قبلی مورد تهدید قرار گیرد، احتمال جمعی و آشکار شدن پیشروی آرام در قالب سیاست‌های خیابانی وجود دارد. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت پیشروی آرام در ابتدای امر بدون محتوای سیاسی شروع می‌شود اما هرگاه دستاوردهای گروه‌های حاشیه‌ای و فاقد امتیاز با قدرتی سیاسی تهدید شود یا حتی در ساخت فرصت‌ها امکانی برای تعرض فراهم شود، آنان با اقدام‌های مستقیم به حرکتی جمعی و آشکار دست می‌زنند که می‌تواند شکلی سیاسی به خود گیرد. سیاست‌های خیابانی برجسته‌ترین شکل راهبرد پیشروی آرام محسوب می‌شود؛ مبارزه و عمل مستقیمی که گروه‌های مذکور در بالا برای تحقق مطالباتشان به عرصه خیابان کشیده می‌شود (خلیلی، جعفری و خلیلی، 1402: 66).

2-۲. نظریه سرمایه نمادین بوردیو

پیر بوردیو[2](جامعه‌شناس و مردم‌شناس فرانسوی) به سه نوع سرمایه باور دارد: سرمایه اقتصادی که به‌طور معمول به شکل دارایی و پس‌انداز نمایان می‌شود؛ سرمایه فرهنگی که در غالب تحصیلات و تخصص خود را نشان می‌دهد و درنهایت سرمایه اجتماعی که درمجموع منابع بالفعل و بالقوه که درنتیجه دارا بودن شبکه مداومی از روابط کم‌وبیش نهادینه شده از کنش‌های متقابل میان افراد ایجاد می‌‌شود .(Porters, 1998: 3) ازاین‌رو سرمایه را می‌توان به چهار دسته تفکیک کرد: اقتصادی، اجتماعی،  فرهنگی و نمادین (جنکینز، 1385: 136). از نظر جامعه‌شناسانی همچون بوردیو، سرمایه‌ها در ارتباط با یکدیگرند و سرمایه‌ها قابل تبدیل به همدیگر است اما نرخ تبدیل آنان متفاوت است (درینی و همکاران، 1393: 178).

سرمایه نمادین از دیدگاه بوردیو به هر شکلی از دارایی اطلاق می‌شود که گروهی از اعضای اجتماع آن را دریابند، به رسمیت شناسند و آن را ارج نهند. نقش اصلی سرمایه نمادین نیز مشروعیت‌بخشیدن به سایر انواع سرمایه است. بوردیو به هر شکل از سرمایه، چنانچه براساس مقولات فاهمه دریافت شود، به اصول بینش و تقسیم، به نظام‌های طبقه‌بندی‌کننده و به قالب‌های شناختی که تااندازه‌ای محصول درون کالبد شدن ساختارهای عینی مربوط که همان ساختارهای توزیع سرمایه در میدان است، سرمایه نمادین اطلاق می‌‌کند (بوردیو، 1384: 155). ازاین‌رو با توجه به موارد مذکور باید گفت در درجه اول سرمایه نمادین نوع تغییر شکل‌یافته از سایر سرمایه‌هاست که نماد تلقی شده و دارنده آن از‌سوی شهروندان مورد احترام قرار می‌گیرد و به‌نوعی می‌توان گفت شخصیت است و از‌طرفی هر نوع از سرمایه است که در چشم دیگران به‌عنوان نماد به‌شمار می‌آید. به‌عبارت‌دیگر می‌توان این‌گونه بیان کرد که سرمایه نمادین از هر نوع سرمایه بعدی جداگانه به‌شمار می‌رود و باید سرمایه نمادین را بعدی از هر سرمایه دانست (درینی و همکاران، 1393: 184). انواع سرمایه نمادین به شرح زیر است:

۱. سرمایه نمادین اقتصادی: آن دسته از سرمایه اقتصادی به‌شمار می‌رود که به‌عنوان نماد جامعه پذیرفته شده و تصاحب‌کننده‌ آن از‌سوی مردم دارای منزلت است (نامدار جویمی، 1393).

2. سرمایه نمادین فرهنگی: آن دسته از سرمایه فرهنگی که برای شهروندان نماد محسوب می‌شود و افراد جامعه برای دارنده آن احترام خاصی قائل می‌شوند (همان).

۳. سرمایه نمادین اجتماعی: آن‌دسته از سرمایه اجتماعی که در میان مردم از منزلت ویژه‌ای برخوردار است و  جامعه نماد به‌شمار می‌آورد مانند عضویت، همکاری، مشارکت و ارتباط با افراد و گروه‌هایی که برای آن شخص احترام خاصی به همراه دارد (همان).

ازاین‌‌رو سرمایه نمادین، نیمه‌گمشده هر شخصی است که برای مفاهیم انتزاعی و ارزشی وجود دارد و می‌تواند حالت برون و ظاهری پیدا کند؛ فرد این نیمه گمشده را در هرچیزی می‌جوید و برای خود نماد و دارنده آن احترام قائل است و خود را به آن نزدیک و مشابه می‌‌کند؛ همچنین می‌توان گفت بلاگرها دارای سرمایه نمادین اجتماعی هستند و افراد به‌طور خاص کاربران شبکه‌ اجتماعی اینستاگرام سعی می‌کنند از آنها پیروی کنند و مشابه آنان شوند.

 بنابراین با توجه به دارا بودن بلاگرها از سرمایه نمادین اجتماعی و محبوبیت در نزد افکار عمومی، می‌توانند با تبلیغات و ترویج کالاها و رسوم غربی، به‌آرامی و  به‌شکلی مخملی فرهنگ غیررسمی و بیگانه را جایگزین فرهنگ رسمی کنند تا از‌یک‌سو به شهرت و محبوبیت خود بیفزایند و طرف‌داران بیشتری جذب کنند و از‌سوی‌دیگر عواید اقتصادی و ثروت بیشتری به‌دست آورند. در پژوهش حاضر سعی شده تا به برخی از اقدام‌های بلاگرها در اینستاگرام از طریق انتشار پست و داستانک برای ترویج فرهنگ غیررسمی اشاره شود.

۲-۳. کیستی بلاگر

بلاگر به شخصی اطلاق می‌‌شود که دنبال‌کننده و مخاطبان پرشماری در صفحات مختلف شبکه‌های اجتماعی مجازی دارد.  یک بلاگر اهداف مشخص و تعیین‌ شده‌ای از فعالیت خود در این صفحات دارد. وی براساس تعداد مخاطبان و دنبال‌کننده‌هایش می‌تواند درآمدهای زیادی به‌دست آورد. امروزه بلاگری از مشاغل پرطرف‌دار  در اقصی‌نقاط جهان و درآمدهای بسیار بالا و زندگی شاد و مفرحی را توانسته برای کارکنانش به ارمغان آورد (سیفی، فانی و روح‌الامینی، 1402: 194). امروزه تخصصی شدن کارها حتی به حوزه فضای مجازی و کسب‌و‌کارهای اینترنتی و شغل بلاگری نیز سرایت کرده است؛ از‌این‌رو بلاگرها براساس نیازهای دنبال‌کنندگان و مهارت و تخصص خود در حیطه‌ خاصی به فعالیت و تبلیغات اقدام می‌کنند و به همین جهت می‌توان از انواع بلاگرها نام برد که عبارتند از: سبک زندگی،[3] سفر، ورزشی،[4] غذا،[5] فیلم و تئاتر،  زیبایی،[6] خودرو، فشن،[7] موسیقی و  ... .

۲-۴. شبکه اجتماعی اینستاگرام

اینستاگرام شبکه اجتماعی مجازی اشتراک‌گذاری عکس و ویدئو است که با «کوین سیستروم»[8] و «مایک کریگر»[9] در اکتبر سال 2010 به‌عنوان برنامه رایگان و کاربردی برای گوشی‌های تلفن همراه راه‌اندازی شد. این برنامه به کاربران امکان می‌دهد که عکس و ویدئوهای خود را در قالب پست‌ها و داستانک‌ها به اشتراک گذارند و دنبال‌کنندگان آنها ‌پست‌ها را مشاهده ‌کنند. همچنین برای دنبال‌کنندگان امکاناتی نظیر اعلامِ دوست داشتن، اظهارنظر، ارسال پیام‌های متنی و تصویری در غالب فضای گفتگوی مستقیم و خصوصی وجود دارد و شاید امکاناتی که با مرور زمان و به‌روزرسانی این شبکه اجتماعی، به آن اضافه شود. فیس‌بوک در آوریل سال 2012 این سرویس را با هزینه یک میلیارد دلار پول نقد و سهام خریداری کرد. این شبکه اجتماعی به‌سرعت محبوبیت زیادی کسب کرد و تا انتهای سال 2023 بیش از دو میلیارد کاربر در این شبکه فعالیت دارند (شمس و فرقانی، 1397: 105).

۲-۵. فرهنگ غیررسمی

فرهنگ غیررسمی در مقابل فرهنگ رسمی قرار دارد. فرهنگ رسمی به عقاید، ارزش‌ها و هنجارهایی اطلاق می‌شود که از نظر دولت مجاز است و ترویج و تشویق می‌شود؛ اما فرهنگ غیررسمی به مجموعه ارزش‌ها، عقاید و هنجارهایی گفته می‌شود که به‌صورت خودجوش پیدا شده‌اند و افرادی که می‌خواهند خارج از چارچوب‌های فرهنگی و ایدئولوژیک حکومت، باورها، ارزش‌ها و قضاوت خاص خود را داشته باشند، از آن تبعیت می‌کنند. هنجارهای غیررسمی را مردم برای برقراری روابط اجتماعی خود تنظیم کرده‌اند و همین هنجارها غالباً از درون جامعه، میان افراد و به‌شکلی غیررسمی تکوین می‌یابد. تحولات انقلابی اخیر در عرصه ارتباطات و حضور پررنگ رسانه‌های فراگیر و شبکه‌های اجتماعی در عرصه‌های مختلف زندگی سیاسی- اجتماعی، فرهنگ رسمی کشورهای مختلف را با چالش شالوده‌شکن مواجه کرده است. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت فرایند جهانی شدن و انقلاب اطلاعات و ارتباطات، مجال بیشتری برای توفیق و نشت و رسوب آموزه‌های فرهنگ غیررسمی به ارمغان آورده است (تاجیک، 1384: 22).

 ۱-۵-۲. علل شکل‌گیری فرهنگ غیررسمی

رقص، موسیقی، سینما، سگ‌گردانی، جشن‌های مختلط در ایام ولنتاین و ... (به‌عنوان مصادیق فرهنگ غیررسمی در ایران) بخش اصلی فرهنگ جوانان را در همه دنیا تشکیل می‌دهد. بخش بزرگی از جوانان به‌گونه‌ای طبیعی با فرهنگی که غم‌سالار، کلیشه‌ای، بیگانه با شادی و هیجانات جوانی و مرگ‌پرست است (به‌عنوان مصادیق فرهنگ رسمی در ایران) ناسازگارند و از آن می‌گریزند. امروزه میل زیستن جوانی شاد و فارغ از محدودیت‌های سنتی به بخشی از مطالبات فردی جوانان تبدیل شده است. بدین‌گونه مقاومت آنها در برابر فرهنگ رسمی گاهی اوقات غریزی و ناخودآگاه است و گاهی هستی‌شناسانه و هویتی. در این فرایند جوانان نه‌تنها به سپهر فرهنگ غیررسمی نوعی مشروعیت اخلاقی می‌دهند، بلکه با رفتارها یا خلاقیت خود هرروز به تنوع و غنای آن می‌افزایند (تاجیک، 1384: 27).

در هر کشوری فرهنگ رسمی تمام ابزارهای اصلی قدرت سیاسی و رسانه‌های سراسری را در دست دارد و تلاش می‌کند عرصه زندگی را بر فرهنگ‌های رقیب تنگ کند تا از تهاجم فرهنگی و شکل‌گیری خرده‌فرهنگ‌های مهاجم در خاک سرزمینی‌اش جلوگیری کند. در مقابل، فرهنگ غیررسمی با دستان خالی و بدون ابزارهای سیاسی و فقط به کمک فضای مجازی و میل درونی افراد و به‌ویژه جوانان به رویارویی با فرهنگ رسمی می‌رود. عدم جذابیت فرهنگ رسمی برای جوانان و جامعه ایران و ازطرفی آشنایی و برخورد مردم با فرهنگ‌های بیگانه از طریق مسافرت و شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی و ... که زندگی شاد و مهیج و پرانرژی را در دستور کار خود قرار داده‌اند کاملاً در تضاد با فرهنگ رسمی ماست که عموم جامعه و به‌ویژه جوانان از آن حمایت می‌کنند نمونه آن استفاده از موسیقی‌ها، فیلم‌ها، برگزاری جشن‌ها و مراسم مختلط، بی‌حجابی، سگ‌گردانی و ... است و همچنین می‌توان به برگزاری مراسم هالووین، بالماسکه و روز عشق اشاره کرد که چندین سال است در بین مردم با سنین و قشرهای مختلف رواج پیدا کرده است (همان: 30).

نکته مهم آن است که چون دسترسی به فرهنگ آرمانی و رسمی جامعه غیرممکن است، بنابراین فرهنگ غیررسمی شیوع می‌یابد. عدم رسیدگی به وظیفه اصلی توسط نهادها باعث هدایت نشدن فرهنگ رسمی می‌شود. بنابراین فعالیت سازمان‌ها خارج از حیطه خود و برخلاف اساسنامه و قوانین آنها باعث می‌شود قانون اساسی به‌خوبی در جامعه اجرا نشود و کسی هم پاسخگو نباشد. ازاین‌جهت سازمان‌های غیررسمی فعال شده و خطر بزرگی را برای جامعه ایجاد می‌کنند؛ زیرا قدرت و جذابیت فرهنگ غیررسمی از فرهنگ رسمی بیشتر است. ازاین‌رو نقش فضای مجازی و رسانه‌های دولتی و حکومتی سنگین‌تر می‌شود، زیرا باید جای رسانه‌های خارجی را پر کنند. همچنین هنگامی که سانسور و ملاحظه و آرمان‌خواهی بیش از حد باشد، جامعه خودبه‌خود از فرهنگ رسمی دور شده و به فرهنگ غیررسمی گرایش می‌یابد. ازاین‌رو باید بی‌اعتمادی را از جامعه از بین برد و هر دستگاهی به‌طور شفاف به مسئولیت‌ها و وظایف تعیین شده خویش بپردازد (همان: 33).

اما در مورد عدم انطباق و تبعات فرهنگ رسمی و غیررسمی باید گفت وقتی فرهنگ و آموزه‌های اصیل انقلاب اسلامی به‌بار ننشیند و در بین مردم رسوخ نیابد، جامعه به‌سوی ناهنجاری‌هایی می‌رود که غیرقابل‌کنترل می‌شود. فرهنگ رسمی، سیستم و برنامه معینی دارد و می‌داند که چه می‌خواهد؛ ولی فرهنگ غیررسمی کنترل دولت را کاهش می‌دهد، زیرا فضای مجازی مرز نمی‌شناسد و جایگزین فرهنگ رسمی می‌‌شود و درنهایت باعث ابتذال در جامعه و تهاجم فرهنگی می‌‌شود.

3. روش‌شناسی پژوهش

برای انجام پژوهش حاضر از رویکرد کیفی بهره گرفته شده به روش نتنوگرافی است. «نتنوگرافی» یا «اتنوگرافی مجازی» شاخه‌ای از اتنوگرافی سنتی است و به یک رویکرد کیفی جدید اطلاق می‌شود که به محقق این توانایی را می‌دهد تا درخصوص اجتماعات مجازی، پژوهشی عمیق انجام دهد. از دیدگاه کوزینتس،[10] نتنوگرافی به روشی گفته می‌شود که روش‌های سنتی اتنوگرافی نظیر مصاحبه چهره‌به‌چهره و یادداشت‌های میدانی را با روش‌های برخط همچون مشاهده مشارکتی برخط و مبادلات از طریق رایانامه ترکیب می‌کند (Kozinets and Gambetti, 2021: 20) . در این روش، محقق به اطلاع رسانه‌های کلیدی تحقیق دسترسی همیشگی دارد. نتنوگرافی مانند اتنوگرافی سنتی از راه غوطه‌وریِ محقق در زندگی اجتماعات یا فرهنگ‌های برخط درصدد یافتن چیزی است که کلیفورد گیرتز از آن تحت عنوان «توصیف ضخیم» نام می‌برد (Bowler, 2010: 1271). نتنوگرافی در اجرا، شش مرحله اتنوگرافی را دنبال می‌کند: طراحی پژوهش، ورود، جمع‌آوری داده‌ها، تفسیر، تضمین استانداردهای اخلاقی و ارائه گزارش تحقیق. نتنوگرافی یا مردم‌نگاری مجازی دارای سه مرحله اصلی و اساسی است: در مرحله اول محقق یک مشاهده‌گر صرف است و فعالیت‌های افراد را در فضای مجازی مشاهده می‌کند و در تلاش است تا فاصله خود را با تعاملات برخط میان افراد حفظ کند. در مرحله دوم پژوهشگر سعی می‌‌کند تا تجربه بیشتری درباره موضوع تحقیق به‌عنوان عضوی از اجتماع مجازی کسب کند و بر آن است تا مشارکت فعال داشته باشد (Kozinets and Gambetti, 2021: 22-24). این پژوهش که تقریباً طی حدود دو سال انجام شده است، نویسندگان برآنند تا به درک عمیق‌تری از احساسات، رفتارها، کنش و واکنش‌های مشارکت‌کنندگان دست یابند. در مرحله سوم نیز پژوهشگران با انتخاب نمونه‌ها به تحلیل پرداختند.

در پژوهش حاضر از راهبرد نمونه‌گیری گلوله‌برفی استفاده شده است. بر این اساس نویسندگان با افرادی گفتگو و مصاحبه کرده‌اند که از جنبه‌های گوناگون این موضوع مطلع بوده و شناخت کافی در حوزه مطالعه بلاگرها و سلبریتی‌ها در رزومه کاری خود دارند. تعداد نمونه‌ها برای انجام مصاحبه نیز از معیار اشباع نظری تبعیت کرده است. اشباع نظری زمانی اتفاق می‌افتد که محقق به این نتیجه برسد که در یکی از مراحل کار شباهت مفاهیم به‌دست‌آمده زیاد شده و به مفاهیم جدید دست نمی‌یابد. همچنین برای تحلیل داده‌ها از روش موضوعی (تماتیک) بهره گرفته شده است که از آن تحت عنوان تحلیل درون‌مایه یاد می‌کنند. تحلیل تماتیک مبتنی‌بر استقرای تحلیلی است که در آن پژوهشگر از راه طبقه‌بندی داده‌ها و الگویابی درون‌داده‌ای و برون‌داده‌ای به سنخ‌شناسی و درک تحلیلی دست می‌یابد. به بیان دیگر، تحلیل تماتیک یعنی عمل مفهوم‌یابی و شناسایی تم‌های محوری با این منظور که داده‌ها و اطلاعات چه می‌گویند. تشریح فرایند کدگذاری در جدول زیر بیان شده که با بهره‌گیری از نرم‌افزار مکس کیو دی ای 2018[11] صورت پذیرفته است.

جدول 1. فرایند تشریح کدگذاری

مرحله

گام

اقدام

 

 

 

تجزیه متن

آشنا شدن با اظهارات مورد بررسی

مطالعه‌ اولیه و سپس مطالعه مجدد داده‌ها و نوشتن ایده‌های اولیه

تولید کدهای اولیه و کدگذاری

کدگذاری خصوصیات جذاب داده‌ها

جستجو و شناسایی موضوع‌ها

تطابق دادن کدها با موضوع‌های بالقوه، استخراج موضوع‌ها از بخش‌های کدگذاری شده اظهارات کاربران، پالایش و بازبینی مجدد موضوع‌ها

ترسیم شبکه موضوع‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار

بررسی همخوانی مضامین با کدهای استخراج شده، انتخاب موضوع‌های اصلی، ترسیم نقشه‌های مقوله‌ها

تشریح متن

تحلیل و واکاوی شبکه موضوع‌ها

تعریف و نام‌گذاری موضوع‌ها

ترکیب متن

تدوین گزارش

تلخیص شبکه موضوع‌ها و بیان مختصر و صریح موضوع‌ها، مرتبط کردن نتایج تحلیل با سؤال تحقیق

مأخذ: یافته‌های تحقیق.

روایی و پایایی نتنوگرافی با اعتباریابی در تحلیل مقایسه‌ای مداوم و بسامد مکرر بین مرحله کدگذاری نسبت به‌ دقت، سازگاری، ثبات، معناداری و عمومیت اطمینان کافی محرز شد و می‌توان گفت نتایج به‌دست ‌آمده تراکم مفهومی و همچنین تمایز مفهومی دارد.

4. فنون بلاگرهای ایرانی

با مراجعه و تحلیل صفحات اینستاگرام 23 بلاگر سرشناس ایرانی، این نتیجه حاصل شد که آنان برای جلب توجه هواداران و پیروان خود، روش‌های مختلفی را به‌کار می‌گیرند. شیوه‌هایی که موجب شده تا آنها هرروز بیش‌از‌پیش طرفداران بیشتری جذب کنند و از قدرت تأثیرگذاری بیشتری نزد افکار عمومی جامعه برخوردار شوند. در ذیل به برخی از فنون بلاگرها برای جذب مخاطبان بیشتر اشاره خواهد شد:

- لوکس و تجملاتی بودن: بلاگرها سعی دارند عکس و ویدئوهایی را در صفحه خود منتشر کنند که حس شیک و لوکس بودن را به مخاطبان القا کنند.

- حضور در کنار سلبریتی‌ها: بلاگرها در تلاشند برای مهم جلوه دادن خود با سلبریتی‌های مشهور عکس بگیرند و در صفحه خود به اشتراک گذارند.

- نشان دادن یکسان بودن با مخاطبان: بررسی و تحلیل پست‌ها و داستانک‌های صفحات مختلف برخی از بلاگرهای ایرانی در اینستاگرام حاکی از آن است که آنان درصددند تا مسیر خود را از سلبریتی‌های مطرح جدا کرده و به‌عنوان یک شخصیت مستقل نمایان سازند. آنها زندگی ساده و روزمره خود را نمایش می‌دهند تا با همسانی مخاطبانشان بتوانند هم‌ذات‌پنداری و حتی هم‌صدایی کاربران بیشتری را جلب کنند. از‌این‌رو آنان مدام می‌گویند منم یکی مثل شما و سعی می‌کنند خود را به‌عنوان کسی نشان دهند که زندگی همانند مردم عادی دارند و تفاوتی بین ایشان و عامه نیست.

ـ داشتن نشانه‌های کلامی (تکیه کلام): نشانه‌های کلامی برای بلاگرها همچون امضا برای افراد است. برخی از بلاگرها معتقدند داشتن نشانه‌های کلامی در تأثیرگذاری بر مخاطبان بسیار مؤثر است.

ـ نمایش دادن لحظه‌ای زندگی: بلاگرها تمامی لحظات زندگی روزمره خود از زمان بیدار شدن تا خوابیدن همچون رانندگی، غذا خوردن، تفریح و ... را در صفحه اینستاگرام به نمایش می‌گذارند تا ارتباطشان با مخاطبان قطع نشود و همین قضیه می‌تواند احساس نزدیکی بیشتری بین دنبال‌کنندگان و بلاگرها ایجاد کند.

 

ـ نمایش زندگی عاشقانه: بلاگرها به دنبال آن هستند تا به هواداران خود نشان دهند که زندگی عاشقانه‌ای را تجربه می‌کنند. ایشان با نمایش فیلم‌های عروسی، مسافرت و هم‌آهنگی با یکدیگر سعی دارند این حس را به کاربران اینستاگرام القا کنند.

ـ برگزاری کلاس‌های آموزشی رایگان: برخی از بلاگرها سعی دارند تا با نمایش کلاس‌های آموزشی خود به‌صورت رایگان در صفحه اینستاگرامی، طیف گسترده‌ای از مخاطبان به‌ویژه والدین و دانش‌آموزان را جذب کنند.

5. شناسایی نحوه عملکرد بلاگرها در ترویج فرهنگ غیررسمی

براساس تحلیلی که از نظر مخاطبان 23 بلاگر به‌دست آمد، کدهای متعددی استخراج شد. در بین آنها، اساساً موضوع‌هایی معنادار تشخیص داده شد که تعداد آن حدود 30 کد شده است.

                                                                     جدول 2. نمونه‌ای از کدهای به‌دست آمده

تبلیغات عمل زیبایی

«کجا دماغت رو عمل کردی؟ خیلی خوب بالا کشیده شده»، «مژه رو برات خوب نکاشتن من یه‌جای خوب سراغ دارم»، «باسنت رو عمل کردی آنقدر ... شده»

ترویج سایت‌های شرط‌بندی

«یعنی مطمئنی که سایتش فیک نیست»، «خداییش اگه برنده بشم پولمو به حساب واریز می‌کنید؟»، «عجبا این سایتی که لینکشو گذاشتید، عضو شدن توش خیلی راحته».

تغییر گروه‌های مرجع

«هرسال عید می‌ترکونه ولی نمی‌دونه این بچه‌ها ازش یاد میگرن جامعه رو خراب می‌کنه»، «به این پول ندیا عامل کوری نصفی از مردم ایران»، «امسال بخاطر غیرحضوری بودن مدرسه‌ها بیشتر بچه‌های دبستانی گوشی به‌دست شدن فقط با این هرزه که آوردی توی فیلم این بچه‌ها شروع به پرس‌و‌جو و دیدن فیلم‌های مبتذل این هرزه می‌کنند اونوقته که فاجعه اصلی شروع میشه»، «ساسی جان این زنه پورن استاره این کلیپ تأثیر منفی می‌ذاره رو بچه‌ها نمی‌دونم چه هدفی داری ولی به وطن خودت لطفاً خیانت نکن»، «نکنه مخاطبای کم‌سنتو میخوای از راه بدر کنی؟»

ترویج مصرف‌گرایی

«وووااااییی خدایی هوس کردم دهنم آب افتاد»، «رفیق شکمتو بیار اینجا و تا حد مرگ بخور»، «دهنم آب افتاد دختر»، «به یه جفت کفش زیبا نیاز داری»

استفاده از حیوانات خانگی

«من اگر به سگم میگم مامان یعنی اونو به اندازه پسر خودم دوسش دارم. شما چطور؟»، «انصافاً سگ از خیلی از مردم دوره زمونه ما وفادارتره»، «سگ کجا و انسانیت شما آدمای هار کجا»

ارائه الگوی نوینی از حجاب

«عزیزم نیازی نیست انقدر خودتو توی قید‌و‌بند حجاب کنی»، «کی گفته صدای زن نباید نامحرم بشنوه؟»، «تویی که حجاب داری انقدر به خودت سخت نگیر ببین برات لاک پیدا کردم که میتونی باهاش وضو بگیری و نماز بخونی»، «درسته که خوده من با‌حجابم ولی حالا مهم نیست یکم از موهام و دستمم بیرون باشه چون واقعاً تحریک‌کننده نیست چه برسه به چت کردن دختر و پسر»

ترویج بازی‌های غربی

«مافیا خیلی خوبه»، «دکتر رد خون محسن رو پیدا کرد و تونست مافیا رو بشناسه»، «اگر میخوای باطن آدما رو بشناسی، باهاشون بلایند دیت بذار»، «جرئت حقیقت امتحان کنید تا ببینید چقدر ریسک می‌کنید؟ منو بیشتر دوست‌داری یا مامانتو بچه ننه؟»

تبلیغات کالاهای لوکس و خارجی

«از دارا و سارا خسته نشدین»، «لبوبو بخر که بتونی با بلاگرها و فشن‌های جهانی مقایسه بشی»، «به یه جفت گوشواره زیبا و ست لباس نیاز داری قشنگم»، «چقدر کفشای ورساچی قشنگه»

مأخذ: یافته‌های تحقیق.

بلاگرها با انتشار پست‌های گوناگون درصددند تا امکانات و فرصت‌های بیشتری را برای خود به‌وجود آورند. ازآنجاکه این قشر از جامعه با توجه به روش‌های فوق‌الذکر توانسته‌اند مخاطبان فراوانی را جذب کنند، برای دستیابی به منزلت و شأن اجتماعی و اقتصادی اقدام‌هایی را انجام می‌دهند که رفته‌رفته فرهنگ غیررسمی و غیرقابل‌پذیرش را جایگزین فرهنگ رسمی در بطن جامعه کنند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین اقدام‌های این گروه در شبکه اجتماعی اینستاگرام پرداخته می‌شود.

۵-۱. تبلیغات عمل زیبایی

امروزه شاهد آن هستیم که انجام عمل زیبایی به میزان چشمگیری افزایش یافته است. هرچند تمایل به نشان دادن زیبایی امری طبیعی در افراد تلقی می‌شود اما این امر به شکل تصاعدی در حال افزایش است. این موضوع به‌وسیله فشارهای هنجاری و نگاه شی‌گونه به بدن و اندام افراد به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی بسط یافته است و تا آنجا پیش رفته که بدن و نگرانی نسبت به آن به یکی از موضوع‌های مهم در جامعه شناخته می‌شود. پژوهشی که درخصوص جراحی زیبایی صورت گرفته، بیانگر آن است که موجب اختلال در زندگی روزمره، مخاطرات جسمی، انزوای اجتماعی و وسواس زیبایی می‌شود (شریعتی شیری و نقیب‌زاده، 1401: 199). مجموعه عوامل مذکور درنهایت صنعت زیبایی را رونق می‌بخشد و تبلیغات گسترده‌ای نیز در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه اینستاگرام برای ترویج آن انجام می‌شود. صنعت زیبایی منجر می‌‌شود تا سبک زندگی بلاگرها، به‌عنوان سبک زندگی شایسته و سزاوار تقلید شود و اندام آنها به‌عنوان بدن نرمال شناخته شود. با توجه به آنکه در آموزه‌های ایرانی-‌اسلامی انجام عمل زیبایی جایگاهی ندارد، می‌توان گفت بلاگرها با انجام و تبلیغ آن برای دستیابی به شهرت بیشتر و کسب درآمد از طریق تبلیغ کلینیک‌های زیبایی، به‌آرامی و به‌شکلی مخمل‌گونه فرهنگ غربی و غیررسمی را جایگزین فرهنگ رسمی کشورمان می‌‌کنند.

۵-۲. ترویج سایت‌های شرط‌بندی

یکی از دلایل حضور پررنگ بلاگرها در شبکه‌های اجتماعی وجه اقتصادی آن است. آنان سعی می‌کنند تا با تبلیغ سایت‌های شرط‌بندی برخط و کسب درآمدهای هنگفت برای مخاطبان خود، طرف‌داران بسیاری را جذب کنند. ایشان با تمرکز بر ارتباطات صریح، درصدد آن هستند تا قمارباز مفهوم پول را به فراموشی بسپارد. آنها با بیان جملاتی همچون همه‌چیز در دستان ماست و بازی تحت کنترل است در تلاشند تا آسیب‌ها و ضرر و زیان اقتصادی ناشی از این سایت‌های شرط‌بندی را از افکار عمومی ‌دور کنند. چنانچه مالباختگان در سایت‌های شرط‌بندی به نقش بلاگرها در این مورد اشاره می‌‌کنند: «هروقت اینستاگرام را باز می‌کردم یکی از بلاگرهای معروف را می‌دیدم که تبلیغات رنگارنگ سایت‌های شرط‌بندی را می‌کرد؛ بیو پیج را بکش بالا تا خوشبخت شوی. از سر کنجکاوی عضو این سایت‌ها شدم آن هم نه یک سایت. در سه سایت عضو شدم. اوایل برای تفریح و سرگرمی و تا حدی آشنا شدن با دیگران با دوستانم جمع می‌شدیم و در سایت‌های میلاد حاتمی، ساشا سبحانی و پویان مختاری عضو شدیم تا به این نتیجه برسیم که کدام سایت برد بهتری می‌دهد. از مبلغ کم و با 100 هزار تومان به شارژ حساب شروع کردم. اوایل برای سرگرمی و تفریح بود که تبدیل شد به اعتیاد» (همان: 196). همان‌گونه که ملاحظه می‌شود برخی بلاگرها برای دستیابی به ثروت و قدرت اقتصادی، با تبلیغ سایت‌های شرط‌بندی هم طرف‌داران بیشتری را به خود جذب می‌کنند و هم این فرایند اقتصادی که وارداتی از فرهنگ غربی است را جایگزین فرهنگ رسمی جامعه ایرانی می‌کنند.

۵-۳. تغییر گروه‌های مرجع

در جریان تصمیم‌گیری‌ها، کنش‌ها و حتی شکل‌گیری نگرش انسان‌ها در جامعه، عواملی چند نقش‌آفرینند که از‌جمله مهم‌ترین آنها افراد یا گروه‌هایی است که مبنا و معیار قضاوت و ارزیابی کنشگران اجتماعی قرار می‌گیرند که به آنان «گروه‌های مرجع» گفته می‌شود. این گروه دو کارکرد عمده ایفا می‌‌کند: اولاً هنجارها، رویه‌ها، ارزش‌ها و باورهایی را به دیگران القا می‌‌کنند و به‌نوعی کارکرد هنجاری دارند، ثانیاً استانداردها و معیارهایی را در اختیار کنشگران قرار می‌دهند که کنش و نگرش خود را با آنها محک می‌زنند و اصطلاحاً کارکرد مقایسه‌ای و تطبیقی ایفا می‌‌کنند. اساساً ازآن‌رو که آدمیان در جامعه و در ارتباط با دیگران زندگی می‌کنند و نمی‌توانند با ملاک‌های عینی به صحت رفتارها یا باورهای خود یقین پیدا کنند، مقایسه با گروه‌های مرجع و رجوع به آنها راهی برای خلاصی از این معضل و بن‌بست است (بیگلری، 1403). سایت هایپ‌آودیتر[1]، آماری از میانگین سنی طرف‌داران بلاگرها ارائه کرد که حاکی است بلاگرها توانسته‌اند به‌عنوان گروه مرجع جدید شناخته شوند و جایگاه گروه‌های مرجع سنتی را متزلزل سازند. مطابق با داده‌ها، 43 درصد از کاربران میانگین سنی 18 تا 34 سال، 38 درصد میانگین سنی 25 تا 34 سال بیشترین میزان دنبال‌کنندگان بلاگرها را داشتند (Hypeauditor. Com, 2025). این امر بیانگر آن است که بلاگرها توانایی بالقوه‌ای در بسیج سرمایه اجتماعی مجازی و دیجیتال خود دارند که همان هوادارانشان است. از‌این‌رو آنان می‌توانند بسیار راحت به افکار عمومی شکل دهند و فرهنگ غیررسمی را جایگزین فرهنگ رسمی ایرانی کنند.

۵-۴. ترویج مصرف‌گرایی

درخصوص مصرف‌گرایی حسین گدازگر این مقوله را از دو دیدگاه مورد واکاوی و بررسی قرار می‌دهد؛ دیدگاه اول مرتبط با ارضای نیازهای اولیه است که این موضوع امری مشروع و طبیعی است. در دیدگاه دوم، مصرف موضوعی از آمال و خواسته‌های لذت‌طلب برای کالاها و خدمات غیرضروری است که از آن تحت عنوان مصرف‌گرایی یاد می‌شود (Godazgar, 2007: 360).

ثریا اسد نیز همراهی با سبک زندگی غربی را یکی از مهم‌ترین مباحث در مصرف‌گرایی تلقی می‌کند. از دیدگاه اسد، مدرنیته در سطح فردی با مالکیت و به‌کارگیری کالاهای لوکس و ترجیح سبک زندگی غربی ارتباط مستقیم دارد. وی معتقد است طبقات بالا و حتی طبقات متوسط به بالای جوامع غیرغربی، در خرید کالاهای خود سعی دارند تا از طبقات متوسط و بالای غربی پیروی کنند (Assad, 2007: 76).

بررسی نظرهای متفاوت درخصوص مصرف‌گرایی حاکی از آن است که شامل «مصرف افراطی»، «تجمل»، «لذت‌گرایی» و «اشتیاق مصرفی» است. مصرف افراطی، زیاده‌روی در مصرف جامعه مدرن را ابراز می‌دارد که مطابق احتیاج واقعی نیست (طالبی دلیر و اکبری، 1393: 126).

امروزه بلاگرها با توجه به تبلیغاتی که انجام می‌دهند و مطابق با نیاز مخاطبان خود به دسته‌های گوناگونی طبقه‌بندی می‌شوند. یکی از این دسته‌ها که طرف‌داران فراوانی نیز دارند، بلاگرهای غذا هستند. این گروه از بلاگرها با معرفی رستوران‌های لوکس و سلف‌سرویس، مخاطبان خود را با مصرف افراطی کالا و خدمات و تجمل‌گرایی در مواد غذایی ترغیب می‌کنند. آنها با بیان جملاتی همچون «با همون مبلغ هرچندبار دلت میخواد بکش و بخور»، «رفقای شکمتو بیار اینجا»، «این رستوران خیلی لاکچریه و خفنه» و نظایر اینها هواداران و کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام را تشویق به مصرف‌گرایی می‌کنند. ازآنجاکه بلاگرها به دنبال کسب سود و منفعت خود هستند، مخاطبان خود را به مصرف‌گرایی افراطی تشویق می‌کنند که مغایر با فرهنگ رسمی کشورمان است و همین امر درنهایت می‌تواند به جایگزینی فرهنگ غیررسمی و لیبرالی در بطن جامعه ایرانی منجر شود.

5-5. گسترش استفاده از حیوانات خانگی

یکی از اصلی‌ترین وجوه تمایز سبک زندگی اسلامی-ایرانی با سبک زندگی غربی در نوع نگاه آنان به موضوع ارتباط با حیوانات و نحوه نگهداری از آنها است. ورود حیواناتی همچون سگ و گربه و حتی برخی از حیوانات وحشی به درون منازل و تبدیل شدن آنان به عضوی از خانواده موضوعی جدید نسبت به آشنایی ایرانیان با فرهنگ غربی است. در این زمینه بسیاری از بلاگرها با به نمایش گذاشتن حیوانات خانگی خود به‌ویژه سگ و گربه و حمایت از حقوق حیوانات با بیان جملاتی همچون «مامان قربونت بره»، «زیبای جذاب» و ...، کاربران فضای مجازی را نسبت به خرید و نگهداری حیوانات به‌جای فرزندآوری تشویق می‌‌کنند که ادامه این فرایند می‌تواند آثار مخربی را در سیاست‌های جمعیتی و کاهش نرخ موالید به دنبال داشته باشد. در این راستا می‌توان گفت تشویق بلاگرها برای نگهداری حیوانات خانگی از آنجا نشئت می‌گیرد که این قشر از جامعه به دنبال هم‌صدایی با اقشار مختلف جامعه هستند تا بتوانند طرف‌داران زیادی را برای خود جذب کنند. به همین جهت آنها با توجه به مشکلات اقتصادی و عدم تمایل زوج‌های جوان به فرزندآوری و همچنین عدم پاسخگو بودن فرهنگ رسمی جامعه به نیازهای روز جوانان و نوجوانان به ارائه الگویی از فرهنگ غیررسمی اقدام می‌‌کنند. این موضوع درنهایت منجر می‌‌شود تا فرهنگ رسمی گام‌به‌گام جای خود را به فرهنگ غیررسمی و وارداتی دهد.

۵-۶. ارائه الگوی نوینی از حجاب

حجاب به پوششی اطلاق می‌شود که مانع از دیدن شی می‌شود. آیت‌اله مطهری بر این باور است که حجاب هم به‌معنای پوشیدن است هم به‌معنای پرده و حاجب. این کلمه ازآن‌جهت مفهوم پوشش را می‌دهد که پرده وسیله پوشش است و حتی به‌نوعی می‌توان گفت که به‌حسب اصل لغت هر پوششی، حجاب نیست و آن پوششی حجاب است که پشت پرده واقع شده باشد (معرفت، 1396: 12). برخی از بلاگرها که تحت عنوان حجاب استایل[1] شناخته می‌شوند، به انتشار پست‌هایی در صفحه خود اقدام می‌کنند که سعی دارند تا الگوی نوینی از حجاب را در جامعه ترویج دهند. یکی از بلاگرها با انتشار تصویر خود با آرایش، خطاب به هوادارانش می‌گوید «ایرادی نداره که هم چادری باشی هم ناخن بکاری». این گروه از بلاگرها با تلفیق چادر به‌عنوان حجاب برتر ایرانی-اسلامی و عادی‌انگاری استفاده از زیورآلات، تتو و آرایش غلیظ که در فرهنگ غربی رواج دارد، سعی در این موضوع دارند تا جوانان و به‌ویژه بانوان را آرام‌آرام با این فرهنگ آشنا کرده و به‌سوی آن سوق دهند. انجام این قبیل از اقدام‌ها رفته‌رفته می‌تواند به حاشیه رانده‌شدن پوشش چادر به‌عنوان فرهنگ رسمی ایرانی-اسلامی و جایگزینی آن با فرهنگ غربی منجر شود.

۵-۷. اجرا و ترویج بازی‌های غربی

بازی‌ها یکی از روش‌های جذاب در یادگیری به‌شمار می‌رود و فضایی امن برای مخاطبان خود فراهم می‌کند تا آنان را در دنیایی نسبتاً شبیه به دنیای واقعی و بدون ترس از شکست قرار دهد. ویژگی اصلی بازی‌ها در جوامع پدیدار می‌‌شود و خصوصیات آن را نیز شامل می‌شود به همین جهت می‌توان گفت رگه‌های فرهنگی به‌همراه خود دارد. در این شرایط است که بازی‌ها به جنبه‌ای مهم از زندگی روزمره اجتماعی و علاقه‌مندی انسان‌ها تبدیل شده‌ است (بناهان و فخار، 1402: 100). ویگوتسکی[1] (روان‌شناس اتحادجماهیر شوروی) معتقد است، موقعیت‌های نمادین در بازی نمایانگر ویژگی‌های فرهنگی، مهارت‌های اجتماعی و ارتباطات کودک است که به‌طورخودجوش با بازی و قوانین آن فراگرفته می‌شود (Karadeniz and Karaman, 2022: 124). در همین راستا برخی بلاگرهای بازی سعی دارند تا با انتشار پست‌هایی درخصوص بازی‌های خارجی و نشان‌ دادن عدم هیجان در بازی‌های سنتی و ایرانی که سرچشمه و ریشه در فرهنگ کشورمان دارد، آنها را جایگزین بازی‌های اصیل کنند تا هم بتوانند مخاطبان بیشتری را نسبت به قبل به خود جذب کنند و هم با تبلیغات گسترده، منافع مالی خود را تأمین کنند. در این زمینه یکی از بلاگرها در صفحه شخصی خود با تبلیغ بازی شهروند مافیا با استفاده از الفاظی همچون «از بازی‌های قدیمی ایرانی خسته شدی پاشو بیا کافه .... مافیا بازی کنیم»؛ «بچه‌ها گاد منم. ساعت 9 بیایید کافه رستوران...که تهران رو هواست. دختر پسرا منتظرتونم». ازآنجاکه این بلاگرها طرف‌داران فراوانی در شبکه‌های اجتماعی دارند، می‌توانند مخاطبان زیادی را به محل‌های بازی بکشانند و ازسوی‌دیگر ازآنجاکه این بازی‌ها از حدومرز بین دختر و پسر عبور کرده، طرف‌داران زیادی را جذب کرده است. درنهایت می‌توان به این نتیجه رسید که بلاگرهای اینستاگرام با ترویج بازی‌های غربی می‌توانند به‌آرامی فرهنگ غیررسمی را وارد کشور کرده و جایگزین فرهنگ رسمی جامعه ایرانی کنند.

 

۵-۸. تبلیغات کالاهای خارجی و لوکس

کالاها و خدمات در دسته‌های مختلفی تقسیم‌بندی می‌شود که اقتصاددانان کالاهای لوکس و تجملاتی را در یکی از آنها جای می‌دهند. کالاهای تجملاتی نیازهای غیراساسی را مرتفع می‌سازد و به‌عبارت‌دیگر، کالاهای لوکس به کالاهایی اطلاق می‌شود که از اندازه و میزان برطرف کردن نیاز فراتر رفته و بیشتر برای نشان دادن پرستیژ، پول و ثروت به دیگران است (محمدبیگی، 1399: 12).

با بررسی برخی صفحات اینستاگرامی، بلاگرها با تبلیغات و استفاده از کالاهای لوکس و گران‌قیمت وارداتی و با به نمایش گذاشتن زندگی شخصی سعی دارند خود را  شخص لاکچری  و موفق در اذهان طرف‌داران نشان ‌دهند. در همین راستا یکی از بلاگرهای معروف به تبلیغ عروسک لوبوبو اقدام کرد که قیمت بسیار بالایی دارد. وی با نشان دادن عروسک در ماشین می‌گوید «این گوگولی رو خریدم تا بذارم جای عروسک پهلوانان». ازآنجاکه اسباب‌بازی و عروسک ریشه در فرهنگ هر جامعه‌ای دارد، این بلاگر به دنبال آن است تا هم با استفاده از این عروسک خود را به‌عنوان آدم ثروتمند و موفق نشان دهد و طرف‌داران بیشتری را روزبه‌روز جذب کند و هم از راه تبلیغات درآمد بالایی کسب کند. اما این قبیل اقدام‌های بلاگرها همچون استفاده از کالاهای لوکس و وارداتی و وسایل بازی خارجی می‌تواند به نتایجی منجر شود که فرهنگ رسمی و پذیرفته شده جامعه را با مشکلاتی مواجه کند.

 

۶. جمع‌بندی، نتیجه‌گیری و ارائه پیشنهادها

با ایجاد و فراگیر شدن شبکه جهانی اینترنت و ظهور تارنماها، وبلاگ‌ها، تالارهای گفتگو و رشد و گسترش روزافزون شبکه‌های اجتماعی و انقلاب اطلاعات و ارتباطات، شبکه‌های اجتماعی یکی پس از دیگری ایجاد شد؛ اما ازآنجاکه به‌طور کامل پاسخگوی نیاز مخاطبان نبود، پس از مدتی منسوخ می‌شد. همچنین ازطرفی با تکامل روزافزون این رسانه‌های فراگیر و چندرسانه‌ای شدن آن به‌ویژه در قالب اینستاگرام، می‌توان گفت این رسانه‌های جمعی نقشی انکارناپذیر در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی شهروندان ایفا کرد. در این راستا بلاگرها که از قلب شبکه‌های اجتماعی سر برآورده بودند، تلاش کردند با استفاده از این ابزار در اینستاگرام به تبلیغ و انتشار محتوای گوناگون در صفحه شخصی خود بپردازند تا از‌یک‌سو شهرت و طرف‌داران بیشتری را جذب کنند و از‌سوی‌دیگر امکانات و فرصت‌های بیشتری را نسبت به قبل به خود اختصاص دهند. بلاگرها ازآنجاکه در ابتدا از گروه‌های فاقد امتیاز جامعه بودند، سعی کردند با نفوذ گسترده در افکار عموم جامعه و ارضای نیازهای روز شهروندان و به‌ویژه بانوان و جوانان و به‌نوعی هم‌صدایی با آنان در اینستاگرام، جایگاه ویژه‌ای در نزد کاربران شبکه‌های اجتماعی کسب کنند و با تبلیغات گسترده بتوانند شرایط مالی مساعدی برای خود فراهم کنند.

بلاگرها با فنونی همچون نمایش زندگی لوکس، ابراز صمیمیت با مخاطبان، قرار گرفتن در کنار سلبریتی‌ها، برطرف کردن نیازهای آموزشی، همدلی با مردم، داشتن سبک زندگی عامیانه، نمایش لحظه‌به‌لحظه زندگی شخصی، داشتن زندگی عاشقانه و غیره سعی کردند تا مخاطبان بسیاری را جذب خود کنند. اما ایشان پس از جذب هواداران بی‌شمار خود، برای ارضای نیازهای مادی و کسب منزلت اجتماعی به تبلیغ و ترویج سبک زندگی غربی اقدام کردند که امروزه در میان جوانان نیز به‌شدت رواج یافته است؛ ازاین‌رو بلاگرها برای دستیابی به اهداف خود از طریق تبلیغ سایت‌های شرط‌بندی، ارائه الگوی جدیدی از حجاب، ترویج استفاده از حیوانات خانگی، بسط و گسترش مصرف‌گرایی و زندگی تجملاتی و لوکس، تغییر گروه‌های مرجع و جایگزینی گروه‌های مرجع جدید از طریق انزوای آنان، تبلیغ عمل زیبایی و غیره کردند.

یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که ادامه این قبیل اقدام‌های بلاگرها در صفحات مختلف اینستاگرام در آینده می‌تواند به نتایجی منجر شود که آرام‌آرام فرهنگ غیررسمی که عموماً محصول غرب و وارداتی است، جایگزین فرهنگ و تمدن اسلامی_ایرانی شود و هرج‌ومرج و سرگردانی‌هایی را به‌ویژه در حوزه فرهنگ در بطن جامعه ایرانی به‌وجود آورد.

ازاین‌رو می‌توان پیشنهادهایی را در این امر مطرح کرد:

1. نهادهای دولتی و خصوصی همچون آموزش و پرورش و مؤسسه‌های آموزش عالی و دانشگاه‌ها، می‌توانند با گسترش و بسط سواد رسانه‌ای در میان شهروندان در جهت اهداف جامعه از آن بهره برند.

2. ضرورت ایجاد ساز‌و‌کاری حقوقی برای مدیریت محتوای منتشر شده بلاگرها در شبکه‌های اجتماعی و به‌ویژه اینستاگرام،

3. ایجاد حس روابط صمیمانه میان مدیران و سیاستگذاران ارشد با بلاگرها که این امر می‌تواند به روابط نزدیک میان ایشان و ساختار حاکم منجر شود.

 



[1]. Lev Vygotsky

 

 

 



[1]. Hijab Style

 



[1]. Hypeauditor

 

 

 

 


[1]. Instagram

 

[2]. Pierre Bourdieu 

[3]. Life Style Blogger

[4]. Sport Blogger

[5]. Food Blogger

[6]. Beauty Blogger

[7]. Fashion Blogger

[8]. Kevin York Systrom

[9]. Mike Kreiger

[10]. Kozinets

[11] .MAX QDA 2018

1.                اسماعیلی، محمدجواد، ابوالقاسم حیدرآبادی و منوچهر پهلوان (1401). «مقبولیت سلبریتی‌ها در مشارکت سیاسی از نظر مخاطبان شبکه‌های اجتماعی»، نشریه جامعه‌شناسی سیاسی، سال پنجم، ش 10.
2.                اکبرزاده جهرمی، جمال‌الدین و مسعود تقی‌آبادی (1398). «ستاره‌های خرد ایرانی در قاب سلفی: مطالعه نشانه‌شناختی شهرت خرد در اینستاگرام»، نشریه مطالعات فرهنگ ارتباطات، ش 46.
3.                بناهان، مریم و فائزه فخار (1402). «نقش‌بازی‌های گروهی در ارتقا فرهنگ شهروندی، مبتنی‌بر اصول تربیت اجتماعی اسلامی؛ مطالعه موردی: بازی شهروند و مافیا»، فصلنامه علوم تربیتی از دیدگاه اسلام، سال یازدهم، ش 23.
4.                بوردیو، پیر (1384). طرحی از یک نظریه کنش، ترجمه مرتضی مردی‌ها، تهران، انتشارات نقش و نگار.
5.                بیگلری، جواد (1403). «واکاوی جایگاه سلبریتی‌ها در توسعه سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی (1۴۰۲-1۳۸۴)»، پایان‌نامه دکتری جامعه‌شناسی سیاسی، دانشگاه رازی.
6.                تاجیک، محمدرضا (1384). «فرهنگ غیررسمی، ارتباطات و امنیت ملی در ایران امروز»، فصلنامه فرهنگ اندیشه، سال چهارم، ش 14 و 15.
7.                جنکینز، ریچارد (1385). پیر بوردیو، ترجمه لیلا جو افشانی و حسن چاوشیان، تهران، نشر نی.
8.                حسینی، فایق و علیرضا دهقان (1399). «مطالعه فرهنگ شهرگی در فضای رسانه‌ای ایران با تمرکز بر کنشگری شهروندان تهرانی در شبکه‌های اجتماعی»، نشریه رسانه، سال سوم، ش 31.
9.                خلیلی، زهرا، فائزه جعفری و سعید خلیلی (1402). «خیزش زنان در اغتشاشات 1401: تحلیلی مبتنی‌بر نظریه‌های آصف بیات»، فصلنامه مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی، سال ششم، ش 3، پیاپی 25.
10.            درینی، ولی‌محمد، محمد تابان، احسان نامدار جویمی و ناصر باهنر (1393). «بررسی رابطه سرمایه نمادین با سرمایه فرهنگی (مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه دولتی ایلام)»، فصلنامه مطالعات فرهنگ ارتباطات، سال شانزدهم، ش 31.
11.            ذکایی، محمدسعید و سیمین ویسی (1402). «سلبریتی‌های ایرانی: گونه‌ها، استراتژی‌ها و تعاملات»، نشریه مطالعات فرهنگ ارتباطات، ش 96.
12.            سیفی، سهراب، مجید فانی و مهدی روح‌الامینی (1402). «مدل فروش از طریق بلاگرها در شبکه‌های اجتماعی با استفاده از روش معادلات ساختاری»، نشریه مدیریت بازاریابی هوشمند، ش 23.
13.            شریعتی‌شیری، مصطفی و احمد نقیب‌زاده (1401). «آسیب‌شناسی اجتماعی میکروسلبریتی‌های ایرانی در اینستاگرام»، فصلنامه مجلس و راهبرد، سال سی‌ام، ش 116.
14.            شمس، مرتضی و محمدمهدی فرقانی (1397). «شبکه‌های اجتماعی مجازی و تولید شایعات در انتخابات سیاسی (مطالعه موردی: شبکه اجتماعی اینستاگرام)»، فصلنامه رسانه‌های دیداری و شنیداری، سال دوازدهم، ش 28.
15.            صدیق‌سروستانی، رحمت‌اله و سیدضیا هاشمی (1381). «گروه‌های مرجع در جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی با تأکید بر نظریه‌های مرتون و فستینگر»، علوم اجتماعی، ش 20.
16.            طالبی‌دلیر، معصومه و حسین اکبری (1393). «رسانه و مصرف‌گرایی»، رسانه و فرهنگ، سال چهارم، ش ۲.
17.            عباسی، عاطفه و علی جعفری (1399). «تأثیر کنش‌های اینستاگرامی سلبریتی‌ها بر سبک زندگی کاربران ایرانی»، فصلنامه پژوهش‌های ارتباطی، سال بیست‌و‌هفتم، ش 101.
18.            محمدبیگی، سعید (1399). «ابعاد اقتصادی و اجتماعی واردات کالاهای لوکس به ایران»، فصلنامه معرفت، سال بیست‌و‌نهم، ش 5.
19.            معرفت، محمدهادی (1396). التمهید فی علوم‌القرآن، قم، مطبعه مهر.
20.            مهرپرور، سمانه (1398). «بازنمود زندگی روزمره در صفحات میکروسلبریتی‌های زن اینستاگرام»، نشریه جامعه‌شناسی، ش 18.
21.            نامدار جویمی، احسان (1393). «بررسی رابطه سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین با رفتار مصرف‌کننده در صنعت پوشاک (مطالعه موردی شهروندان شهر اصفهان)»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد مدیریت بازاریابی، دانشگاه ایلام.
22.            Soraya Wali el-Deen (2007).”The Rise of Consumerism in Saudi Arabian Society”, International Journal of Commerce and Management, Vol. 17, No. 2.
23.            Bayat, Asef (2000). Street Policies, The Poor Movement in Iran, Translated by Assadollah Nabavi, Tehran, Shirazeh Publications [In Persian].
24.            Bowler, Joonior Gary Mike (2010). “Netnography: A Method Specifically Designed to Study Cultures and Communities Online”, The Qualitive Report, Vol. 15.
25.            Godazgar, Hossein (2007). “Islam Versus Consumerism and Postmodernism in the Context of Iran”, Social Compass, Sage Publications, Vol. 54, Iss. 3.
26.            Karadeniz, Oguzhan and Burcu Karaman (2022). “Teaching with Educational Games in Social Studies”, Turkish Online Journal of Educational Technology, Vol. 21, No. 1.
27.            Khamis, Susie, Ang Lawrence and Raymond Welling (2016). “Self- branding, ‘Micro- celebrity’ and the Rise of Social Media Influencers”, Journal of Taylor and Francis, Vol. 26, No. 3.
28.            Kozinets, Robert Victor and Rossella Gambetti (2021). Netnography Unlimited, Understanding Technoculture Using Qualitative Social Media Research, New York, Routledge.
29.            Porters, Alejandro (1998). "Social Capital: Its Origins and Application in Modern Society", Annual Review of Sociology, Vol. 24.
30.            Senft, Theresa (2008). Micro- Celebrity and the Branded Self, New York, Blackwell Publishing.

Articles in Press, Accepted Manuscript
Available Online from 14 September 2026