Document Type : Research Paper
Subjects
در عصر حاضر، سیطره پلتفرمهای دیجیتال بر مناسبات اقتصادی و اجتماعی، زمینهساز گذار از دیوانسالاری سنتی به پارادایم «دولت بهمثابه پلتفرم» شده است؛ مفهومی که ریشه در تکامل فناوری اطلاعات و نظریات تیم اورایلی داشته و با تغییر نقش حاکمیت از «متصدی انحصاری خدمات» به «تسهیلگر و فراهمکننده زیرساخت»، ظرفیتهای بیبدیلی را برای ارتقای شفافیت، چابکی و نوآوری در کیفیت حکمرانی آزاد کرده است. این معماری نوین با گشودن دادهها و استانداردسازی رابطها، بستر را برای همآفرینی ارزش مهیا میسازد، اما تحقق غایی این الگو در گرو نقشآفرینی فعال جامعه است؛ از اینرو، ضروری است تا ابعاد و لایههای مختلف دولت پلتفرمی، نه صرفاً بهعنوان یک راهکار فنی، بلکه مشخصاً در راستای تعمیق و تسهیل «مشارکت شهروندی» مورد کنکاش و پژوهش قرار گیرد تا چگونگی تبدیل شهروندان از مصرفکنندگان منفعل به شرکای فعال در اداره امور عمومی تبیین گردد.
با بررسی کلیدواژه دولت بهمثابه پلتفرم و دولت پلتفرمی در پایگاه نورمگز، گنج (ایرانداک)، پایگاه جامع علوم انسانی تنها سه منبع یافت شد؛ مقاله «واکاوی ویژگیهای دولت بهمثابه پلتفرم با استفاده از مرور نظاممند و فراترکیب» نوشته طهماسبی و همکاران است که با استفاده از روش مرور سیستماتیک به بررسی منابع موجود و با ادبیات مختلف این حوزه به تعریف واحدی از دولت بهمثابه پلتفرم و ویژگیهای آن پرداختهاند. فدایی و همکاران نیز در مطالعهای با عنوان «گذار از دولت مدرن به دولت پلتفرمی؛ مطالعه دلالتپژوهانه و مبتنیبر آموزههای اقتصاد اشتراکی» سعی در ارائه چارچوب مفهومی از دولت پلتفرمی داشتند که میتواند چالشهایی که دولت مدرن با آن مواجه است را پاسخ دهد و همینطور سعی کرده تا با بررسی تعاریف مختلف دولت پلتفرمی به تعریفی جامع با همه خصوصیتهای آن دست یابد. منبع دیگری که به فارسی موجود است کتاب راهنمای اجرایی دولت بهمثابه پلتفرم نوشته ریچارد پوپ است که پیشنهادها و راهنماییهای عملی برای توسعه پلتفرمهای دولتی ارائه میدهد؛ راهنماییهایی که بتواند از بین رفتن سیلوهای سازمانی، صرفهجویی در هزینهها و تغییر در نوع خدمات دولتی را موجب شود. در زمینه بررسی دولت بهمثابه پلتفرم و پلتفرمهای شهری و مشارکت شهروندی هیچ منبعی به فارسی یافت نشد.
با جستجو در منابع انگلیسی به روش مرور سیستماتیک، هشت منبع یافت شد که بهصورت مستقیم و هفت منبع نیز بهصورت عام به بررسی مشارکت شهروندی در بستر پلتفرمهای شهری پرداخته است. در این پانزده منبع که بهعنوان منابع اصلی فراترکیب در این پژوهش از فرایند مرور نظاممند استخراج شده است، هریک از این پژوهشها با سؤالهای متفاوتی به بررسی نسبت مشارکت و دولت بهمثابه پلتفرم اقدام کردهاند، اما در این پژوهش با استفاده از روش مرور نظاممند و فراترکیب به شناسایی دقیق روابط بین این دو مفهوم اقدام شده است. همچنین مزایا، چالشها و الزامات ارتقای مشارکت دولت بهمثابه پلتفرم از دل پژوهشهای جهانی انجام شده در این زمینه استخراج شده است و سعی دارد تصویر جامع و دستهبندی شده از حوزههای موضوعی این پژوهشها ارائه دهد.
مشارکت شهروندان در امور اداره کشور، بهعنوان عناصر اساسی توسعه پایدار جوامع مورد توجه بسیاری از نظریهپردازان قرار گرفته است. از نظر آنها مشارکت احتمال موفقیت برنامههای توسعه را افزایش داده و علاوه بر آن به ارتقای سرمایه اجتماعی کمک میکند که برای توسعه جامعه و پایداری بلندمدت آن ضروری است. برای مثال نظریه توسعه انسانی معتقد است که توسعه انسانمحور تنها با مشارکت فعال و گسترده جامعه حاصل میشود (United Nations Development Programme, 1990). مشارکت مردم در پاسخ به نیازهای فعلی و آینده و دستیابی به پایداری در توسعه، مؤلفه مهمی قلمداد میشود (Development, 1987).
علاوه بر آن بسیاری از نظریهپردازان هم خاصتاً به بررسی رابطه بین مشارکت و توسعه پرداختهاند؛ آمارتیا سن[1] (۱۹۹۹) معتقد است توسعه بهمعنای گسترش تواناییهای افراد است و مشارکت برای دستیابی به این امر ضروری است. او استدلال میکند که مشارکت فعال مردم در فرایند توسعه برای شناسایی نیازها و اولویتهای خود و ایجاد راهحلهایی ضروری است که آن نیازها را برآورده میکند. پائولو فریره[2] (۲۰۰۰) بر اهمیت مشارکت مردم در توسعه تأکید و استدلال میکند که مردم نباید دریافتکنندگان منفعل برنامههای توسعه باشند، بلکه باید مشارکتکنندگان فعال در شکلدهی و اجرای آن برنامهها باشند. رابرت چمبرز[3] (۱۹۹۴) استدلال میکند که مشارکت مردم برای درک نیازها و اولویتهای آنها و همچنین ایجاد راهحلهایی حیاتی است که مناسب و مؤثر هستند.
درمجموع، بسیاری از نظریهپردازان توسعه اهمیت مشارکت مردمی دستیابی به توسعه پایدار و موفق را مورد تأکید قرار دادهاند.
مفهوم «دولت بهمثابه پلتفرم» به مدلی از حکمرانی اشاره دارد که از فناوری و پلتفرمهای دیجیتال برای ارائه خدمات عمومی کارآمدتر و مؤثرتر استفاده میکند. در این مدل، دولت بهعنوان بستری برای نوآوری و همکاری عمل میکند و طیفی از ابزارها و خدمات دیجیتالی را ارائه میکند که شهروندان، کسبوکارها و سایر ذینفعان را قادر میسازد تا خدمات عمومی را بهطور مشترک ایجاد و ارائه دهند. دولت بهمثابه پلتفرم در سالهای اخیر توجه بسیار زیادی را به خود جلب کرده است، بهطوریکه بسیاری از دولتها در سراسر جهان این رویکرد را برای مدرنسازی ارائه خدمات عمومی خود اتخاذ کردهاند.
تیم اوریلی[4] (۲۰۱۰) استدلال میکند که دولت باید بهعنوان پلتفرم نوآوری عمل کند و شهروندان و کسبوکارها را قادر سازد تا برنامهها و خدمات جدید را روی پلتفرم دولتی ایجاد کنند. این رویکرد میتواند به هدایت نوآوری، کاهش هزینهها و بهبود ارائه خدمات عمومی کمک کند و درعینحال مشارکت شهروندان را تقویت کند.
دولت بهمثابه پلتفرم این امکان را فراهم میکند تا دولتها فرایندهای اداری خود را سادهسازی کنند و توانایی خود را برای رفع نیازهای شهروندان بهبود بخشند. دولت با ارائه طیف وسیعی از ابزارها و خدمات دیجیتالی، شهروندان، مشاغل و سایر ذینفعان را به ایجاد و ارائه مشترک خدمات عمومی قادر میکند. علاوه بر آن ظرفیت دولت برای تعامل با شهروندان و پاسخگویی افزایش مییابد.
دولتها با استفاده از ظرفیتهای دولت بهمثابه پلتفرم این امکان را بهدست میآورند که انواع مختلفی از مشارکت شهروندی را محقق کنند، برای مثال با استفاده از پرتالهای داده باز امکان دسترسی شهروندان به دادههای دولتی برای تحلیل و تحقیق فراهم میشود که خود به ارتقای شفافیت و مسئولیتپذیری و افزایش نوآوری کمک کند. پلتفرمهای مشاوره آنلاین، شهروندان را در فرایندهای سیاستگذاری و تصمیمگیری مشارکت داده و امکان ارائه بازخورد، اشتراکگذاری نظرها و شرکت در بحث حول مسائل سیاسی را فراهم میکند. پلتفرمهای جمعسپاری امکان اشتراکگذاری مهارتها، دانشها و منابع شهروندان را در تولید مشترک و ارائه خدمات عمومی بهوجود میآورد. پلتفرمهای رسانههای اجتماعی امکان بحث و گفتگو درباره سیاستگذاری و حکومتداری عمومی را فراهم میکند. رسانههای اجتماعی میتواند دولتها را قادر سازد تا مخاطبان بیشتری دسترسی داشته باشند و شفافیت و مسئولیتپذیری بیشتری را ترویج دهند.
با وجود اینکه کمتر اندیشمندی در اهمیت مشارکت در تحقق توسعه و دستیابی به حکمرانی کارآمد اختلافنظر دارد، مسئله مهمی که پیش روی مشارکت مردمی وجود دارد، شناسایی مدل مناسبی از مشارکت مردم در عرصه حکمرانی کشور است. دولت بهمثابه پلتفرم یکی از مدلهای حکمرانی دولتی است که ظرفیتهای مردمی را با بهرهگیری از فضای مجازی و پلتفرمها در حکمرانی مشارکت میدهد.
یکی از اهداف جدی پیادهسازی الگوی پلتفرمی حکمرانی در بسیاری از کشورها تحقق مشارکت مردمی بوده است. اوریلی (۲۰۱۰) با تأکید بر نقش دولت در ایجاد اکوسیستم مشارکتی، مفهوم [5]GaaP را معرفی میکند. او نشان میدهد که چگونه فناوریهای دیجیتال و دادههای باز میتواند شهروندان را توانمند کرده و نوآوری را از طریق تلاشهای مشترک تقویت کند.
این مدل حکمرانی امکان ارائه راههای در دسترستر و کارآمدتر برای مشارکت در فرایندهای دولتی را ایجاد میکند. با استفاده از ابزارهای دیجیتال، دولتها میتوانند فراگیری خدمات عمومی را گسترش دهند و امکان شنیدن طیف متنوعتری از نظرها در فرایند سیاستگذاری فراهم میشود (Smith, 2019). دادههای باز مورد استفاده در پلتفرمها میتواند شفافیت، مسئولیتپذیری و مشارکت شهروندان را در حکومت بهبود بخشد(Janssen and Helbig, 2018)) علاوه بر این، پلتفرمهای دیجیتال میتواند بازخورد و تعامل بیدرنگ بین شهروندان و مقامات دولتی را تسهیل کند (Mergel, 2013). پلتفرمهای دیجیتال با ماژولار بودن و مقیاسپذیری میتواند کارایی را افزایش و هزینهها را کاهش دهد و مشارکت شهروندان را در حکومت ارتقا دهد (Brown, Fishenden and Thompson, 2014).
هرچند مزایای بسیاری برای این الگو نظیر در دسترس بودن، سهولت در استفاده، امکان ایجاد شفافیت، امکان به اشتراکگذاری دادههای دولتی و امکان ارتباط مردم با یکدیگر و مسئولان در پژوهشهای مختلف مورد اشاره قرار گرفته است، اما تحقیق جامعی در مورد همه مزایایی که این سازوکار در اختیار مشارکت مردمی قرار میدهد انجام نشده است. برخی از پژوهشها در برشمردن مزیتها، نسبت به یکدیگر اختلافنظر دارند. بنابراین نگاه دقیق، جامع و صحیحی از مزیتهای مورد انتظار پلتفرمهای شهروندی در راستای مشارکت در دسترس نیست.
از جانب دیگر، پیادهسازی این الگو بهمانند سایر الگوهای حکمرانی، با چالشهایی مواجه خواهد بود. شناسایی این چالشها، به حکمرانان این امکان را میدهد، تا با نگاه واقعگرایانه به توصیه، تجویز و پیادهسازی این مدل حکمرانی اقدام کنند. مشکلات امنیت سایبری ( Brown, 2023)، نابرابری سواد دیجیتال و مهارت استفاده از پلتفرمها در میان شهروندان (Smith, 2022)، مقاومت درونسازمانی در مقابل پیادهسازی این مدل حکمرانی (Johnson and Lee, 2023) ، فقدان قوانین و سیاستهای مناسب برای حمایت از مشارکت الکترونیکی (Smith, 2022) از چالشهای پیش روی مشارکت در بستر پلتفرمهای شهروندی است. اما تمامی چالشهای پیش روی دولت بهمثابه پلتفرم مورد احصا قرار نگرفته است، یا موارد احصا شده در پژوهشهای مختلف دارای تضاد و تعارض با یکدیگر است. بنابراین برای دستیابی به نگاه جامع و دقیق از چالشهای پیش روی مشارکت مردمی در این الگوی حکمرانی باید پژوهشی انجام شود.
برای پیادهسازی هر مدل حکمرانی باید مزایا و چالشهای پیش روی آن در ابتدا مورد شناسایی قرار گیرد. آگاهی نسبت به ابعاد مختلف پیادهسازی دولت پلتفرمی و نسبتی که میتواند با مقوله مشارکت داشته باشد، به حکمرانان این امکان را میدهد تا تشخیص دهند این مدل در چه بستر و زیستبومی به تحقق مشارکت و در چه بستر و زیستبومی بیاثر خواهد بود. علاوه بر آن توجه به چالشها و مزایا، الزاماتی را در اختیار حکمرانان قرار میدهد تا با سیاستگذاری و وضع قوانین ناظر به آن، امکان هرچه بیشتر برای تحقق مشارکت مردمی مؤثر فراهم شود. بنابراین اهداف این پژوهش دستیابی به نگاهی جامع و دقیق نسبت به مزایا، چالشها و الزامات پیش روی دولت بهمثابه پلتفرم برای تحقق مشارکت مردمی است.
این پژوهش از نوع بنیادی به روش کیفی بوده و شیوه انجام آن، مرور نظاممند ادبیات با رویکرد فراترکیب است. برای جمعآوری اطلاعات از روشهای کتابخانهای و اسنادی استفاده شده و با مرور نظاممند ادبیات، منابع مناسب پالایش و انتخاب شده است. این پژوهش از آن جهت روش مرور نظاممند را انتخاب کرده که بتوان با اطمینان دید جامعی از تمامی منابعی داشت که بهصورت پراکنده به احصای مزایا، چالشها و الزامات این الگو از مشارکت اقدام کردهاند. برای دستیابی به دید گسترده و فراگیر درخصوص این مسائل، دادههای جمعآوری شده با روش فراترکیب مورد تحلیل قرار گرفت.
پژوهشهای مرور نظاممند، عمدتاً با هدف ترکیب کردن پژوهشها و دستیابی به تصویر بزرگی از دانش موجود در موضوعی خاص و همینطور شناسایی تنوعها و تفاوتها در نتایج و یافتن علل تفاوتها مورد استفاده قرار میگیرد. در مرور سیستماتیک، جامع بودن و اطمینان یافتن از پوشش مناسب منابع بسیار مهم است (کشتکار، ۱۳۹۶). همچنین برای جمعبندی و تحلیل نتایج پژوهشهای کیفی از روش فراترکیب استفاده میشود (Humphreys, 2007).
روش فراترکیب ذیل فرامطالعه مطرح می شود. این روش کیفی یافتههای سایر مطالعات مرتبط و مشابه را مورد بررسی قرار میدهد و با فراهم کردن دیدگاهی نظاممند برای پژوهشگران با درهم آمیختن پژوهشهای کیفی به موضوعها و استعارههای نو و اساسی دست مییابد و به ارتقای دانش فعلی اقدام میکند و دید فراگیر و گستردهای را در زمینه مسائل بهدست میدهد. درنهایت نمونه مدنظر برای فراترکیب از مطالعات کیفی منتخب و با توجه به ارتباط آنها با سؤال پژوهش ساخته میشود (کمالی، ۱۳۹۶).
با تعریف پروتکل مرور، مرور نظاممند شروع میشود. ناظر به حوزه موضوع مشارکت در دولت بهمثابه پلتفرم از فرایندی استفاده میشود که کیتچنهام[6] (۲۰۰۴) ارائه کرده است. در این فرایند ابتدا به طراحی سؤالهای پژوهش مبتنیبر هدفها و مسئلههای پژوهش اقدام شده، سپس در قدم بعدی با بررسی منابع اطلاعاتی و در فرایندی به ارزیابی و گزینش پژوهشها پرداخته میشود. در قدم کیفیت، پژوهشها مورد ارزیابی قرار میگیرد تا در مرحله بعد دادهها از دل پژوهشها استخراج و درنهایت براساس پرسشهای پژوهش تحلیل شود.
براساس مسئله و هدف مدنظر، این پژوهش بهدنبال پاسخ به پرسشهای زیر است:
1. دولت بهمثابه پلتفرم چه مزایایی را در اختیار مشارکت مردمی قرار میدهد؟
2. چالشهای مربوط به استفاده از این بستر برای مشارکت مردمی کداماند؟
3. چه ملاحظات راهبردی را در اجرا، وضع سیاستها و قوانین در عرصه مشارکت ناظر به این الگو باید مورد توجه قرار داد؟
در این مرحله، برای دستیابی به جامعیت جستجو با موضوع دولت بهمثابه پلتفرم تمامی کتب، مقالات، مقالههای کنفرانسی، گزارشهای سیاستی و مؤسسههای بینالمللی معتبر با جستجو در موتور جستجوگر گوگل و Researchgate و Google Scholar (با ضرب سه دسته کلیدواژه (Government Governance,، Open, Governent Open Governance,) (Platform) و (Engagement emocracy, Participation,) شناسایی و گردآوری شده و پژوهشگران این منابع را در بستر نرمافزار Citavi ذخیره و طبقهبندی کردهاند. بهمنظور بهرهمندی مرور انجام شده از منابع رساله و پایاننامههای دانشگاهی، این دسته از کلیدواژهها در سامانه پروکوئست[7] جستجو شد و رسالهها و پایاننامهها نیز به این منابع ملحق شد. این نکته بدیهی است که بسیاری از منابع شناسایی شده تکراری بوده و در مرحله غربالگری از فرایند مرور حذف شد.
مرور سیستماتیک براساس استراتژی جستجوی از پیش تعیینشدهای انجام گرفت. سپس استراتژی جستجو مستندسازی میشود تا دقیق و کامل بودن آن قابل ارزیابی باشد (Kitchenham, 2004). در جستجوی اولیه کلیدواژههای مدنظر در تمامی فیلدها (کلیدواژه، عنوان، چکیده، فهرست و متن) مورد استفاده قرار گرفت. در پایان، 68 عنوان منبع یافت شد که حداقل یک کلمه از هر دو گروه کلمات را دارا باشند.
در این مرحله منابع یافت شده در پایگاههای داده درصورتیکه تکراری بود پس از مقایسه با منابع جمعآوری شده در سیتاوی و همینطور نتایج جستجو در پایگاههای قبلی حذف شد. با بررسی عناوین، چکیدهها، سرفصلها و جستجوی کلیدواژههای مورد نظر در متن منبعها، منابع غیرمرتبط حذف شد. علاوه بر آن، منابعی که از قالب مقالات مجلههای علمی، مقالات کنفرانسی، کتب، رسالهها، پایاننامهها، گزارشهای نهادها و مؤسسههای معتبر بینالمللی و دولتی خارج بود مانند مقالات ژورنال، وبسایتها، مصاحبه و مانند آن، از این فرایند خارج شد. درنهایت، منابع باقیمانده، پس از این مرحله به 23 عدد رسید.
در این مرحله، متن منابع منتخب در مرحله قبل بررسی و برخی از منابع با تطابق نداشتن معیارهای پذیرش، مخصوصاً غیرمرتبط بودن با سؤالهای پژوهش حذف شد. در این راستا باید معیارهای پذیرش و استثنا کردن دقیقاً معین شود. شناسایی معیارها با هدف معین کردن منطقی برای انتخاب منابع پژوهش از میان منابع شناسایی شده است، بهگونهای که در اثنای اجرای مرور سیستماتیک به بررسی گزینش منابع مورد نیاز با هدف یافتن سؤالهای پژوهش پرداخته شد. این مرحله منابع باقیمانده به 15 عدد رسید.
.%5B1%5D.jpg)
منابع مورد بررسی بعد از مرحله غربالگری، در نرمافزار سیتاوی ذخیره و دستهبندی شد تا امکان دسترسی به منابع و ارجاعدهی آسان شود.
در این مرحله، شاخصهای ارزیابی کیفیت مورد توجه قرار گرفت، معتبر بودن پایگاه داده، معتبر بودن مجله نشردهنده، تصریح یا تخصیص موضوع به «دولت بهمثابه پلتفرم» و مشارکت و نه صرفاً پرداختن به آن در بخشی از منابع مورد بررسی قرار گرفت. بنابراین از بین 15 مقاله، همه آنها برای تحلیل کیفی و کدگذاری تأیید شد.
بعد از بررسی و استخراج مضمونهای ناظر به مشارکت اجتماعی از مقالات منتخب، مقولهبندی مضامین استخراج شده است و درنهایت ذیل سه مقوله ظرفیتها، چالشها و الزامات تقسیم شد؛ یعنی در این مقالات، عمده مسائل مورد توجه نویسندگان این سه مسئله بوده است. ظرفیتها بهمعنای امکانات و فرصتهایی است که دولت بهمثابه پلتفرم در اختیار مشارکت اجتماعی و دستگاه حکمرانی میگذارد، چالشها بهمعنای مسائل و موانعی است که در راستای تحقق مدل مشارکتی دولت بهمثابه پلتفرم وجود دارد و الزامات، آن دسته از نکاتی است که برای تحقق هرچه بهتر مشارکت در بستر دولت بهمثابه پلتفرم ضروری است. بنابراین در ذیل به احصا و توضیح هریک از این مقولات سهگانه پرداخته شده است.
در جدول زیر بهصورت نمونه به برخی مزایای دولت بهمثابه پلتفرم در راستای ارتقای مشارکت مردمی اشاره میشود که در فرایند فراترکیب استخراج شده است. ازجمله مزیتهایی که مکرراً در مقالات مختلف مورد اشاره قرار گرفته است، دسترسی گسترده عموم مردم به فناوری اطلاعات، ایجاد دسترسی به منابع و اطلاعات دولتی و تحقق شفافیت، ایجاد فرصت و تسهیل ارتباط دولت و شهروندان و درنهایت کاهش هزینههای مشارکت سیاسی برای دولت است.[1]
جدول 1. نمونه برخی از مزایای دولت بهمثابه پلتفرم در راستای ارتقای مشارکت مردمی
|
دستهبندی |
مزیت |
تعریف |
ارجاع |
|
فرهنگی |
تقویت هویتهای سیاسی |
دولتها میتوانند با حمایت از فعالیتهای مدنی و مشارکتی به افراد کمک کنند تا هویتهای سیاسی خود را شکل دهند و تقویت کنند. این امر میتواند به افزایش انگیزه افراد برای مشارکت سیاسی کمک کند. |
|
|
ایجاد اعتماد و مشارکت شهروندان |
این فناوری میتواند به ایجاد اعتماد و مشارکت شهروندان کمک کند. |
Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) |
|
|
... |
... |
... |
|
|
اجتماعی |
کاهش هزینههای اجتماعی |
پلتفرمهای مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی را از طریق کاهش هزینههای اجتماعی تسهیل میکند. برای مثال، افراد میتوانند در این بستر در مورد مسائل سیاسی با دیگران صحبت کنند، بدون اینکه مجبور باشند نگران قضاوت دیگران باشند. |
|
|
تسهیل ارتباط بین افراد و گروهها |
میتوانند به افراد کمک کنند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و شبکههای اجتماعی ایجاد کنند. |
(Grönlund (2020 |
|
|
... |
... |
... |
|
|
... |
... |
... |
... |
ساختار دولت بهمثابه پلتفرم با چالشهایی مواجه است که میتواند مانعی در مقابل ارتقای مشارکت باشد. ازاینرو باید به بررسی و احصای این چالشها پرداخته شود تا بتوان در راستای ارتقای مشارکت گام برداشت. در جدول ۲ بهصورت مختصر نمونهای از چالشهای احصا شده پیش روی مشارکت مردم در دولت بهمثابه پلتفرم آورده شده است. از چالشهایی که مکرراً در مقالات مختلف مورد اشاره قرار گرفته، مسئله اعتماد مردم به دولت، مسئله دسترسی مردم به فناوریهای مشارکتی، مسئله عدم آگاهی و آموزش در استفاده از پلتفرمهای مشارکت و سواد دیجیتال و مسئله شفافیت است (جدول مربوط به احصای چالشهای دولت بهمثابه پلتفرم در راستای ارتقای مشارکت مردمی، بهصورت کامل در پیوست آورده شده است).
جدول 2. نمونه برخی از چالشهای پیش روی دولت بهمثابه پلتفرم در راستای ارتقای مشارکت مردمی
|
رفرنسها |
تعریف |
چالش |
دستهبندی |
|
(Farina etal. (2014 |
در کشورهایی با فرهنگ سیاسی اقتدارگرا که مردم به حاکمیت دولت اعتقاد دارند، ممکن است به مشارکت در پلتفرمها و ابراز نظر درباره تصمیمگیریها راضی نباشند. |
فرهنگ سیاسی اقتدارگرا |
فرهنگی |
|
(Farina etal. (2014 |
افراد بیسواد بهدلیل محدودیت در دسترسی به اطلاعات نمیتوانند در پلتفرمهای آنلاین مشارکت کنند. |
کم سوادی و بیسوادی |
|
|
... |
... |
... |
|
|
(Van den Berg (2022 |
دولتها ممکن است در طراحی پلتفرمهای مشارکت آنلاین بر گروههای خاصی از شهروندان تمرکز کنند، مانند شهروندان تحصیلکرده یا شهروندان جوان. این امر میتواند به نابرابری در مشارکت شهروندان منجر شود. |
تمرکز بر گروههای خاص |
اجتماعی |
|
Theocharis etal. (2022); (Hale etal. (2018 |
دولتها ممکن است در دسترسی به پلتفرمهای خود تبعیض قائل شوند و دسترسی افراد از اقشار مختلف جامعه را محدود کنند. این امر میتواند به کاهش مشارکت سیاسی و تقویت نابرابری منجر شود. |
تعصب و تبعیض |
|
|
... |
... |
... |
|
|
... |
... |
... |
... |
مأخذ: همان.
در جدول ۳ برخی الزامات و توصیههای سیاستی پژوهشهای مختلف مطرح شده که بهصورت نمونه آورده شده است.[2] ازجمله این الزامات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
جدول 3. نمونه برخی از الزامات سیاستگذارانه ارتقای مشارکت در بستر دولت بهمثابه پلتفرم
|
دستهبندی |
الزامات |
توضیحات |
ارجاعات |
|
الزامات بنیادین[3] |
حفظ دمکراسی و آزادی بیان |
دولتها باید از سوءاستفاده پلتفرمهای مشارکتی برای اهداف غیردمکراتیک یا سرکوب آزادی بیان جلوگیری کنند. این امر میتواند با ایجاد سازوکارهای نظارتی مناسب برای جلوگیری از سوءاستفاده از این پلتفرمها انجام شود. |
|
|
تغییر نگرش دولت از ارائهدهنده خدمات به تسهیلکننده مشارکت |
دولت باید از نگرش سنتی خود بهعنوان ارائهدهنده خدمات به نگرش جدید بهعنوان تسهیلکننده مشارکت تغییر کند. این تغییر نگرش مستلزم آن است که دولت به شهروندان بهعنوان شرکای خود در فرایندهای تصمیمگیری نگاه کند. |
Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) |
|
|
… |
… |
… |
|
|
الزامات نهادی[4] |
حمایت از مشارکت شهروندان از طریق بخش خصوصی و جوامع مدنی |
دولتها میتوانند از مشارکت شهروندان با بخش خصوصی و جوامع مدنی حمایت کنند. این امر میتواند به افزایش مشارکت شهروندان کمک کند. دولتها میتوانند از بخش خصوصی و جوامع مدنی برای توسعه و نگهداری پلتفرمهای مشارکتی، آموزش شهروندان برای مشارکت و حمایت از مشارکت شهروندان در فرایندهای تصمیمگیری و اجرای سیاستها و برنامههای دولتی حمایت کنند. |
|
|
محدودیت دسترسی به قدرت |
دولت باید اقدامهایی برای محدود کردن دسترسی خود به قدرت انجام دهد. این اقدامها میتواند شامل ایجاد مکانیسمهای نظارتی و تقویت حقوق شهروندان باشد. |
||
|
… |
… |
… |
|
|
… |
… |
… |
… |
الگوی حکمرانی دولت بهمثابه پلتفرم یکی از مدلهای نوین حکمرانی است که بهدنبال ارائه خدمات دولتی در بستر پلتفرمهای فضای مجازی است. پلتفرمهای دولتی ظرفیتهای بسیاری را در اختیار دولتها قرار داده تا در راستای ارتقای مؤلفههای حکمرانی گام بردارند. از نتایج بهرهمندی ظرفیتهای دولت پلتفرمی میتوان به افزایش کارایی، ارتقای شفافیت و افزایش مشارکت مردمی اشاره کرد. مسئله مشارکت مردمی بهعنوان یکی از مؤلفههای جدی ارتقای حکمرانی است. این مفهوم در بسیاری از نظریات توسعه و در توصیههای مربوط به سازمانها و نهادهای جهانی در راستای تحقق توسعه و ارتقای نظام حکمرانی مورد تأکید قرار گرفته است.
اما پیادهسازی هر مدل حکمرانی نیازمند تحقیق و بررسی ابعاد مختلف آن الگو است تا بتوان ضمن احصای مزایای مربوط به پیادهسازی آن برای ارتقای مشارکت مردمی، با نگاهی واقعگرایانه به چالشهای پیش روی پیادهسازی این بستر آشنایی یافت. بنابراین با استفاده از ظرفیتها و چالشهای احصا شده پژوهشگران و سیاستگذاران، راهبردها و سیاستهای موفقتری در حوزه افزایش مشارکت با ابزار پلتفرمهای مشارکت شهروندی اتخاذ خواهد شد.
در این پژوهش با استفاده از روش مرور سیستماتیک سعی شده تا بهصورت جامع پژوهشهایی شناسایی شود که به موضوع مشارکت شهروندی در بستر دولت بهمثابه پلتفرم میپردازد و با روش فراترکیب به این مسائل پاسخ داده شود که مزایای قابل احصای دولت بهمثابه پلتفرم برای ارتقای مشارکت کداماند؟ دولتها برای دستیابی به مشارکت اجتماعی بهوسیله این بسترها با چه چالشهایی مواجهاند؟ و درنهایت برای دستیابی هرچه بیشتر به مزایای احصا شده و مقابله مناسب با چالشها، چه راهبردها و سیاستهایی را میتوان به دولتها پیشنهاد داد؟
6-1. مزایای دولت بهمثابه پلتفرم جهت ارتقای مشارکت مردمی
دولت پلتفرمی مزایایی را در اختیار مشارکت مردمی میگذارد، این مزایا در شش دستهبندی قرار میگیرد که در قالب شکل ۲ به تصویر کشیده شده است.
۱. فرهنگی: این دسته از مقولات بهدنبال احصای آثار مثبت پیادهسازی الگوی دولت به پلتفرم در ارتقای فرهنگ مشارکت مردمی است که در ادامه ذکر میشود:
پلتفرمهای مشارکت شهروندی میتواند به افزایش آگاهی شهروندان برای مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی کمک کند این آگاهی زمینههای اعتماد بیشتر مردم را به نظام حکمرانی دربردارد. در کنار افزایش آگاهی، شاهد آن خواهیم بود که احساسات مردم برای مشارکت در تصمیمگیری سیاسی برانگیخته میشود. دولتها با پیادهسازی پلتفرمهای مشارکت شهری میتوانند با حمایت از فعالیتهای مدنی و مشارکتی، به افراد کمک کنند تا هویتهای سیاسی خود را شکل دهند و تقویت کنند. مشارکت در این بستر میتواند افزایش اعتمادبهنفس عمومی و همینطور افزایش احساس مالکیت مردم نسبت به جامعه را برانگیزد. علاوه بر آن شهروندان ناظر به تصمیمات اتخاذ شده احساس تعلق کرده و به حمایت آن اقدام میکنند. همه این موارد بهنوعی ارتقای مشارکت شهروندان را در اداره شهر سبب میشود.
۲. اجتماعی: پیادهسازی دولت بهمثابه پلتفرم بر مؤلفههای اجتماعی مؤثر مشارکت مردم اثر میگذارد:
پلتفرمهای مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی را از طریق کاهش هزینههای اجتماعی (مثلاً ترس از قضاوتهای دیگران) تسهیل میکند و این تسهیلگری به شکلگیری شبکههای ارتباطات اجتماعی منجر میشود و پاسخگویی دولت به نیازها و خواستههای مردم، به افزایش رضایتمندی مردم منجر میشود.
شرکت در تصمیمسازیها احساس مسئولیت و اعتمادبهنفس شهروندان را بالا میبرد. آنها قادر خواهند بود مسائل مهم اجتماعی و اولویتهای سیاسی و اقتصادی جامعه را بهتر تشخیص دهند و با مشارکت فعال، مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری را در خود افزایش دهند.
۳. ناظر: مزایایی که دولت بهمثابه پلتفرم بهدلیل ساختار پلتفرمی بودن خود در اختیار مشارکت قرار میدهد از قرار زیر است:
پلتفرمها امکان جمعآوری و تحلیل دادهها و بازخورد شهروندان ناظر به سیاستها را امکانپذیر میکند. دادههای جمعآوری شده از طریق پلتفرمها برای شناخت نیازها و خواستههای شهروندان مورد استفاده قرار میگیرد. این امر میتواند به دولت کمک کند تا سیاستهایی را تدوین کند که پاسخگوی نیازهای شهروندان باشد. جمعآوری و تحلیل بازخوردهای شهروندان با ابزارهای موجود در این بستر میتواند برای بهبود سیاستها و برنامههای دولتی استفاده شود. پلتفرمهای مشارکت میتواند به افزایش ظرفیت شهروندان برای مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی کمک کند. علاوه بر آن مشارکت را برای همه، صرفنظر از سطح تخصص یا مهارتهای فنی، در دسترس کند. این پلتفرمها ظرفیت آن را دارد تا متناسب با سلایق و نیازهای مختلف شخصیسازی شود که همه این موارد میتواند به افزایش مشارکت منجر شود.
۴. فنی-زیرساختی: زیرساختها و امکانات فنی که لازمه پیادهسازی پلتفرمهاست، امکاناتی را در اختیار مشارکت قرار میدهد:
دسترسی گسترده به فناوری اطلاعات در بسیاری از جوامع میتواند به تسهیلگری در مشارکت شهروندان منجر شود. دولتها با بستر فضای مجازی میتوانند امکان دسترسی به اطلاعات و منابعی را دهند که میتواند به افراد کمک کند تا در مورد مسائل سیاسی آگاه شوند و تصمیمات آگاهانهتری گیرند. علاوه بر آن فرصت تسهیل تعامل و ارتباط بین شهروندان و دولت فراهم میآید. دولتها میتوانند پلتفرمهای مشارکت آنلاین را بهسرعت و بهراحتی ایجاد و تغییر دهند. این امر میتواند به دولتها اجازه دهد تا بهسرعت به تغییرات در نیازهای شهروندان پاسخ دهند.
۵. سیاسی: مزیتها از جنس مؤلفههای سیاسی که دولت بهمثابه پلتفرم برای ارتقای مشارکت دراختیار نهاد حکمرانی میگذارد از قرار زیر است:
پلتفرمهای مشارکت شهری فضای دیجیتالی را برای مشارکت شهروندان در تصمیمگیریهای دولتی ارائه میدهد. این پلتفرمها شفافیت را افزایش و به ساکنان اجازه میدهد روند رو به جلو ببینند. این امر باعث تقویت اعتماد میشود زیرا شهروندان درک عمیقتری از اقدامهای دولت بهدست میآورند و میتوانند آنها را مسئول بدانند.
علاوه بر این، پلتفرمها با تسهیل مشارکت مردم، بدون توجه به محدودیتهای زمانی یا مکانی، موانع مشارکت را از بین میبرد. این فراگیری به شنیده شدن طیف وسیعتری از صداها منجر میشود که درنهایت تصمیمگیریهای آگاهانهتر و افزایش حمایت عمومی از طرحهای دولت را درپی دارد.
این پلتفرمها با مشارکت ساکنان در شکلدهی جوامع خود، شهروندان را توانمند و حس تعلق را تقویت میکند. این رویکرد مشارکتی به دولتها اجازه میدهد تا بر نیازهای مردم خود تمرکز کنند و به خدمات پاسخگوتر و مؤثرتر منجر شود.
۶. اقتصادی: مزیتهای اقتصادی پلتفرمهای مشارکت شهری افزایش مشارکت را به ارمغان میآورد و در ادامه ذکر میشود:
دولتها میتوانند پلتفرمهای مشارکت آنلاین را با هزینه کم ایجاد و اداره کنند. پلتفرمهای دولتی میتواند هزینههای دولت را با کاهش نیاز به برگزاری جلسات عمومی و نظرسنجیهای حضوری کاهش دهد. دولتها میتوانند با فراهم کردن زیرساختهای لازم، ازجمله دسترسی به اینترنت و فناوریهای دیجیتال، هزینههای مشارکت سیاسی را کاهش دهند. این امر میتواند به افراد بیشتری امکان دهد تا در فعالیتهای سیاسی شرکت کنند.

6-2. چالشهای پیش روی دولت بهمثابه پلتفرم برای ارتقای فرهنگ مشارکت
هرچند دولت بهمثابه پلتفرم ظرفیتهای فراوانی را در اختیار مشارکت مردمی و ارتقای فرهنگ مشارکت قرار میدهد، خود با چالشهایی برای تحقق این مهم روبهرو است، این چالشها در شکل ۳ مورد اشاره قرار گرفته است که در ادامه بهصورت مفصل مورد اشاره قرار میگیرد:
۱. فرهنگی: این دسته از چالشها به مواردی اشاره دارد که مؤلفههای فرهنگی مانعیتی در مقابل پلتفرمهای مشارکت شهری برای افزایش مشارکت ایجاد میکند:
ممکن است مردم بهدلیل عملکرد ضعیف دولتها در گذشته، یا بهدلیل سوءاستفاده دولتها از قدرت خود، عدم پاسخگویی دولت به نیازها و خواستههای مردم، نگرانیهایی در مورد حریم خصوصی، امنیت و بیطرفی و عدم شفافیت و پاسخگویی دولت، نسبت به مشارکت در فرایندهای مشارکتی دولتی اعتماد نداشته باشند.
در برخی از کشورها، فرهنگ مشارکت مدنی ضعیف است. این امر میتواند استفاده از پلتفرمهای دولتی برای مشارکت را دشوار کند. در کشورهایی با فرهنگ سیاسی اقتدارگرا که مردم به حاکمیت دولت اعتقاد دارند، ممکن است حاضر به مشارکت در پلتفرمها و ابراز نظر درباره تصمیمگیریها نباشند.
یکی دیگر از چالشهای مهم پلتفرمهای مشارکت شهری، ناآگاهی مردم از مسائل است. این امر میتواند به مشارکت غیرمطلعانه مردم در فرایندهای مشارکتی منجر شود. بسیاری از شهروندان بهدلیل عدم دسترسی به اینترنت یا آموزش کافی در زمینه فناوری، به مشارکت در فرایندهای دولتی قادر نیستند. علاوه بر آن افراد بیسواد بهدلیل محدودیت در دسترسی به اطلاعات نمیتوانند در پلتفرمهای آنلاین مشارکت کنند.
۲. اجتماعی: در ذیل به چالشهای اجتماعی اشاره میشود که دولت پلتفرمی برای ارتقای مشارکت پیش روی خود میبیند:
پلتفرمهای مشارکت شهری، اگرچه امیدوارکننده است، اما برای دستیابی به مشارکت فراگیر با موانعی روبهرو است. طراحی پلتفرم ممکن است بهسمت برخی از جمعیتشناختیها، مانند افراد جوان یا تحصیلکرده منحرف شود و ناخواسته دیگران را کنار گذارد. این یک زمین بازی نابرابر برای مشارکت شهروندان ایجاد میکند. علاوه بر این، نگرانیهایی در مورد دسترسی عادلانه وجود دارد درصورتیکه پلتفرمها علیه کاربران با پیشینههای مختلف تبعیض قائل شود، میتواند به موانع تبدیل شود. همچنین، فضاهای آنلاین میتواند حامل آسیبهای اجتماعی مانند اعتیاد، قلدری و سوءاستفاده باشد و خود گفتمان سیاسی ممکن است با سکوهایی به تفرقه و منفیگرایی دامن زند. افزایش افراطگرایی آنلاین مسائل را پیچیدهتر میکند. درنهایت، اتکای بیش از حد به فناوری میتواند به کاهش مشارکت حضوری منجر شود و بهطور بالقوه احساس اجتماعی را تضعیف کند که این پلتفرمها قصد پرورش آن را دارند.
۳. سیاسی: چالشهای سیاسی برای ارتقای مشارکت با پلتفرمهای شهری از قرار زیر است:
پلتفرمهای مشارکت شهری که برای توانمندسازی شهروندان طراحی شده با موانع سیاسی روبهرو است. عدم شفافیت در مورد نحوه استفاده از دادهها و فرایند تصمیمگیری، اعتماد را از بین میبرد، درحالیکه برخی از این پلتفرمها ممکن است برای سرکوب مخالفان استفاده شود. همکاری با جامعه مدنی و همسو کردن سیاستها با نیازهای شهروندان بسیار مهم است. بااینحال، محدودیتهای قانونی و پلتفرمهای پراکنده باعث سردرگمی میشود. دسترسی محدود به اطلاعات، مشارکت را بیشتر محدود میکند. درنهایت، اگر شهروندان دانش کافی برای مسائل مورد بحث نداشته باشند، این پلتفرمها میتواند به ورودی با کیفیت پایین منجر شود. با رسیدگی به این چالشها، این پلتفرمها میتواند به مکانهایی واقعی برای مشارکت دمکراتیک تبدیل شود.
۴. اقتصادی: برای ارتقای مشارکت در بستر پلتفرمها موانع اقتصادی وجود دارد که از قرار زیر است:
بسیاری از دولتها بودجه کافی برای توسعه، نگهداری و مدیریت پلتفرمهای مشارکت الکترونیکی ندارند. ازطرفی مشارکت مردم در نوآوری اجتماعی میتواند برای دولت پرهزینه باشد و افراد فقیر نیز بهدلیل محدودیت مالی برای تأمین نیازهای اولیه زندگی، امکان دسترسی به فناوری و اینترنت را ندارند. علاوه بر این، فقر میتواند باعث کاهش سطح سواد و آگاهی افراد شود.
۵. فنی-زیرساختی: موانع و مشکلات فنی و زیرساختی پیش روی این بسترها برای تحقق مشارکت از قرار زیر است:
دولتها ممکن است در ایجاد و اداره پلتفرمهای مشارکت آنلاین با مشکلات فنی مواجه شوند. در برخی از کشورها، دسترسی به اطلاعات دولتی محدود است. شکاف دیجیتال در دسترسی به اینترنت و فناوری باعث محرومیت بخشی از جامعه میشود. همه اینها موانعی فنی در مقابل مشارکت در بستر پلتفرمها است.
۶. امنیتی: پلتفرمهای مشارکت شهری با تهدیدهای امنیتی ازسوی شهروندان و دولتها مواجه است که در ادامه ذکر میشود:
بازیگران مخرب میتوانند با انتشار اطلاعات نادرست، اعتماد را از بین برند و به شهروندان آسیب رسانند. خود دولتها نیز ممکن است از این پلتفرمها برای منافع سیاسی یا سرکوب مخالفان استفاده کنند که باعث کاهش شفافیت و پاسخگویی میشود. همچنین، حفظ حریم خصوصی شهروندان نیز دغدغه مهمی است، زیرا به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی بهصورت آنلاین میتواند خطرناک باشد. علاوه بر این، اخبار جعلی و حملات هکرها میتواند باعث سردرگمی و اختلال در مشارکت شده و این پلتفرم را ناکارآمد کند.

مأخذ: همان.
6-3. الزامات راهبردی قانونی و سیاستی
برای استفاده از مزیتهای دولت بهمثابه پلتفرم در راستای ارتقای مشارکت مردمی و غلبه بر چالشهای پیش روی آن در بستر دولت بهمثابه پلتفرم الزاماتی باید مورد نظر دستگاههای اجرایی و قانونگذار قرار گیرد که در قالب شکل ۴ گنجانده شده است.
۱. الزامات بنیادین: در ذیل به آن دسته از الزاماتی اشاره میشود که در ایجاد و اداره پلتفرمها بهصورت بنیادی مدنظر است:
برای افزایش مشارکت شهروندان، پلتفرمهای شهری باید برپایه دمکراسی بنا شود. دولت و مجلس باید با وضع قوانین شفاف و ایجاد فضایی برای گفتگوی باز از سوءاستفاده این پلتفرمها جلوگیری کند. این امر مستلزم تغییر رویکرد دولت از ارائهدهنده خدمات به تسهیلگر مشارکت باشد، بهگونهای که شهروندان را بهعنوان شریک در فرایند تصمیمگیری بیند.
خود پلتفرمها نیز باید در دسترس و همهگیر باشد، گفتگوهای سازنده و مشارکت مسئولانه را تشویق کند. تبعیض در دسترسی باید از بین برود تا فرصت برابر برای همه تضمین شود. ایجاد اعتماد بلندمدت کلیدی است که از طریق مشارکتهای پایدار بین شهروندان و دولت قابل دستیابی است.
بخش خصوصی نیز میتواند نقش مهمی ایفا کند همکاری با دولتها برای ایجاد پلتفرمها و توسعه راهبردهای روابط عمومی، میتواند شهروندان را توانمند سازد و ارتباط دولت و شهروند را تقویت کند. این رویکرد چندوجهی که شامل قوانین، ذهنیت دولت، طراحی پلتفرم، شمولیت و مشارکتهای بخش عمومی و خصوصی است، محیطی پویا برای مشارکت شهروندان در برنامهریزی شهری ایجاد میکند.
۲. الزامات نهادی: این دسته از الزامات به مواردی اشاره میکند که برای افزایش مشارکت در پلتفرمهای مشارکت شهری باید ناظر به نهادهای حکمرانی ازجمله دولت، مجلس باشد.
برای افزایش مشارکت شهروندان از طریق پلتفرمهای شهری، رویکردی چندوجهی ضروری است. همکاری با جامعه مدنی و بخش خصوصی کلیدی است که باید در قالب قوانین گنجانده شود. این همکاری میتواند شامل توسعه و نگهداری پلتفرمهای مشارکتآمیز، آموزش شهروندان برای مشارکت در فرایندهای تصمیمگیری و اجرای سیاستها و برنامههای دولتی باشد. شفافیت برای دولتها الزامی است. قانونگذاران باید با ایجاد سازوکارهای نظارتی و تقویت حقوق شهروندی، دسترسی دولت به قدرت از طریق این پلتفرمها را محدود کند. شفافیت شامل اطلاعرسانی در مورد تصمیمات دولت، ایجاد فرصتهای مشارکت عمومی و پاسخگویی به بازخورد شهروندان است. دولتها باید شفافیت خود را در مورد نحوه استفاده از دادههای جمعآوری شده از پلتفرمهای مشارکت تقویت کنند. این کار از طریق انتشار گزارشهای شفاف و ایجاد سازوکارهای پاسخگویی برای شهروندان قابل انجام است. درنهایت، ایجاد همکاری آسانتر بین دولتهای محلی، شهروندان و کسبوکارها با استفاده از این پلتفرمها ضروری است.
۳. الزامات اجرایی: برای اجراییسازی مدل دولت بهمثابه پلتفرم این الزامات باید لحاظ شود:
برای رونق پلتفرمهای مشارکت شهری، به یک اکوسیستم تعریف شده دقیق نیاز است. چارچوب حقوقی قوی از دخالت بیش از حد دولت در بحثهای شهروندمحور جلوگیری میکند. علاوه بر این، برای مدیریت رفتار نامناسب کاربران، وضع قوانین شفاف و اجرای مؤثر آن ضروری است. موفقیت این پلتفرمها به همکاری ذینفعان وابسته است. شهروندان، دولتها و کسبوکارها باید نقشها و منافع خود را در پلتفرم بهطور مؤثر مدیریت کنند. همکاری با سازمانهای مردمنهاد و سایر نهادهای مرتبط در فرایند سیاستگذاری میتواند این امر را تقویت کند. شمولیت[1] کلیدی است. همکاری با مراکز اجتماعات محلی میتواند دسترسی را برای همه شهروندان افزایش دهد.
خود پلتفرم باید روشهای مشارکت متنوعی را ارائه دهد، ازجمله نظرسنجیها، جلسات طوفان فکری و بحثهای عمومی. مشارکت شهروندان را میتوان با تشویق همکاری با مقامات دولتی و ارائه فرصتهایی برای مشارکت در فرایندهای گزارشدهی، مانند ارائه پیشنهاد در مورد مسائل مختلف، بیشتر تشویق کرد. این پلتفرم همچنین میتواند از تحلیل دادهها برای شناسایی نقاط ضعف در سیستمهای دولتی و پیشنهاد بهبود استفاده کند. درنهایت، ایجاد تعامل بین شهروندان از طریق بحثهای گروهی میتواند انگیزه مشارکت را بیشتر کند.
۴. الزامات ناظر به مدیریت و ارزیابی پلتفرم: الزامات ناظر به مدیریت و ارزیابی این پلتفرمها در راستای ارتقای مشارکت است:
برای افزایش مشارکت شهروندان، پلتفرمهای مشارکت شهری به ارزیابی مستمر نیاز دارد. این شامل ارزیابی کیفیت خدمات، نیازهای کاربران و سازگاری با سیاستها است. همچنین، این پلتفرم باید انعطافپذیر باشد تا از همکاریهای مداوم و نیازهای اجتماعی در حال تغییر پشتیبانی کند.
برای جذب شهروندان، این پلتفرم باید به آنها ابزارهایی برای مشارکت فعال در فرایند سیاستگذاری و احساس شنیده شدن صدایشان را دهد. این امر را میتوان با ابزارها، ارتباط شفاف و حتی برنامههای پاداش محقق کرد. درنهایت، ارائه بازخورد بموقع در مورد نحوه استفاده از مشارکت شهروندان، اعتماد آنها را تقویت و مداوم میکند.
۵. الزامات ناظر به طراحی و ساختار پلتفرم: این الزامات به این مسئله میپردازد که در طراحی و ساختار پلتفرمهای مشارکت شهروندی باید چه نکاتی مدنظر قرار گیرد:
پلتفرمهای مشارکت شهری برای رونق به شمولیت و سهولت استفاده نیاز دارد. این پلتفرمها باید با زبانی واضح، رابط کاربری قابل دسترس و توجه به کاربران با سطوح مختلف سواد دیجیتال، محدودیتهای زمانی و تواناییهای فیزیکی طراحی شود. شفافیت کلیدی است. دسترسی عموم به اطلاعات، تصمیمات و احکام دولتی ضروری است. همچنین، این پلتفرمها باید از طریق ابزارهای مشارکت فعال مانند نظرسنجیهای آنلاین، بحثهای آنلاین و جلسات مشارکتی، شهروندان را توانمند سازد.
تعامل را میتوان از طریق ارائه اطلاعات شفاف و مختصر، محتوای متنوع که منعکسکننده دیدگاههای مختلف است و عناصر طراحی تعاملی و خلاقانه تقویت کرد. این پلتفرمها باید ابزارهای مشارکت مناسب مانند نظرسنجیها، رأیگیریها و بحثهای گروهی را برای تناسب با اهداف مشارکتی ارائه دهد. درنهایت، ایجاد فضایی برای بحث آزاد با مقامات دولتی و سایر شهروندان، مشارکت را بیشتر تشویق میکند.
۶. ناظر به زیرساخت و جنبه فنی: دولت باید زیرساختهای فناوری مناسب را برای تسهیل مشارکت شهروندان فراهم کند. این زیرساختها شامل پلتفرمهای مشارکت الکترونیکی، افزایش دسترسی به اینترنت، ابزارهای مشارکت الکترونیکی و زیرساختهای ارتباطی و فناوری است. دولتها باید منابع کافی برای حمایت از مشارکت شهروندان تخصیص دهند. این منابع میتواند شامل منابع مالی، انسانی و فنی باشد.
۷. ناظر به فرهنگ و جامعه: الزامات زیر مربوط به مواردی است که باید ناظر به فرهنگ و جامعه باشد تا بتوان از دولت بهمثابه پلتفرم انتظار ارتقای مشارکت داشت:
پلتفرمهای مشارکت شهری، با وجود پتانسیل فوقالعاده برای مشارکت شهروندان در برنامهریزی شهری، برای موفقیت به رویکردی چندوجهی نیاز دارد. در وهله اول، دولتها باید فرهنگ قوی از مشارکت شهروندی را پرورش دهند. این کار مستلزم آموزش شهروندان در مورد حقوق و مسئولیتهایشان، مزایای مشارکت الکترونیکی و مهارتهای لازم برای مشارکت مؤثر است. برنامههای آموزشی و فعالیتهای اجتماعی میتواند از این هدف حمایت کند. علاوه بر این، ارائه پشتیبانی به کاربرانی که سواد دیجیتال محدودی دارند، شمولیت را تضمین میکند.
دوم اینکه، دولتها باید نشان دهند برای مشارکت شهروندان ارزش قائل هستند. این امر را میتوان با استفاده از مشارکت شهروندان برای بهبود عملکرد و ارائه مشوقهایی برای مشارکت، مانند پاداشهای مالی یا حق مشارکت در تصمیمگیریهای مهم، بهدست آورد. سوم، طراحی خود پلتفرم و اعتماد به آن بسیار مهم است. پلتفرمها باید براساس اصول دمکراتیک و نیازهای کاربر ساخته شود و شفافیت و پاسخگویی در اولویت قرار گیرد. آموزش کاربر در مورد مشارکت مسئولانه نیز مهم است. درنهایت، کمپینهای بازاریابی مؤثر با استفاده از رسانههای سنتی و اجتماعی میتواند مخاطبان بیشتری را به این پلتفرمها جذب کند. با اجرای این استراتژیها، دولتها میتوانند محیطی پویا برای مشارکت شهروندان در برنامهریزی شهری ایجاد کنند، جایی که شهروندان احساس قدرت میکنند و صدای آنها شنیده میشود.
۸. ناظر به امنیت و ایمنی: این الزامات ناظر به مواردی است که برای حفظ امنیت دادهها و اطلاعات کاربران و حفظ حریم خصوصی آنها در پلتفرمها باید لحاظ شود:
امنیت اطلاعات و دادههای مربوط به مشارکتها و بحثهای مردمی و پایگاههای داده را باید دولت تضمین کند. در پلتفرمهای مشارکتی، حفظ حریم خصوصی و امنیت اطلاعات شهروندان بسیار مهم است و باید برای پیشگیری از تهدیدهای امنیتی و محافظت از حریم خصوصی شهروندان اقدامهای مورد نیاز صورت گیرد و پلتفرم باید از اطلاعات مردم بهنحوی استفاده کند که حریم خصوصی آنها محفوظ ماند.

· بررسی نسبت، اهمیت و جایگاه ظرفیتها، چالشها و الزامات ارتقای مشارکت شهروندی با پلتفرمهای مشارکت شهروندی،
· بررسی جایگاه مؤلفههای استخراج شده در زیستبومهای سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی،
· طراحی مدل بومی مشارکت پلتفرمی ناظر به زیستبوم جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن مؤلفههای استخراج شده در این پژوهش،
· امکانسنجی پیادهسازی مشارکت شهروندی بهواسطه دولت بهمثابه پلتفرم در قوانین جمهوری اسلامی ایران.
جدول 1. مزایای دولت بهمثابه پلتفرم در راستای ارتقای مشارکت مردمی
|
دستهبندی |
مزیت |
تعریف |
ارجاع |
|
فرهنگی |
تقویت هویتهای سیاسی |
دولتها میتوانند با حمایت از فعالیتهای مدنی و مشارکتی، به افراد کمک کنند تا هویتهای سیاسی خود را شکلدهند و تقویت کنند. این امر میتواند به افزایش انگیزه افراد برای مشارکت سیاسی کمک کند. |
Theocharis etal. (2022)
|
|
ایجاد اعتماد و مشارکت شهروندان |
این فناوری میتواند به ایجاد اعتماد و مشارکت شهروندان کمک کند. |
Shofia Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) |
|
|
افزایش آگاهی شهروندان برای مشارکت |
پلتفرمهای آنلاین مشارکت شهروندان میتواند به افزایش آگاهی شهروندان برای مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی کمک کند. |
Santini and Carvalho (2019) |
|
|
تقویت احساسات شهروندان برای مشارکت |
پلتفرمهای آنلاین مشارکت شهروندان میتواند به تقویت احساسات شهروندان برای مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی کمک کند. |
Santini and Carvalho (2019) |
|
|
افزایش اعتماد به نفس شهروندان |
مشارکت شهروندان در این بستر میتواند به افزایش اعتمادبهنفس عمومی منجر شود که این امر میتواند انگیزه بیشتری برای مشارکت آنها در فعالیتهای اجتماعی ایجاد کند. |
Schmidthuber etal. (2019) |
|
|
افزایش احساس مالکیت مردم به جامعه |
مشارکت شهروندان در این بستر میتواند به افزایش احساس مالکیت مردم نسبت به جامعه منجر شود که این امر میتواند انگیزه بیشتری برای مشارکت آنها در فعالیتهای اجتماعی ایجاد کند. |
Schmidthuber etal. (2019) |
|
|
افزایش احساس تعلق و مشارکت در جامعه |
مشارکت در فرایندهای مربوط به اداره جامعه در دولت بهمثابه پلتفرم، احساس تعلق شهروندان به تصمیمهای اتخاذ شده، مسیر کلی جامعه و مشارکت در آن را دربردارد. |
Farina etal. (2014) |
|
|
اجتماعی |
کاهش هزینههای اجتماعی |
پلتفرمهای مشارکت اجتماعی، مشارکت سیاسی را از طریق کاهش هزینههای اجتماعی تسهیل میکنند. برای مثال، افراد میتوانند در این بستر در مورد مسائل سیاسی با دیگران صحبت کنند، بدون اینکه مجبور باشند نگران قضاوت دیگران باشند. |
Schmidthuber etal. (2019) |
|
تسهیل ارتباط بین افراد و گروهها |
میتوانند به افراد کمک کنند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و شبکههای اجتماعی ایجاد کنند. |
Grönlund (2020) |
|
|
افزایش رضایتمندی مردم |
دولت بهمثابه پلتفرم میتواند با افزایش رضایتمندی مردم، مشروعیت دولت را تقویت کند. این امر میتواند از طریق پاسخگویی دولت به نیازها و خواستههای مردم انجام شود. |
Piperagkas, Angarita and Issarny (2020) |
|
|
بهبود شناخت از مسائل عمومی |
با مشارکت شهروندان در پلتفرمهای دولتی، آنها قادر خواهند بود مسائل مهم اجتماعی و اولویتهای سیاسی و اقتصادی جامعه را بهتر تشخیص دهند. |
Farina etal. (2014) |
|
|
توسعه مهارتهای تصمیمگیری و حل مسئله |
شهروندان میتوانند با مشارکت فعال، مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری را در خود افزایش دهند. |
Farina etal. (2014) |
|
|
افزایش اعتماد به نفس و عزتنفس |
شرکت در تصمیمسازیها احساس مسئولیت و اعتمادبهنفس شهروندان را بالا میبرد. |
Farina etal. (2014) |
|
|
سیاسی |
شفافیت و پاسخگویی |
دولتها میتوانند پلتفرمهای مشارکت آنلاین را بهگونهای طراحی کنند که به شهروندان امکان دهد روند تصمیمگیریهای سیاسی و اجتماعی را بهصورت شفاف مشاهده کنند. این امر میتواند به مردم کمک کند تا تصمیمات دولت را بهتر درک کنند و از دولت مطالبهگری کنند که به افزایش اعتماد شهروندان به دولت منجر خواهد شد. |
Van den Berg (2022) Luciano, Wiedenhöft and Dos Santos (2018) Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) |
|
امکان مشارکت در تصمیمگیری |
پلتفرمهای دولتی میتواند به همه شهروندان فرصت دهد تا در فرایند تصمیمگیری دولتی نقش داشته باشند. |
Farina etal. (2014) |
|
|
کاهش موانع مشارکت |
پلتفرمهای دولتی میتواند مشارکت بیشتری را از طریق کاهش موانع مشارکت، مانند زمان و مسافت، تسهیل کند. |
Farina etal. (2014) |
|
|
افزایش حمایت از تصمیمات دولتی |
پلتفرمهای دولتی میتواند حمایت از تصمیمات دولتی را با ارائه فرصتی به شهروندان برای ارائه نظرات خود افزایش دهد. |
Farina etal. (2014) |
|
|
مشارکت شهروندان در فرایند تصمیمگیری |
پلتفرمهای حکمرانی محلی میتواند به شهروندان امکان دهد تا در اقدامها و برنامههای دولتی مشارکت داشته باشند. این امر میتواند به شهروندان کمک کند تا احساس کنند بخشی از جامعه هستند و میتوانند برای بهبود آن مشارکت کنند. |
Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) |
|
|
تمرکز بر نیازهای شهروندان |
دولت بهمثابه پلتفرم میتواند بر نیازهای شهروندان تمرکز کند. این امر میتواند به ارائه خدمات دولتی بهتر و پاسخگوتر منجر شود. |
Linders (2012) |
|
|
تنوع مشارکت شهروندان |
دولت میتواند با ایجاد بستری مناسب، امکان مشارکت شهروندان از همه طیفهای جامعه را فراهم کند. |
Lin and Kant (2021) |
|
|
افزایش حمایت از تصمیمات دولتی |
هنگامی که مردم در تصمیمگیریها حضور پیدا میکنند، احتمال حمایت آنان از تصمیمات افزایش مییابد. |
Farina etal. (2014) |
|
|
بهبود کیفیت تصمیمگیری |
استفاده از نظرات عمومی باعث بهبود کیفیت تصمیمات میشود. |
Farina etal. (2014) |
|
|
افزایش شفافیت و پاسخگویی دولت |
مشارکت عمومی میتواند دولت را به پاسخگویی و افزایش شفافیت ملزم کند. |
Farina etal. (2014) |
|
|
اقتصادی |
کاهش هزینههای دولت |
دولتها میتوانند پلتفرمهای مشارکت آنلاین را با هزینه کم ایجاد و اداره کنند. پلتفرمهای دولتی میتواند هزینههای دولت را با کاهش نیاز به برگزاری جلسات عمومی و نظرسنجیهای حضوری کاهش دهد. |
Van den Berg (2022) Farina et al. (2014) |
|
کاهش هزینههای مشارکت سیاسی |
دولتها میتوانند با فراهم کردن زیرساختهای لازم، ازجمله دسترسی به اینترنت و فناوریهای دیجیتال، هزینههای مشارکت سیاسی را کاهش دهند. این امر میتواند به افراد بیشتری امکان دهد تا در فعالیتهای سیاسی شرکت کنند. |
Theocharis etal. (2022) Piperagkas, Angarita and Issarny (2020) Lin and Kant (2021) |
|
|
فنی- زیرساختی |
دسترسی گسترده (به فناوری اطلاعات) |
امروزه دسترسی به فناوری اطلاعات در بسیاری از جوامع گسترده است. این امر میتواند به دولت کمک کند تا مشارکت شهروندان را از طریق پلتفرمهای آنلاین تسهیل کند. |
Van den Berg (2022, 2019) Santini and Carvalho (2019) Linders (2012) Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020)
Schmidthuber etal. (2019) Piperagkas, Angarita and Issarny (2020) |
|
ایجاد دسترسی به اطلاعات و منابع دولتی (و خدمات دولتی) |
دولتها میتوانند به افراد امکان دسترسی به اطلاعات و منابعی را دهند که میتواند به افراد کمک کند تا در مورد مسائل سیاسی آگاه شوند و تصمیمات آگاهانهتری بگیرند. |
Theocharis etal. (2022) Schmidthuber etal. (2019) Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) Luciano, Wiedenhöft and Dos Santos (2018) Hale etal. (2018) Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) |
|
|
فراهم کردن فرصت و تسهیل تعامل و ارتباط بین شهروندان و دولت |
دولتها میتوانند پلتفرمهای مشارکت آنلاین را بهگونهای طراحی کنند که به شهروندان امکان دهد بهصورت تعاملی با یکدیگر و با دولت ارتباط برقرار کنند. این امر میتواند به افزایش مشارکت شهروندان در تصمیمگیریهای سیاسی و اجتماعی کمک کند. این امر میتواند به افراد کمک کند تا دیدگاههای خود را با دیگران به اشتراک گذارند و حمایت اجتماعی برای فعالیتهای سیاسی خود کسب کنند. |
Van den Berg (2022, 2019) Theocharis etal. (2022) Luciano, Wiedenhöft and Dos Santos (2018) Hale etal. (2018) |
|
|
سرعت و انعطافپذیری |
دولتها میتوانند پلتفرمهای مشارکت آنلاین را بهسرعت و بهراحتی ایجاد و تغییر دهند. این امر میتواند به دولتها اجازه دهد تا بهسرعت به تغییرات در نیازهای شهروندان پاسخ دهند. |
Van den Berg (2022) |
|
|
مزایای ناظر به پلتفرمی بودن |
توانایی جمعآوری و تحلیل دادهها و بازخوردها |
دولت میتواند از دادههای جمعآوری شده از طریق پلتفرمهای آنلاین برای شناخت نیازها و خواستههای شهروندان استفاده کند. این امر میتواند به دولت کمک کند تا سیاستهایی را تدوین کند که پاسخگوی نیازهای شهروندان باشد. دولتها میتوانند از فناوریهای جدید برای جمعآوری و تحلیل بازخورد شهروندان استفادهکنند. این بازخورد میتواند برای بهبود سیاستها و برنامههای دولتی استفاده شود. |
Van den Berg (2019) Schmidthuber etal. (2019)
|
|
قابلیت شخصیسازی |
پلتفرم را براساس نیازهای خود شخصیسازی کنند. این امر میتواند باعث افزایش مشارکت کاربران شود. |
Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020)
|
|
|
افزایش ظرفیت مشارکت شهروندان برای مشارکت |
پلتفرمهای آنلاین مشارکت شهروندان میتواند به افزایش ظرفیت شهروندان برای مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی کمک کند. |
Santini and Carvalho (2019) |
|
|
تسهیل مشارکت برای همه |
پلتفرمهای دولتی میتواند مشارکت را برای همه، صرفنظر از سطح تخصص یا مهارتهای فنی، قابل دسترس کند. |
Farina etal. (2014) |
مأخذ: یافتههای تحقیق.
جدول 2. چالشهای پیش روی دولت بهمثابه پلتفرم در راستای ارتقای مشارکت مردمی
|
رفرنسها |
تعریف |
چالش |
دستهبندی |
|
Van den Berg (2022, 2019) Theocharis etal. (2022) Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) Schmidthuber etal. (2019) Santini and Carvalho (2019) Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) Piperagkas, Angarita and Issarny (2020) Linders (2012) Lin and Kant (2021( Hale etal. (2018) Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) Farina etal. (2014) |
ممکن است مردم بهدلیل عملکرد ضعیف دولتها در گذشته، یا بهدلیل سوءاستفاده دولتها از قدرت خود، عدم پاسخگویی دولت به نیازها و خواستههای مردم، نگرانیهایی در مورد حریم خصوصی، امنیت و بیطرفی و عدم شفافیت و پاسخگویی دولت، نسبت به مشارکت در فرایندهای دولتی اعتماد نداشته باشند. |
عدم اعتماد به دولت |
فرهنگی |
|
Luciano, Wiedenhöft and Dos Santos (2018)
Farina etal. (2014) |
در برخی از کشورها، فرهنگ مشارکت مدنی ضعیف است. این امر میتواند استفاده از پلتفرمهای دولتی برای مشارکت را دشوار کند. |
فقدان فرهنگ مشارکت اجتماعی و مدنی |
|
|
Piperagkas, Angarita and Issarny (2020)
|
یکی دیگر از چالشهای مهم دولت بهمثابه پلتفرم، عدم آگاهی مردم از مسائل است. این امر میتواند به مشارکت غیرمطلعانه مردم در فرایندهای مشارکتی منجر شود. |
عدم آگاهی مردم از مسائل |
|
|
Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) |
اگر شهروندان توانمند نباشند، نمیتوانند بهطور مؤثر در فرایند تصمیمگیری مشارکت کنند. |
عدم توانمندی شهروندان |
|
|
Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) Van den Berg (2019) Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) Piperagkas, Angarita and Issarny (2020) Luciano, Wiedenhöft and Dos Santos (2018) Linders (2012) Hale etal. (2018)
|
یکی از چالشهای اصلی مشارکت الکترونیکی، عدم آگاهی و دسترسی شهروندان به فناوری است. بسیاری از شهروندان بهدلیل عدم دسترسی به اینترنت یا آموزش کافی در زمینه فناوری، به مشارکت در فرایندهای دولتی قادر نیستند. مردم ممکن است از نحوه استفاده از فناوریهای دیجیتال برای مشارکت اجتماعی آگاه نباشند. این امر میتواند مشارکت اجتماعی را برای این افراد دشوار کند. |
عدم آگاهی، مهارت و دسترسی شهروندان به فناوری |
|
|
Farina etal. (2014) |
در کشورهایی با فرهنگ سیاسی اقتدارگرا که مردم به حاکمیت دولت اعتقاد دارند، ممکن است حاضر به مشارکت در پلتفرمها و ابراز نظر درباره تصمیمگیریها نباشند. |
فرهنگ سیاسی اقتدارگرا |
|
|
Farina etal. (2014) |
افراد بیسواد بهدلیل محدودیت در دسترسی به اطلاعات نمیتوانند در پلتفرمهای آنلاین مشارکت کنند. |
کمسوادی و بیسوادی |
|
|
Van den Berg (2022) |
دولتها ممکن است در طراحی پلتفرمهای مشارکت آنلاین بر گروههای خاصی از شهروندان تمرکز کنند، مانند شهروندان تحصیلکرده یا شهروندان جوان. این امر میتواند به نابرابری در مشارکت شهروندان منجر شود. |
تمرکز بر گروههای خاص |
اجتماعی |
|
Theocharis etal. (2022) Hale etal. (2018) |
دولتها ممکن است در دسترسی به پلتفرمهای خود تبعیض قائل شوند و دسترسی افراد از اقشار مختلف جامعه را محدود کنند. این امر میتواند به کاهش مشارکت سیاسی و تقویت نابرابری منجر شود. |
تعصب و تبعیض |
|
|
Grönlund (2020) |
ICT ها میتواند به آسیبهای اجتماعی، مانند اعتیاد به فناوری، قلدری آنلاین و سوءاستفاده جنسی از کودکان منجر شود. |
آسیبهای اجتماعی |
|
|
Santini and Carvalho (2019) |
پلتفرمهای آنلاین مشارکت شهروندان میتواند به ایجاد شکافهای اجتماعی، تقویت نفرت و خشونت و کاهش کیفیت بحثهای سیاسی منجر شود. |
افزایش نفرت و ایجاد شکاف اجتماعی |
|
|
Theocharis etal. (2022) |
پلتفرمهای مشارکت اجتماعی میتواند به شکلگیری مشارکت سیاسی افراطی نیز کمک کند.[1] |
مشارکت سیاسی افراطی |
|
|
Grönlund (2020) |
با افزایش وسواس فناوری در جوامع، ممکن است مردم بهجای مشارکت حضوری، تنها در فضای مجازی حضور پیدا کنند. |
اعتیاد به فناوری |
|
|
Grönlund (2020) |
شکلی از آزار و اذیت است که از طریق اینترنت یا سایر فناوریهای دیجیتال انجام میشود. قلدری آنلاین میتواند شامل ارسال پیامهای متنی آزاردهنده، ارسال عکسها یا فیلمهای آزاردهنده، یا انتشار اطلاعات نادرست یا توهینآمیز در مورد فرد باشد. |
قلدری آنلاین |
|
|
Grönlund (2020) |
هرگونه فعالیت جنسی با یک کودک است که در آن کودک رضایت قانونی ندارد. سوءاستفاده جنسی از کودکان میتواند شامل تماس فیزیکی، تماس تلفنی، تماس تصویری یا ارسال پیامهای متنی باشد. |
سوءاستفاده جنسی از کودکان |
|
|
Santini and Carvalho (2019) Linders (2012) Hale etal. (2018) Farina etal. (2014) |
دولت ممکن است در ارائه اطلاعات به شهروندان در مورد نحوه استفاده از دادههای جمعآوری شده از پلتفرمهای مشارکت شفافیت نداشته باشد. این امر میتواند به کاهش اعتماد شهروندان به دولت منجر شود. در برخی از کشورها، تصمیمگیریهای دولت بهصورت شفاف انجام نمیشود. این امر میتواند مشارکت سیاسی مردم را در این کشورها کاهش دهد. ممکن است شفافیت کافی در مورد نحوه استفاده از مشارکت ارائه شده در پلتفرمهای دولتی وجود نداشته باشد. بهعنوان مثال، ممکن است آژانسهای دولتی بهطور کامل به نظرهای ارائه شده پاسخ ندهند یا از آنها برای تصمیمگیری استفاده نکنند. |
عدم شفافیت (در استفاده از داده) در تصمیمگیری (در مورد نحوه استفاده از مشارکت) و پاسخگویی |
سیاسی |
|
Theocharis etal. (2022) |
دولتها ممکن است از پلتفرمهای خود برای تقویت قدرت خود و سرکوب مخالفان استفادهکنند. این امر میتواند به کاهش دمکراسی و آزادی بیان منجر شود. |
انحصار قدرت |
|
|
Santini and Carvalho (2019) |
نهادهای مدنی نقش مهمی در مشارکت شهروندان ایفا میکنند. دولت باید از مشارکت نهادهای مدنی در طراحی و اجرای پلتفرمهای مشارکت حمایت کند. |
عدم مشارکت نهادهای مدنی |
|
|
Schmidthuber etal. (2019) |
گاهی اوقات سیاستهای دولتی با نیازها و اولویتهای شهروندان تناسب ندارد. این امر میتواند به کاهش مشارکت شهروندان در نوآوری اجتماعی منجر شود. |
عدم تناسب بین نیازها و اولویتهای شهروندان و سیاستهای دولتی |
|
|
Linders (2012) |
دولت باید از مداخله غیرضروری در فرایندهای مشارکتی خودداری کند. این امر برای حفظ استقلال شهروندان ضروری است. |
مداخله دولت در فرایندهای مشارکتی |
|
|
Lin and Kant (2021) |
دولت ممکن است از نظر فنی، مالی و سازمانی آمادگی لازم برای مشارکت شهروندان را نداشته باشد. |
عدم آمادگی دولت برای مشارکت شهروندان |
|
|
Van den Berg (2022) Lin and Kant (2021)
|
دولتها ممکن است در استفاده از پلتفرمها برای افزایش مشارکت شهروندان با محدودیتهای قانونی مواجه شوند. این محدودیتها ممکن است شامل قوانین حفظ حریم خصوصی، قوانین انتخابات و سایر قوانین باشد. علاوه بر آن ممکن است چارچوب قانونی مناسب برای حمایت از مشارکت شهروندان در دولت وجود نداشته باشد. |
محدودیتهای قانونی |
|
|
Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) |
بسیاری از نهادهای دولتی دارای پلتفرمهای مشارکت الکترونیکی مستقلی هستند که باعث سردرگمی و ناکارایی میشود. |
عدم هماهنگی و همکاری بین نهادهای دولتی |
|
|
Hale etal. (2018) |
در برخی از کشورها، دسترسی به اطلاعات دولتی محدود است. این امر میتواند مشارکت سیاسی مردم را در این کشورها کاهش دهد. |
عدم دسترسی به اطلاعات دولتی |
|
|
Farina etal. (2014) |
پلتفرمهای دولتی میتواند به مشارکت با کیفیت پایین منجر شوند. بهعنوان مثال، اگر مردم بتوانند بدون هیچگونه دانش قبلی در مورد موضوع، نظرات خود را در مورد مقررات پیشنهادی ارسال کنند، نظرات آنها ممکن است آموزنده یا مفید نباشد. |
کاهش کیفیت مشارکت |
|
|
Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) Schmidthuber etal. (2019) Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022)
|
بسیاری از دولتها بودجه کافی برای توسعه و نگهداری و مدیریت پلتفرمهای مشارکت الکترونیکی ندارند هرچند مشارکت مردم در نوآوری اجتماعی میتواند پرهزینه باشد. |
عدم تخصیص منابع و بودجه کافی |
اقتصادی |
|
Farina etal. (2014) |
افراد فقیر بهدلیل محدودیت مالی برای تأمین نیازهای اولیه زندگی، امکان دسترسی به فناوری و اینترنت را ندارند. علاوه بر این، فقر میتواند باعث کاهش سطح سواد و آگاهی افراد شود. بنابراین آنها توانایی مشارکت در فرایندهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را ندارند. |
فقر و نابرابری |
|
|
Van den Berg (2022) |
دولتها ممکن است در ایجاد و اداره پلتفرمهای مشارکت آنلاین با مشکلات فنی مواجه شوند. این امر میتواند به اختلال در عملکرد پلتفرمها و کاهش مشارکت شهروندان منجر شود. |
مشکلات فنی |
فنی- زیرساختی |
|
Hale etal. (2018) |
در برخی کشورها، دسترسی به اطلاعات دولتی محدود است. این امر میتواند مشارکت سیاسی مردم را در این کشورها کاهش دهد. |
عدم دسترسی به اطلاعات |
|
|
Farina etal. (2014) |
شکاف دیجیتال در دسترسی به اینترنت و فناوری باعث محرومیت بخشی از جامعه میشود. |
دسترسی محدود به فناوری |
|
|
Van den Berg (2022) Theocharis etal. (2022) Santini and Carvalho (2019) Grönlund (2020)
|
افراد یا گروههایی میتوانند با پلتفرمهای مشارکت آنلاین از شهروندان سوءاستفاده کنند. این امر میتواند با انتشار اطلاعات نادرست، تضعیف اعتماد به دولت و سایر پیامدهای منفی باشد. علاوه بر آن دولتها ممکن است از پلتفرمهای مشارکتی برای اهداف سیاسی خود استفاده کنند، مانند تبلیغات انتخاباتی یا سرکوب مخالفان. این امر میتواند به کاهش شفافیت و پاسخگویی دولت منجر شود. بهعلاوه دولت ممکن است از پلتفرمهای مشارکت برای سوءاستفاده از قدرت خود استفاده کند. این امر میتواند به کاهش دمکراسی منجر شود. |
خطرات سوءاستفاده |
امنیتی |
|
Grönlund (2020) |
شهروندان بهدلیل نگرانی از حفظ حریم خصوصی، از اشتراکگذاری اطلاعات حساس شخصی در پلتفرمهای دولتی و مشارکت خودداری کنند. |
سرقت اطلاعات شخصی |
|
|
Grönlund (2020) |
محتواهای جعلی و خبرهای اغراقآمیز میتواند باعث ایجاد ابهام و سردرگمی در میان شهروندان شود و مشارکت آنان را تحت تأثیر قرار دهد. |
انتشار اطلاعات نادرست |
|
|
Grönlund (2020) |
پلتفرمهای دولتی در معرض حملات هکرها هستند که میتواند باعث خارج شدن پلتفرم از دسترس شود که موجب کاهش مشارکت شود. |
حملات سایبری |
مأخذ: همان.
جدول 3. الزامات سیاستگذارانه ارتقای مشارکت در بستر دولت بهمثابه پلتفرم
|
دستهبندی |
الزامات |
توضیحات |
ارجاعات |
|
الزامات بنیادین[2] |
حفظ دمکراسی و آزادی بیان |
دولتها باید از سوءاستفاده از پلتفرمهای مشارکتی خود برای اهداف غیردمکراتیک یا سرکوب آزادی بیان جلوگیری کنند. این امر میتواند با ایجاد سازوکارهای نظارتی مناسب برای جلوگیری از سوءاستفاده از این پلتفرمها انجام شود. |
Theocharis etal. (2022) |
|
تغییر نگرش دولت از ارائهدهنده خدمات به تسهیلکننده مشارکت |
دولت باید از نگرش سنتی خود بهعنوان ارائهدهنده خدمات به نگرش جدید خود بهعنوان تسهیلکننده مشارکت تغییر کند. این تغییر نگرش مستلزم آن است که دولت به شهروندان بهعنوان شرکای خود در فرایندهای تصمیمگیری نگاه کند. |
Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) |
|
|
حمایت از مشارکت مسئولانه |
پلتفرمهای آنلاین مشارکت شهروندان باید از طریق اقدامهایی مانند افزایش دسترسی، ترویج گفتگوی سازنده و حمایت از مشارکت مسئولانه بهطور مسئولانه استفاده شود. |
Santini and Carvalho (2019) |
|
|
جلوگیری از تبعیض |
دولتها باید از تبعیض در دسترسی به پلتفرمهای مشارکتی خود جلوگیری کنند. این امر میتواند با ارائه دسترسی عادلانه به این پلتفرمها برای همه افراد، صرفنظر از نژاد، قومیت، جنسیت، یا سایر عوامل، انجام شود. |
Theocharis etal. (2022) Linders (2012) |
|
|
حمایت از مشارکتهای پایدار |
دولت باید از مشارکتهای پایدار حمایت کند. این امر میتواند به ایجاد اعتماد و مشارکت طولانیمدت بین شهروندان و دولت کمک کند. |
Linders (2012) |
|
|
تقویت تعامل دولت و بخش خصوصی |
بخش خصوصی میتواند بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین عوامل در مشارکت شهروندان در حکومت الکترونیکی عمل کند. این بخش میتواند بهعنوان پشتیبان و حامی برای حکومت در ارائه خدمات بهتر به شهروندان و ایجاد ارتباط بین دولت و مردم عمل کند. در این راستا، دولتها میتوانند از روشهایی مانند ایجاد پلتفرمهای مشارکتی مبتنیبر شراکتهای عمومی و خصوصی و توسعه روابطعمومی با بخش خصوصی برای افزایش مشارکت شهروندان استفاده کنند. |
Linders (2012) |
|
|
الزامات نهادی[3] |
حمایت از مشارکت شهروندان از طریق بخش خصوصی و جوامع مدنی |
دولتها میتوانند از مشارکت شهروندان از طریق بخش خصوصی و جوامع مدنی حمایت کنند. این امر میتواند به افزایش مشارکت شهروندان کمک کند. دولتها میتوانند از بخش خصوصی و جوامع مدنی برای توسعه و نگهداری پلتفرمهای مشارکتی، آموزش شهروندان برای مشارکت و حمایت از مشارکت شهروندان در فرایندهای تصمیمگیری و اجرای سیاستها و برنامههای دولتی حمایت کنند. |
Schmidthuber etal. (2019) Santini and Carvalho (2019) |
|
محدودیت دسترسی به قدرت |
دولت باید اقدامهایی برای محدود کردن دسترسی خود به قدرت انجام دهد. این اقدامها میتواند شامل ایجاد مکانیسمهای نظارتی و تقویت حقوق شهروندان باشد. |
Santini and Carvalho (2019) |
|
|
ایجاد شفافیت در روند تصمیمگیری |
این امر میتواند شامل انتشار اطلاعات در مورد تصمیمگیریهای دولت، ارائه فرصتهای مشارکت عمومی و پاسخگویی به بازخورد شهروندان باشد. |
Van den Berg (2019) |
|
|
تقویت شفافیت و پاسخگویی |
دولت باید شفافیت خود را در مورد نحوه استفاده از دادههای جمعآوری شده از پلتفرمهای مشارکت تقویت کند. این امر میتواند از طریق انتشار گزارشهای شفافیت و ایجاد مکانیسمهای پاسخگویی به شهروندان انجام شود. |
Santini and Carvalho (2019) Lin and Kant (2021) |
|
|
تسهیل همکاری بین دولتهای محلی، شهروندان و کسبوکارها |
دولتها باید با استفاده از پلتفرمها امکان همکاری آسانتر بین دولتهای محلی، شهروندان و کسبوکارها را فراهم کنند. |
Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) |
|
|
الزامات اجرایی[4] |
ایجاد چارچوبهای قانونی و نظارتی مناسب |
دولت باید چارچوبهای قانونی و نظارتی مناسب را برای دولت بهمثابه پلتفرم ایجاد کند. این امر میتواند به جلوگیری از مداخله غیرضروری دولت در فرایندهای مشارکتی کمک کند. |
Linders (2012) Lin and Kant (2021) |
|
مدیریت رفتار کاربران |
دولت باید رفتار مضر یا توهینآمیز کاربران را مدیریت کند. این امر شامل ایجاد قوانین و مقرراتی برای رفتار کاربران و اجرای مؤثر این قوانین است. |
Van den Berg (2022) |
|
|
وضع قوانین مناسب |
برای موفقیت در مشارکت الکترونیکی [...] لازم است که شرایط زیرساختی و قوانین و مقررات مناسب در نظر گرفته شود. |
Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) |
|
|
توانایی مذاکره ذینفعان |
اصلیترین عامل موفقیت پلتفرمهای حکمرانی محلی، توانایی ذینفعان (شهروندان، دولت شهری و کسبوکارها) در مذاکره و هدایت نقشها و منافع مربوطه خود است. |
Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) |
|
|
ایجاد همکاری با نهادهای مرتبط |
پلتفرم باید همکاریهایی با نهادهای مرتبط، ازجمله دولت، سازمانهای مردمنهاد و سایر نهادهای مرتبط را برای بهبود مشارکت شهروندان در فرایند سیاستگذاری پیشنهاد دهد. |
Farina etal. (2014) |
|
|
همکاری با مراکز اجتماعی |
همکاری با مراکز اجتماعی محلی مانند کتابخانهها، مراکز مردمنهاد و مراکز خدماتی، میتواند به افزایش فراگیری در پلتفرمهای مشارکت مستقیم آنلاین (DPP) کمک کند. |
Van den Berg (2019) |
|
|
مشارکت مردمی در تعیین اولویتها |
تشویق به شرکت شهروندان در فرایند تصمیمگیری و همکاری با مسئولان دولتی در تعیین اولویتها و تعیین راهکارهای مورد نیاز. |
Lin and Kant (2021) |
|
|
ارزیابی |
توسعه ابزارهای ارزیابی عملکرد و استفاده از دادههای حجیم برای شناسایی الگوها و نقاط ضعف در سیستمهای دولتی و پیشنهاد راهکارهای بهبودی. |
Lin and Kant (2021) |
|
|
فرایندهای گزارشدهی دولتی باید با مشارکت مردمی همراه باشد |
برای افزایش مشارکت در حکومت الکترونیکی، ارائه فرصتهای گستردهتری برای مشارکت شهروندان در فرایندهای گزارشدهی دولتی ازجمله ایدههای مؤثر است. بهعنوان مثال، دولتها میتوانند از ابزارهایی مانند سامانههای گزارشدهی مشارکتی استفاده کنند تا شهروندان را به ارائه نظرها و پیشنهادهای خود درخصوص مسائل مختلف دعوت کنند. |
Linders (2012) |
|
|
فراهم کردن فرصتهایی برای مشارکت شهروندی متنوع |
پلتفرم باید فرصتهای متنوعی برای مشارکت شهروندی را ارائه دهد، ازجمله نظرسنجیها، جلسات تحلیلی، گفتگوهای عمومی و دیگر فعالیتهای مشابه. |
Farina etal. (2014) |
|
|
لزوم ایجاد فضای تعامل افراد با سایر شهروندان |
تعامل با سایر شهروندان و شرکت در گفتگوهای جمعی و گروههای بحث و تبادلنظر میتواند برای برخی افراد جذاب باشد و به تحریک آنها برای مشارکت در پلتفرمهای آنلاین کمک کند. |
Van den Berg (2019) |
|
|
ناظر به مدیریت و ارزیابی پلتفرم[5] |
ارزیابی مداوم برخی شاخصها |
برای ارزیابی مداوم شبکههای مشارکت اجتماعی و اصلاح آن، باید [این سازوکار] بهنحوی طراحی شود که بتواند مواردی ازجمله کیفیت خدمات، قابلیت اعتماد، پایداری و سازگاری با سیاستها و دستورالعملهای مربوط به مشارکت اجتماعی را بهطور مداوم ارزیابی کند. |
Piperagkas, Angarita and Issarny (2020) |
|
انعطافپذیری |
همچنین نیاز است شبکههای مشارکت اجتماعی بتواند به مداومت و انعطافپذیری مورد نیاز برای پشتیبانی از فرایندهای مشارکتی پاسخ دهد و بتواند به تغییرات درخواستهای کاربران و نیازهای اجتماعی پاسخ دهد. |
Piperagkas, Angarita and Issarny (2020)
|
|
|
لزوم استفاده از ابزار و فرایندهای جذاب مشارکتی |
برای جذب و تحریک شهروندان برای مشارکت در سیاستگذاریهای عمومی، پلتفرم باید ابزارها و فرایندهایی را ارائه دهد که شهروندان را بهطور فعال در فرایند سیاستگذاری مشارکت داده شوند و احساس کنند که صدایشان شنیده میشود. |
Farina etal. (2014) |
|
|
تشویق به مشارکت با برنامههای پاداش |
برنامههای پاداش میتواند برای تشویق به مشارکت در پلتفرم مفید باشد. این برنامهها میتواند ازجمله امتیازات، جوایز، تخفیفهای ویژه و غیره باشد. |
Farina etal. (2014) |
|
|
ارائه بازخورد مؤثر |
پلتفرم باید بازخورد مؤثر و بموقع به شهروندان ارائه دهد تا آنها متوجه این موضوع شوند که نظرها و پیشنهادهای آنها به چه صورتی در فرایند سیاستگذاری بهکار گرفته شدهاند. |
Farina etal. (2014) |
|
|
ناظر به طراحی و ساختار پلتفرم[6]
|
توجه به نیازها و توانایی همه گروههای اجتماعی |
پلتفرمهای مشارکت مستقیم آنلاین باید بهگونهای طراحی شود که مشارکت افراد از همه گروهها را آسان کند. این امر شامل استفاده از زبان و اصطلاحاتی است که برای همه گروهها قابل دسترس است، علاوه بر آن در طراحی پلتفرمها باید بهگونهای عمل کرد که برای کاربران با مهارتها و پیشینههای مختلف قابل دسترسی باشد. بهگونهای طراحی شود که پاسخگوی نیازهای مختلف شهروندان ازجمله شهروندانی با سواد دیجیتال پایین، شهروندانی با کمبود وقت و شهروندانی با شرایط جسمی خاص باشند.
|
Van den Berg (2022, 2019) Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022)
|
|
طراحی پلتفرم کاربرپسند و با دسترسی آسان |
این پلتفرمها باید کاربرپسند و آسان برای استفاده باشد. |
Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) Linders (2012) |
|
|
فراهم کردن دسترسی به اطلاعات و دادههای دولتی |
یکی از لوازم مشارکت آنلاین آن است که دسترسی عمومی به اطلاعات، مصوبهها و تصمیمات دولتی فراهم باشد. |
Linders (2012) Hale etal. (2018) Farina etal. (2014) |
|
|
ایجاد مکانیسمهای تعاملی و مشارکتی |
دولتها باید به شهروندان امکان دهد تا بهصورت فعال در تصمیمگیریهای سیاسی و اجتماعی مشارکت داشته باشند. این امر میتواند شامل برگزاری نظرسنجیهای آنلاین، بحثهای آنلاین و جلسات مشارکتی باشد. |
Van den Berg (2019) |
|
|
لزوم طراحی ساده |
طراحیهای دیجیتالی که اطلاعات سیاسی را بهصورت خلاصه و ساده ارائه میدهد، ممکن است افراد را برای مشارکت در فرایند سیاسی تشویق کند زیرا این طراحیها اطلاعات سیاسی را برای افراد قابلفهمتر میکند. دوم، طراحیهای دیجیتالی که اطلاعات سیاسی را بهصورت خلاصه و ساده ارائه میدهد، ممکن است افراد را برای مشارکت در فرایند سیاسی تشویق کند زیرا این طراحیها میتواند افراد را بهراحتی از طریق این اطلاعات به اطلاعات بیشتری دسترسی دهد. |
Hale etal. (2018) |
|
|
محتوای متنوع |
پلتفرمهای مشارکت مستقیم آنلاین باید محتوایی را ارائه دهد که منعکسکننده دیدگاهها و تجربیات افراد از همه گروهها باشد. |
Van den Berg (2022) |
|
|
طراحی تعاملی و خلاقانه |
نوع مشارکت در پلتفرمهای آنلاین میتواند بر قصد شهروندان برای مشارکت تأثیرگذار باشد. مشارکت در پلتفرمهایی که بهشکلی تعاملی و خلاقانه طراحی شده باشد، میتواند مشارکت بیشتری ازسوی شهروندان جذب کند. |
Van den Berg (2019) |
|
|
ابزارهای مشارکتی مناسب |
باید برای جلب مشارکت شهروندان، ابزارهای مشارکتی مناسب و برنامهریزی شده در اختیار آنها قرار داده شود. پویشهای اجتماعی، رأیگیری، بحث گروهی و ... هریک باید متناسب با هدف مشارکتی استفاده شود. |
Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) |
|
|
فضای بحث بین مسئولان و مردم |
ایجاد فضاهایی برای بحث و تبادلنظر با مسئولان دولتی و دیگر شهروندان. |
Lin and Kant (2021) |
|
|
ناظر به زیرساخت و جنبه فنی[7] |
توسعه زیرساختهای فناوری مناسب |
دولت باید زیرساختهای فناوری مناسب را برای تسهیل مشارکت شهروندان فراهم کند. این زیرساختها شامل پلتفرمهای مشارکت الکترونیکی، افزایش دسترسی به اینترنت، ابزارهای مشارکت الکترونیکی و زیرساختهای ارتباطی و فناوری است. |
Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) Piperagkas, Angarita and Issarny (2020) Grönlund (2020) Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021)
|
|
تخصیص منابع کافی |
دولتها باید منابع کافی برای حمایت از مشارکت شهروندان تخصیص دهند. این منابع میتواند شامل منابع مالی، انسانی و فنی باشد. |
Schmidthuber etal. (2019) Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) Lin and Kant (2021) Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) |
|
|
ناظر به فرهنگ و جامعه[8] |
تقویت فرهنگ مشارکت الکترونیک
|
دولت باید شهروندان را در زمینه مشارکت الکترونیکی آموزش دهد و فرهنگ مشارکت را در جامعه تقویت کند. دولت باید آموزشهای لازم را در مورد حقوق و مسئولیتهای شهروندی، مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری برای مشارکت در فرایند تصمیمگیری ارائه دهد. این آموزش و فرهنگسازی میتواند از طریق رسانههای مختلف، برنامههای آموزشی و فعالیتهای اجتماعی انجام شود. |
Shofia, Trisetyarso and Saleh Abbas (2020) Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) Piperagkas, Angarita and Issarny (2020) Linders (2012) Lin and Kant (2021) Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) Van den Berg (2019) |
|
ارتقای آموزش و سواد دیجیتال |
ارائه آموزش و پشتیبانی برای کاربرانی که مهارتهای فناوری یا سواد دیجیتالی کمتری دارند. |
Van den Berg (2019) Grönlund (2020) Linders (2012) Esselimani, Sagsan and Kiralp (2021) |
|
|
ارزشمند دانستن مشارکت شهروندان |
دولت باید مشارکت شهروندان را ارزشمند بداند و از آن بهعنوان یک فرصت برای بهبود عملکرد خود استفاده کند. |
Lin and Kant (2021) |
|
|
ایجاد انگیزه برای مشارکت شهروندان |
دولت باید انگیزههای مناسبی برای مشارکت شهروندان ایجاد کند، مانند ارائه پاداشهای مالی یا غیرمالی، یا مشارکت در تصمیمگیریهای مهم. |
Van den Berg (2019) |
|
|
لزوم توجه به ارزشهای شهروندی و اصول دمکراتیک |
ارائه طرحهای مشارکتی مبتنیبر ارزشهای شهروندی و اصول دمکراتیک و بهبود ساختارهای پلتفرمهای آنلاین بسیار مهم است. |
Santini and Carvalho (2019) |
|
|
لزوم اصلاح نگرش مردم به مشارکت الکترونیک |
نگرش به فناوری اطلاعاتی، اعتماد به سیستم، درک از اهمیت مشارکت در فرایندهای سیاسی در افزایش مشارکت مؤثر است. |
Van den Berg (2019) |
|
|
ایجاد اعتماد به دولت |
دولتها باید اقدامهایی را برای افزایش اعتماد مردم به خود انجام دهند. این امر میتواند با شفافیت و پاسخگویی بیشتر دولت و همچنین با احترام به حقوق و آزادیهای اساسی افراد انجام شود. این اقدامها میتواند شامل آموزش کاربران در مورد اهمیت جامعیت و مشارکت فعال کاربران در ایجاد محیطی جامع و فراگیر شود. این امر میتواند رعایت قوانین و مقررات، پاسخگویی به بازخورد شهروندان و ارائه خدمات عمومی باکیفیت و مشارکت شهروندان در توسعه پلتفرمها باشد. |
Theocharis etal. (2022) Van den Berg (2022) Santini and Carvalho (2019) Sahamies, Haver and Anttiroiko (2022) |
|
|
لزوم تبلیغات برای ارتقای مشارکت |
تبلیغات مؤثر در وسایل ارتباطجمعی مانند تلویزیون، رادیو و شبکههای اجتماعی میتواند افراد را به پلتفرمهای مشارکت مستقیم آنلاین (DPP) جذب کند. |
Van den Berg (2019) |
|
|
ناظر به امنیت و ایمنی |
ارتقای امنیت پلتفرم |
لازم است امنیت اطلاعات و دادههای مربوط به مشارکتها و بحثهای مردمی و پایگاههای داده توسط دولت تضمین شود. |
Linders (2012) Grönlund (2020) |
|
حریم خصوصی |
در پلتفرمهای مشارکتی، حفظ حریم خصوصی و امنیت اطلاعات شهروندان بسیار مهم است و باید برای پیشگیری از تهدیدهای امنیتی و محافظت از حریم خصوصی شهروندان اقدامهای مورد نیاز انجام گیرد و پلتفرم باید از اطلاعات مردم بهنحوی استفاده کند که حریم خصوصی آنها محفوظ ماند. |
Linders (2012) Luciano, Wiedenhöft and Dos Santos (2018) Farina etal. (2014) |
مأخذ: همان.
[1]. مشارکت سیاسی میتواند عواقب منفی مختلفی برای افراد، جامعه و دمکراسی داشته باشد. خشونت و افراطگرایی، تضعیف دمکراسی که به کاهش اعتماد به نهادهای سیاسی و افزایش انزوای سیاسی منجر میشود و همچنین تعارضات اجتماعی که به کاهش همبستگی اجتماعی منجر میشود.
[2]. این الزامات، پایه و اساس سایر الزامات است و بدون تحقق آنها، تحقق سایر الزامات نیز دشوار خواهد بود.
[3]. این الزامات، به ایجاد زیرساختهای نهادی لازم برای ارتقای فرهنگ مشارکت در دولت بهمثابه پلتفرم اشاره دارد.
.[4] این الزامات به اقدامهای اجرایی لازم برای ارتقای مشارکت شهروندان در دولت بهمثابه پلتفرم اشاره دارد.
.[5] این دسته شامل نکاتی است که به مدیریت و ارزیابی پلتفرم مشارکتی شهروندی مربوط میشود و میتواند به بهبود عملکرد پلتفرم و اطمینان از تحقق اهداف آن کمک کند.
[6]. این دسته شامل نکاتی است که به طراحی و ساختار پلتفرم مشارکتی شهروندی مربوط میشود. این نکات میتواند به افزایش دسترسی، سهولت استفاده، جذابیت و کارایی پلتفرم کمک کند.
[7]. این موارد از الزامات مربوط به زیرساختها و جنبههای فنی است که باید تهیه شود تا امکان ارتقای مشارکت مردمی میسر شود.
[1]. جدول کامل تمامی مقولات مستخرج در پیوست قرار داده شده است.
[2]. جدول کامل الزامات استخراج شده، در پیوست آورده شده است.
[3]. این الزامات، پایه و اساس سایر الزامات هستند و بدون تحقق آنها، تحقق سایر الزامات نیز دشوار خواهد بود.
[4]. این الزامات، به ایجاد زیرساختهای نهادی لازم برای ارتقای فرهنگ مشارکت در دولت بهمثابه پلتفرم اشاره دارد.