مجلس و راهبرد

مجلس و راهبرد

الگوی نفوذ فرهنگی آمریکا در جمهوری اسلامی ایران و راهبردهای مقابله با آن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دکتری علوم سیاسی، دانشکده پیامبر اعظم، دانشگاه امام حسین، تهران، ایران؛
چکیده
نفوذ فرهنگی به‌عنوان یکی از اشکال قدرت نرم و الگوی رفتاری سیاست خارجی آمریکا طی سال‌های گذشته کشورهای هدف را ازجمله ایران در معرض ایجاد تغییرات فرهنگی قرار داد؛ تغییراتی که نسل جوان و تحصیل‌کرده را با چالش‌های هویتی و فرهنگی مواجه ساخته است. براساس این ضرورت، سؤال اصلی مقاله آن است که آمریکا با اتکا به چه الگویی به نفوذ‌آفرینی فرهنگی در ایران مبادرت کرده و جمهوری اسلامی از چه راهبردی برای مقابله می‌تواند استفاده کند؟ فرضیه آن است که آمریکا با بهره‌گیری از ابزارهای جهان‌شمول رسانه‌ای به‌دنبال مشروع‌نمایی هنجارهای لیبرالیستیِ غربی و مشروعیت‌زدایی ساختاری در ایران بوده تا نفوذ فرهنگی خود را قوام بخشد، ازاین‌رو ضروری است جمهوری اسلامی نیز تصویرسازی فرهنگی ملی را در دستور کار قرار دهد. هدف مقاله آن است که زمینه‌های نفوذ فرهنگی آمریکا را در ایران شناسایی و راهبرد مقابله با آن را تجویز کند. ازاین‌رو با بهره‌جویی از تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها و کاربست روش تحقیق توصیفی-تحلیلی از داده‌های کمی و کیفی و همچنین مبانی تبیینی لازم از نظریه برخورد تمدن‌های هانتینگتون در این هدف گام برداشته شد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

The Pattern of American Cultural Infiltration in the Islamic Republic of Iran and the Strategies for Confronting It

نویسنده English

Ahad Azadikhah
PhD in Political Science, Faculty of Payambar-e-Azam, Imam Hossein University, Tehran, Iran;
چکیده English

Cultural infiltration, as one of the forms of soft power and a behavioral pattern of U.S. foreign policy in recent years, has exposed target countries, including Iran, to cultural changes, changes that have confronted the young and educated generation with identity and cultural challenges. Based on this necessity, the main question of the article is: relying on what pattern has the United States engaged in creating cultural infiltration in Iran, and what strategy can the Islamic Republic use to confront it? The hypothesis is that the United States, by making use of universal media tools, has sought to legitimize Western liberal norms and to structurally delegitimize Iran in order to consolidate its cultural infiltration, therefore, it is necessary for the Islamic Republic also to place national cultural image-making on its agenda. The aim of the article is to identify the grounds for American cultural infiltration in Iran and to prescribe a strategy for confronting it. Accordingly, by benefiting from data analysis and applying a descriptive-analytical research method using quantitative and qualitative data, as well as the necessary explanatory foundations from Huntington’s theory of the clash of civilizations, steps were taken toward this goal.

کلیدواژه‌ها English

Cultural Infiltration
American Hegemonism
Soft War
Cyberspace

مقدمه و بیان مسئله

در اهمیت و ضرورت رعایت روابط دو کشور ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران می‌توان این‌گونه بیان کرد که در سال‌های آغازین انقلاب و نیز تا چند سال پس از آن، بیشتر اقدام‌های ایالات متحده آمریکا در ایران بر فعالیت‌های سخت چون (ترور و حمله نظامی) متمرکز بوده است. اما در سال‌های اخیر و پس از شکست‌های پیاپی نظامی و افزایش هزینه‌های مادی و معنوی استفاده از ابزارهای سخت، آمریکا تمرکز فراوانی بر اقدام‌های نرم گذاشته است. ازآنجاکه فرهنگ یک مقوله اجتماعی است و ریشه در اعتقادها و آداب‌ورسوم هر جامعه دارد یکی از روش‌های نظام سلطه در دوران استعمار جدید، هجوم به فرهنگ و باورهای یک ملت است. در مورد جمهوری اسلامی ایران پس از پایان جنگ تحمیلی، نظام سلطه تلاش خود را در جبهه فرهنگ علیه ایران متمرکز کرد.

 ازطرفی یکی از مهم‌ترین تهدیدهایی که حکومت‌ها در دیرباز با آن مواجه‌اند فرایند نفوذ است. در سال‌های اخیر نفوذ به‌مانند سایر پدیده‌ها گسترش پیدا کرده و با گذشت زمان دچار تغییرات زیادی شده است که قابلیت مطالعه و پژوهش دارد. در این میان می‌توان یکی از مهم‌ترین انواع نفوذ ایالات متحده آمریکا را در جمهوری اسلامی ایران که به‌نوعی دربرگیرنده بسیاری از ویژگی‌های نفوذ نرم است، نفوذ فرهنگی معرفی کرد. به تعبیر مقام معظم رهبری عرصه‌ای که با تهاجم به فرهنگ آغاز و در سیر زمان به شبیخون فرهنگی و سپس ناتوی فرهنگی و با سهل‌انگاری متولیان حوزه فرهنگ به نفوذ فرهنگی انجامیده است.

سؤال اصلی مقاله آن است که آمریکا با اتکا به چه الگویی به نفوذ‌آفرینی فرهنگی در ایران مبادرت کرده و جمهوری اسلامی از چه راهبردی برای مقابله می‌تواند استفاده کند؟ فرضیه آن است که آمریکا با بهره‌گیری از ابزارهای جهان‌شمول رسانه‌ای به‌دنبال مشروع‌نمایی هنجارهای لیبرالیستیِ غربی و مشروعیت‌زدایی ساختاری در ایران بوده تا نفوذ فرهنگی خود را قوام بخشد، ازاین‌رو ضروری است تا جمهوری اسلامی نیز تصویرسازی فرهنگی ملی را در دستور کار قرار دهد.

در این راستا، الگوهای نفوذ فرهنگی در ایران شامل نفوذ مستقیم ازطریق محصولات رسانه‌ای (فیلم‌ها، سریال‌ها، موسیقی، برنامه‌های تلویزیونی و محتوای آنلاین به‌ویژه از نوع آمریکایی) و نیز نفوذ غیرمستقیم با الگوهای رفتاری و سبک زندگی (ترویج الگوهای مصرفی، مد، تفریحات، روابط اجتماعی که از فرهنگ آمریکایی الگو می‌گیرد و نیز نفوذ ازطریق شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی و حتی آموزش زبان) مورد واکاوی قرار می‌گیرد. نفوذ فرهنگی آمریکا در ایران به‌عنوان متغیر مستقل و راهبردهای مقابله با نفوذ فرهنگی به‌عنوان متغیر وابسته، ابزارهای نفوذ فرهنگی شامل رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، محصولات فرهنگی به‌عنوان متغیرهای میانجی‌گر مطالعه می‌شود. این پژوهش با تحلیل داده‌ها و اسناد مرتبط به‌دنبال آن است که زمینه‌های نفوذ فرهنگی آمریکا را در ایران شناسایی و راهبرد مقابله تجویز کند. نیل به این هدف مستلزم بهره‌جویی از تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها و کاربست روش تحقیق توصیفی-تحلیلی از داده‌های کمی و کیفی است. مبانی تبیینی لازم در این زمینه را نظریه برخورد تمدن‌های هانتینگتون فراهم می‌آورد. بر این اساس، امکان ارائه تصویری جامع از وضعیت فرهنگی ایران و ارزیابی اثربخشی راهبردهای دولت یازدهم و دوازدهم فراهم می‌شود.

۱. پیشینه پژوهش

از پژوهش‌های قابل توجه در این زمینه، مقاله‌ای با عنوان «طرح راهبردی مقابله با نفوذ سیاسی آمریکا در جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر آرا و اندیشه امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)» نوشته رحیمی و ایزدی (1400) را می‌توان نام برد. در این رساله، به‌طورکلی شیوه‌ها و ابزارهای نفوذ آمریکا در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. نویسندگان ضمن بررسی سابقه 200 ساله نفوذ آمریکا برای مقابله با ایران به بیان ابزارها و شیوه‌های این نوع سیاست‌ورزی پرداخته‌اند و ابزارها و شیوه‌های نفوذ آمریکا را در ایران و تحولات مربوطه بررسی کرده‌اند. در این زمینه مقاله‌ای تحت عنوان «بررسی شیوه‌های نفوذ در پسابرجام» به قلم دولتی و شمسی گوشکی (1397) نوشته شده است. در این رساله، تأثیر نفوذ فرهنگی آمریکا بر هویت ملی جمهوری اسلامی ایران پس از برجام مورد مطالعه قرار گرفته و با توجه ‌به عوامل و مؤلفه‌های نفوذ فرهنگی آمریکا به این باور رسیده‌اند که فعالیت‌ها و سناریو‌های مهم و راهبردی نظام سلطه در مقابله با آمریکا پس از برجام سعی در تأثیرگذاری بر هویت ملی ایرانیان دارد. تحقیق دیگر، پایان‌نامه رضوی‌پور (۱۳۸۱) با عنوان «پایان جنگ سرد و گسترش نفوذ ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه» است که به‌صورت کلی نفوذ آمریکا بعد از جنگ سرد در خاورمیانه و تک‌قطبی شدن دنیا مورد بررسی قرار گرفته است و همچنین به‌صورت جزئی به نفوذ فرهنگی آمریکا در خاورمیانه و ایران پرداخته است. در مقاله‌ای تحت عنوان «مناسبات فرهنگی عامل نفوذ آمریکا در ایران»، مراحل نفوذ و سلطه فرهنگی آمریکا بر ایران پس از کودتای 28 مرداد تا پیروزی انقلاب اسلامی بررسی شده است. پژوهش مذکور به‌مثابه تبیین مسئله‌ای تاریخی مراحل نفوذ و سلطه ایالات متحده را در ایران برای شناخت بهتر ریشه‌های خصومت ایران و آمریکا تجزیه و تحلیل کرده است. همچنین درخصوص بحث نفوذ فرهنگی پژوهش‌های گوناگونی انجام شده که می‌توان به مقالات حسن‌خانی (1384)، حاجی‌یوسفی (1381) و جمشیدی‌ها (1400) اشاره کرد.

 نکته قابل توجه در مطالعات انجام شده، حاکی از کمبودها و خلأهایی است. این مطالعات اغلب آثار نفوذ فرهنگی را به‌صورت عمومی مورد بحث قرار داده‌اند و گونه‌شناسی مشخصی از راهکارها معرفی نکرده‌اند که باید بررسی‌های دقیق و موشکافانه انجام شود. بدین‌سبب ویژگی این مقاله آن است که به‌صورت تخصصی به مطالعه موردی سیاست نفوذ فرهنگی آمریکا به‌‌شکلی کاملاً مبسوط می‌پردازد. به‌عبارت‌دیگر موضوع پژوهش در نوع خود دارای نوآوری و ابتکار عمل بوده و انجام آن می‌تواند ابعاد جدیدی از یک فرایند تحقیقی الگوساز را توصیه و تبیین کند. بنابراین براساس مطالعه سازمان‌یافته ادبیات و پیشینه تحقیق، متغیرهایی شناسایی شده که از عوامل تأثیر‌گذار بر نفوذ فرهنگی آمریکا بر ایران است. این متغیرها در قالب الگویی به شرح زیر ترسیم شده‌ است.

 

 

۲. چارچوب مفهومی

۱-۲. تعریف نفوذ

در کتب لغت‌شناسی، نفوذ به‌معنای اثرکردن در چیزی، داخل‌شدن در چیزی، تأثیر گذاشتن بر کسی و راه‌ یافتن پنهانی در گروه یا جایی آمده است. همچنین معادل انگلیسی نفوذ نیز در لغت به‌معنای کشش یا قدرتی است که نتیجه‌ای را بدون اعمال آشکار زور یا بدون اعمال مستقیم فرمان تولید می‌کند (الوانی، 1386: 142). دراصطلاح، نفوذ را می‌توان تأثیرگذاری جریان اندیشه و منافع گروهی خاص بر یک ملت، کشور، جامعه یا گروه دانست که با اعمال قدرت نرم خود که در آن از خشونت و اجبار فیزیکی برخوردار نیست، بر مواضع و نقاط حساس و راهبردی آن کشور یا جریان تأثیر غیرمستقیم و در برخی موارد مستقیم می‌گذارد (قربی، 1394: ۳).

 

۲-۲. تعریف نفوذ فرهنگى

 نفوذ فرهنگی همان تلاش جامعه نفوذکننده است براى اینکه فرهنگ خویش را بر جامعه هدف که فرهنگى متمایز دارد تحمیل یا حداقل در فرهنگ آن جامعه دگرگونى ایجاد کند (باقری چوکامی، 1395: 244؛ جی، 1372). همچنین در مکتب فرانکفورت نیز هدف نظریه‌پردازان این مکتب ایجاد تغییرات فرهنگی در جوامع دوران خود بوده است. در زمان حاضر با توجه به رشد فکری و آگاهی که در جهان ایجاد شده است، نفوذ، سلطه و تحصیل مستعمرات ازطریق جنگ نظامی، یا امکان‌پذیری کمتری دارد یا در صورت امکان، هزینه زیادی را به همراه دارد؛ بنابراین همین امر سبب شد تا استعمارگران روش نفوذ به کشورها را تغییر دهند.

 

۳-۲. گونه‌شناسی انواع نفوذ

۱. نفوذ موردی (فردی): ساده‌ترین شکل نفوذ موردی است که در آن دشمن جاسوس یا جاسوسانی را در لباس دوست وارد دستگاه مورد نظر می‌کند.

۲. نفوذ اقتصادی‌: در این حوزه دشمن می‌کوشد اقتصاد را به‌گونه‌ای به‌سمت وابستگی پیش برد که هیچگاه به خود‌کفایی دست نیابد.

3. نفوذ امنیتی‌: در این حوزه دشمن سعی می‌کند از طرق مختلف نسبت به توانایی نظامی کشور و همچنین ضعف‌های آن کسب اطلاعات کند تا در زمان لازم امنیت کشور را مورد خطر قرار دهد.

4. نفوذ سایبری: دشمن در این عرصه اهداف مختلفی با استفاده از فضای مجازی و سایبری دنبال می‌کند‌. در بخشی سعی می‌کند تا به باورها و ارزش‌های ایرانی- اسلامی حمله کند و در بخش دیگر می‌کوشد مردم کشور را از وضعیت کشور ناامید کند و این‌گونه القا کرده که کشور وضع آشفته‌ای دارد. در بخش دیگر تلاش می‌کند تا با حملات هکرهای خود‌، سایت‌های دانشگاه و نهادهای مختلف کشور را هک کند. این عرصه از نفوذ مکمل نفوذ فرهنگی و امنیتی است‌.

5. نفوذ سیاسی‌: این شکل از نفوذ ابتدا در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد در عرصه تصمیم‌سازی اتفاق می‌افتد و هدف این است که تصمیم‌های مسئولان بر‌مبنای خواست‌، میل و اراده دشمن گرفته شود.

6. نفوذ جریانی‌: مقام معظم رهبری (رهبر شهید) در این باب فرمودند‌: نفوذ جریانی‌، یعنی شبکه‌سازی در داخل ملت‌، به‌وسیله‌ پول که نقش پول و نقش امور اقتصادی اینجا روشن می‌شود. عمده‌ترین وسیله دو چیز است‌: یک پول‌، یکی هم جاذبه‌های جنسی افرادی که می‌توانند در جامعه اثر‌گذار باشند و به آن سمت مورد نظر خودشان بکشانند (بیانات مقام معظم رهبری[1] 4/9/1394).

7. نفوذ فکری و فرهنگی: این مدل مهم‌ترین عرصه دشمن برای اعمال نفوذ است و در این راستا منابع مالی که برای نفوذ فکری- فرهنگی هزینه می‌شود، بسیار بیشتر است چرا‌که همه حوزه‌های جامعه را تحت تأثیر قرار خواهد داد و از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

 از دیدگاه مقام معظم رهبری مهم‌ترین ویژگی‌های نفوذ فرهنگی شامل موارد زیر است:

- خطرناک‌تر بودن نفوذ فرهنگی از دیگر نفوذها،

- جاده صاف کن دشمن برای نفوذ سیاسی و اقتصادی،

- ابزار استعمارگران برای رسیدن به اهداف ظالمانه (بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی 1/1/1393).

 

۴-۲. ابزارهای نفوذ فرهنگی

-          بهره‌برداری از وسایل ارتباط‌جمعی: وسایل ارتباط‌جمعی به‌دلیل ویژگی فراوان از‌جمله پوشش فراگیر، قابلیت آموزش، قابلیت تطابق داشتن با فهم عوام و فرازمان بودن مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگی هستند. متأسفانه این ابزار شمشیر دو‌لبه‌ای است که استکبار جهانی لبه مخرب و فساد‌انگیز آن را برای قطع ریشه‌های فرهنگی هر کشور به‌کار می‌گیرد. امروزه فرهنگ غرب بر وسایل ارتباط‌جمعی در جهان تسلط داشته و ازطریق خبرگزاری‌ها و شبکه‌های رادیو و تلویزیون و سینما علیه انقلاب اسلامی فعالیت می‌کند (حیاتی علی‌آباد، 1397: 247).

-           محصولات سینمایی: از راه صدور فیلم‌های سینمایی و غیره که براساس فرهنگ بی‌بندوبار و رعایت ‌نشدن نکات اخلاقی و زمینه تحریک جنسی ساخته می‌شود تا حریم مقدس محرم و نامحرم کم‌رنگ شود و جوانان دختر و پسر به بلوغ زودرس و تحریک جنسی دچار شوند و پرده‌های حیا و شرم، از بین رفته و زمینه فساد خودبه‌خود فراهم شود (همان).

-          ترویج برهنگی: خداوند بزرگ در قرآن می‌فرماید: ای پیامبر به زنان و دختران مؤمن بگو پوشش‌های خود را فروتر گیرید. این کار برای اینکه از کنیزان و آلودگان شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (احزاب: 59). ابداع و ترویج مدهای لباس و پوشاک که به‌تدریج عفاف را از دختران و زنان سلب می‌کند و هم‌اکنون آثار این شیوه شوم که در جامعه انقلابی ایران به چشم می‌خورد، یکی از ابزارهای نفوذ فرهنگی دشمن است (حسینی‌نژاد و ملکوتیان، 1399: 60) .

-          آموزش زبان ترجمه و اصطلاحات: آموزش به سبک غربی، یکی از روش‌های استعماری نفوذ در کشورهای جهان سوم بوده است. یکی از کارکردهای پنهان این برنامه‌های آموزشی که درظاهر به‌منظور پیشرفت علمی کشورها اجرا شده، زمینه‌سازی برای پذیرش فرهنگ بیگانه و برتر جلوه ‌دادن آن و انهدام فرهنگ ملی بوده است. زبان می‌تواند مهم‌ترین ابزار نفوذ فرهنگ بیگانه باشد (حاجی رستملو، 1394: 42).

تحقیق قنبری خانقاه (۱۳۹۳) با عنوان «سازوکارهای بهره‌برداری آمریکا از آموزش زبان انگلیسی برای گسترش قدرت نرم و راهکارهای مقابله با آن و با تأکید بر منابع آموزش زبان انگلیسی در ایران» به این موضوع پرداخته است. این پژوهش نتایج تحلیل محتوای منابع آمـوزش زبـان انگلیسـی آمریکایی را در ایران نشان داد که بهره‌برداری آمریکا از آموزش زبان انگلیسی برای گسترش قدرت نرم خـود در سـه بعد شکوه، زیبایی و خیرخواهی و منابع فرهنگی، اقتصادی و سیاسی انجام می‌شود (قربی، 1394).

-          فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی: امروزه فناوری‌های جدید ارتباطی موجب ظهور فضای مجازی در کنار جهان واقعی شده است و از ویژگی‌هایی چون بی‌مکانی، محدود نبودن به قوانین مدنی، متکی به دولت‌ها‌-‌ملت‌ها، دردسترس بودن هم‌زمان و برخورداری از فضاهای فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و سیاسی جدید برخوردار است (شهرام‌نیا، ابراهیمی و بلباسی، 1391: 72).

بنابراین استعمارگران در اجرای مقاصد خود، سیاست‌های فرهنگی را در قالب عناوینی چون تبلیغ دینی، رواج فناوری، ترویج زبان، انجمن‌های خیریه، ترویج بهداشت، سوادآموزی دنبال می‌کنند که از نظر نوع‌دوستی و انسانیت جای تردیدی در آنها نیست و عبارت دیگر فرهنگ‌پذیری است. بدین‌ترتیب، استعمارگران دریافته‌اند که بهترین راه نفوذ در کشورهای هدف، نفوذ فرهنگی و استحاله درونی آنان است و این امر را با جایگزینی ارزش‌های موردپسند خویش به‌جای معیارهای اصیل و فطری ملت‌ها (که نام تمدن رشد و توسعه را بر آن نهاده‌اند) (پهلوان، 1378) دنبال می‌کنند و بدین‌ترتیب بدون مشکلات گزینه نظامی، با صرف زمان لازم به منافع خود در این کشورها نائل می‌شوند. این همان عبارت هجوم فرهنگی است، یعنی بیگانگان با این جایگزینی هوشیارانه ملت و جوامع را مطیع خواست خویش می‌سازند و درنتیجه چنین تغییری، تهاجم فرهنگی حاصل می‌شود. حضرت آیت‌اله خامنه‌ای، (رهبر شهید انقلاب)، پدیده «تهاجم فرهنگی» را این‌گونه معرفی می‌کنند: در تهاجم فرهنگی یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای رسیدن به مقاصد خاص خود و اسارت یک ملت به بنیان‌های فرهنگی آن ملت هجوم می‌برد. در این هجوم، باورهای تازه‌ای را به‌زور و به‌قصد جایگزینی بر فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد کشور می‌کنند (تابش و مرادی، 1392: 137).

تضاد فرهنگی دولت‌های سرکار آمده در دوران پس از انقلاب اسلامی همواره چالش اساسی برای جمهوری اسلامی ایران بوده است که همین مسئله به‌نظر می‌رسد خود ضربه بسیاری از لحاظ تنوع رفتاری بر مردم داشته است. جدال بین چپ و راست در هر دوره‌ای سبب افزایش هجمه به جمهوری اسلامی ایران در تضاد رفتاری درون حاکمیتی بوده است. در حوزه فرهنگ نیز اختلاف نگرش و شیوه اجرای سیاست فرهنگی در دولت‌ها تداوم داشته است. مسئله فرهنگ و آسیب‌های آن یکی از مهم‌ترین مسائل انقلاب بوده است، اما بعد از 34 سال در حوزه فرهنگ آنچه باید وجود داشته باشد، به‌نظر شایسته نیست. ازآنجاکه انقلاب ما اخلاق‌محور بوده باید پرسید آیا امروز اخلاقی در جامعه وجود دارد؟ (کاظمی و بصیرینیا، 1397). بازگشایی خانه سینما در شهریور 1392، صدور پروانه نمایش برای برخی از فیلم‌های توقیف شده، دلجویی از سینماگران خانه‌نشین و کاهش شکاف بین آنها و دولت‌های مختلف، راه‌اندازی سینمای هنر و تجربه، از اقدام‌های دولت‌ها بوده است. اما این اقدام‌ها به انتقاد جریان‌های ارزشی به اکران برخی فیلم‌ها و جلوگیری از نمایش آنها، فشارهای مجلس و برخی رسانه‌ها و توقیف برخی فیلم‌ها و عقب‌نشینی وزارت ارشاد در برابر این انتقادها منجر شد. این جدال در حوزه‌های دیگر فرهنگی نیز به‌کرات مشاهده شده است. در مورد کنسرت‌ها، با وجودی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صدور مجوز برای برگزاری آنها در شهرهای مختلف اقدام می‌کند اما در برخی شهرهای کشور با حمایت گروه‌ها و مسئولان محلی از برگزاری این کنسرت‌ها ممانعت می‌شود. در بحث مدیریت فضای مجازی درحالی‌که مدیران نهادهایی چون شورای عالی فضای مجازی، قوه قضائیه و سازمان پدافند غیرعامل از بسط دایره فیلترینگ سخن می‌گفتند، برخی رؤسای جمهور وقت کوشیده‌اند تا با ذکر مزایای فضای مجازی برای بسط آزادی، ایجاد شغل و ... خود را به‌عنوان سدی در مقابل فیلترینگ و حامی رفع فیلتر مطرح کنند.

مورد دیگر به اختلاف بین نیروهای حاضر در ساحت سیاسی جمهوری اسلامی در ماجرای سند آموزش 2030 در کشور می‌توان اشاره کرد. اما تنها چند روز پس از رونمایی این سند، پیش‌نویسی از محتویات آن منتشر شد که اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، برخی از مراجع تقلید و نمایندگان مجلس به آن اعتراض کردند و معتقد بودند این سند مغایرت‌هایی با قانون اساسی جمهوری اسلامی دارد و تعهدی که ایران به یونسکو داده، مراجع رسمی و ذی‌صلاح داخلی تأیید نکردند و روند قانونی خود را طی نکرده است. بعد از انتقادها و کشمکش‌های فراوانی که به این سند شد درنهایت مقام معظم رهبری، پذیرش و اجرای این سند را در کشور اقدامی اشتباه دانسته و به‌شدت از آن انتقاد کردند. همین کشمکش‌ها در این دوران سبب چالش‌های فرهنگی زیادی داخل کشور شد (برای مثال و توضیحات بیشتر می‌توان به کلهر (1399) مراجعه کرد).

 

۳. چارچوب نظری

در میان چارچوب‌های نظری مختلفی که به نقش و جایگاه فرهنگ در تحلیل سیاست بین‌الملل و سیاست خارجی پرداخته‌اند، نظریه برخورد تمدن‌ها از جایگاه نام‌آشنایی برخوردار است که بر پرسشی مهم درباره هویت انسان‌ها و آبشخور فرهنگی آن تمرکز دارد. هانتینگتون از تمدن علاوه بر مضامین و جلوه‌های مادی، مبانی فرهنگی آن را نیز مراد می‌کند و با دین و مذهب درمی‌آمیزد و در چارچوب تحلیلی رئالیستی آن را جای می‌دهد. مطابق این نظریه، هویت انسان‌ها بیشترین درآمیختگی را با مذهب دارد نه با قومیت. یک فرد می‌تواند نیمه‌آمریکایی-نیمه‌آسیایی باشد، اما نمی‌تواند نیمه‌مسیحی-نیمه‌مسلمان باشد. ازاین‌رو، مهم‌ترین خاستگاه هویتی انسان‌ها حتی در عصر کوچک‌شدگی جهان را تعلقات مذهبی حتی فراتر از تعلقات قومی تشکیل می‌دهد (هانتینگتون، ۱۳۸۰).

برخورد تمدن‌ها را هانتینگتون در بستری تئوریزه کرد که موج جدید بازگشت به خویشتن بر مبانی مذهبی به‌طور اخص در میان جوامع مسلمان غرب آسیا تحت عنوان تجدید اسلام‌گرایی[2] سر برآورد. ازاین‌رو، هانتینگتون محور تحولات نظم جهانی پساجنگ سرد را بر «گسل تمدنی» متمرکز ساخته است. یکی از اصلی‌ترین خطوط این گسل حول محور تمدن اسلامی و بنیادگرایی اسلامی در برابر تمدن غربی و لیبرالیسم غربی شکل گرفته است. البته هانتینگتون خطوط‌ گسل‌ در برخورد تمدن‌ها را بر محور تمدن‌ اسلامی‌ و کنفوسیوسی‌ در مقابل تمدن ‌غربی ترسیم ‌می‌‌کند و آن را جایگزین‌ مرزهای‌ سیاسی‌ و ایدئولوژیک‌ دوران‌ جنگ‌ سرد می‌داند؛ خطوطی که به‌مثابه‌ جرقه‌های بحران‌ و خون‌ریزی است. از این دیدگاه، سرانجام‌ تمدن‌های‌ اسلامی‌ و کنفوسیوسی‌ در کنار هم‌ رویاروی‌ تمدن‌ غرب‌ قرار می‌گیرد (امیری، ۱۳۷۲).

نظریه برخورد تمدن‌ها درواقع، نظریه‌ای رئالیستی محسوب می‌شود که بر مبانی فرهنگی صورت‌بندی شده است. مطابق آن، دولت‌-ملت‌ها همچنان بازیگران اصلی جهان محسوب می‌شوند، اما منازعات اصلی در سیاست بین‌الملل نه میان دولت‌ها بلکه میان ملت‌ها و گروه‌هایی با تمدن‌های مختلف و بر لبه خطوط گسل تمدنی روی می‌دهد (همان: ۴۶).

هانتینگتون تمدن‌های اسلام و چین (کنفوسیوس) را رقبای اصلی تمدن غرب می‌داند اما تمدن اسلام را خط گسل اصلی معرفی می‌کند که تهدید وجودی برای غرب به‌شمار می‌رود؛ زیرا تنها تمدنی محسوب می‌شود که تمدن غرب را در معرض شک‌وتردیدهای جدی قرار می‌دهد (Huntington, 1996: 210). بنابراین، یکی از اصول نظریه برخورد تمدن‌ها آن است که تعارض اصلی بعدی در سیاست جهان میان مسلمانان و غیرمسلمانان است (Smith, 2001: 3).

هانتینگتون عوامل اصلی فعال شدن گسل‌های مورد اشاره و برخورد تمدن‌ها را در توسعه اقتصادی، تحول فناوری و مهم‌تر از همه تغییرات جمعیتی می‌داند. تغییر موازنه جمعیتی موجب برهم‌خوردن رابطه اسلام و غرب شده است. جمعیت جوانِ جویای خاستگاه‌های هویتی خود به رستاخیز اسلامی بازگشته‌اند. جمعیت جوان ارتش جنبش‌های سیاسی اسلام‌گرا (بنیادگرایی اسلامی) را فراهم می‌آورند و ازاین‌روست که انقلاب اسلامی در شرایطی به‌وقوع پیوست که جمعیت جوان در ایران افزایش چشمگیری یافته بود. از این دیدگاه، جنبش‌های بنیادگرای اسلامی با دو انگیزه مهم سلطه‌ستیزی و بازگشت به اسلام به حرکت درمی‌آید (Huntington, 1998: 2049).

از فحوای نظریه می‌توان نتیجه گرفت که صاحبان تمدن غرب می‌باید به مقابله با تمدن اسلام برآیند. بنابراین، تأثیرگذاری نظریه برخورد تمدن‌ها در تشدید خصومت میان تمدن اسلام و تمدن غرب و تشویق کشورهای غربی به مقابله با کشورهای مسلمان را نمی‌توان نادیده انگاشت. یکی از مهم‌ترین جلوه‌های تأثیر این نظریه بر روابط جهان غرب با اسلام نیز تقابل فرهنگی و هویتی در بستر گفتمان‌سازی فرهنگی جدید بر بستر ایدئولوژی لیبرالیستی است. پرواضح است که نظریه برخورد تمدن‌ها «مشخصه‌ای تجویزی-حکومتی دارد و در پی حفظ جایگاه هژمونیک آمریکا است» (هانتینگتون، ۱۳۷۳: ۲۶). فرجام نظریه هانتینگتون آن است که به آمریکا نسبت به احیا و ستیزنده شدن تمدن‌ها به‌ویژه تمدن اسلام هشدار می‌دهد.

 

۴. روش تحقیق

تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها از نوع کیفی با تکیه بر مطالعه موردی است. مشارکت‌کنندگان در پژوهش، متشکل از تعدادی از خبرگان نهادهای مرتبط با انقلاب فرهنگی (کد مصاحبه‌شوندگان 1 تا 4)، خبرگان حوزوی و دانشگاهی در رشته‌های علوم سیاسی- روابط بین‌الملل (کد مصاحبه‌شوندگان 5 تا 11)، سیاستگذاری عمومی (کد مصاحبه‌شونده 12)، جامعه‌‌شناسی انقلاب اسلامی (کد مصاحبه‌شونده 13) و مطالعات فرهنگی (کد مصاحبه‌شوندگان 14 تا 15) و نیز برخی اعضای هیئت علمی با رویکردهای کاملاً بی‌طرفانه و در رشته‌های علوم پایه، مهندسی و کشاورزی و منابع طبیعی (16 تا 25) بودند که در حوزه موضوع پژوهش صاحب‌نظر هستند. گفتنی است جامعه آماری انتخاب شده با توجه به تفاوت دیدگاه بنیادین نخبگان و جناح‌های سیاسی کشور، بی‌طرف و به‌نوعی درهم‌آمیخته است و همچنین تجزیه‌وتحلیل و ترسیم داده‌ها به زبان ریاضیات در زمره داده‌های قابل‌استناد به‌شمار می‌رود.

به لحاظ نظری رویکرد علمی این تحقیق با در نظرگیری ارتباط میان متغیر مستقل به‌نوعی ترسیم شده است که همانا شامل اقدام‌های آمریکا و نیز متغیر وابسته سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران است. متغیر وابسته تأثیر اقدام‌های موجود در جامعه و فرهنگ ایران با بیان موارد و میزان تأثیرگذاری آنها است درواقع سیاست‌های دول ایران در این مقاله عملاً به‌عنوان متغیر وابسته از اقدام‌های آمریکا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. گفتنی است در محدوده بضاعت‌های یک تحقیق دانشگاهی، مؤلفه‌ها و عناصر محدودی بیان و مورد ارزیابی کمی و کیفی قرار گرفته است. بی‌شک بهره‌گیری از جامعه آماری و جمعیت نمونه این مقاله که شامل 25 عنصر تصادفی دارای ویژگی‌های آشنا به فضای عمومی جامعه است که عملاً دقت لازم را با درنظرگیری یک فاصله اطمینان بالا در رسیدن به واقعیات انضمامی و علمی تضمین می‌‌کند. گفتنی است تنوع‌بخشی به تغییر مؤلفه‌های وابسته و مستقل می‌تواند در رویکردی عددی و نرم‌افزاری خروجی‌های مختلفی را دربرگیرد که همانا با خواسته‌های این تحقیق سازگاری ندارد. به‌عبارت‌دیگر پس از تحقیق و تفحص فراوان با متخصصان، انتخاب مؤلفه‌های مستقل و وابسته مذکور مدل الگوی نفوذ فرهنگی آمریکا در جمهوری اسلامی ایران و راهبردهای مقابله با آن را به‌نوعی جهت‌دهی بخشید.

شایان ذکر است جامعه آماری اغلب از اساتید مبرز دانشگاهی هستند. ازاین‌رو، برای انتخاب آنها از روش نمونه هدفمند از نوع گلوله‌برفی[3] استفاده شد، به‌صورتی‌که یک شرکت‌کننده در پژوهش، ما را به شرکت‌کنندگان دیگر هدایت می‌کرد. ازاین‌رو تعداد 25 مشارکت‌کننده براساس اشباع‌نظری[4] در یافته‌های پژوهش شرکت کردند. به سخن دیگر نمونه‌گیری از صاحب‌نظران تا زمانی ادامه پیدا کرد که فرایند اکتشاف و تجزیه‌وتحلیل به نقطه اشباع‌نظری رسید. اشباع نظری به این صورت است که محقق با ظهور اکتشاف اولیه سعی خواهد کرد اطلاعات بیشتری را در ادامه گردآوری کند تا ارتباط مقوله‌های اصلی با مقوله‌های دیگر وضوح و معنای بیشتری پیدا کند تا‌آنجا‌که محقق احساس کند صاحب‌نظران دیگر اطلاعات جدیدی ارائه نمی‌دهند.

 برای گردآوری داده‌ها از ابزار مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده شد. پس از انجام مصاحبه‌ها، پژوهشگر به پیاده‌سازی مصاحبه‌های ضبط ‌شده اقدام کرد و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها از روش تحلیل مضمون در نرم‌افزار MAX QDA استفاده شد. در این پژوهش، از شش گام تحلیل مضمون براون و کلارک[5] (2006) استفاده شد. گام اول آشنایی با داده‌ها؛ پژوهشگر با خواندن و بازخوانی مصاحبه‌ها با مجموعه داده‌ها آشنا شد و سپس به یادداشت‌برداری از آنها اقدام کرد. گام دوم ایجاد کدهای اولیه؛ در این گام پژوهشگر داده‌های به‌دست‌آمده از گام قبلی را به‌صورت معنادار و نظام‌مند سازمان‌دهی کرد. در این گام کدگذاری به‌صورت باز صورت گرفت، بدین‌معنا که کدهای از قبل مشخص‌شده‌ای وجود نداشت. گام سوم جستجوی مضامین؛ پس از بررسی کدها، آنها در قالب مضامین گسترده‌تری (فرعی و اصلی) قرار گرفت. گام چهارم مرور و بررسی مضامین؛ در این گام مضامین اولیه‌ای که در گام سوم به‌دست‌آمده بود از منظر اینکه آیا این مضامین منطقی هستند، آیا داده‌ها از مضامین پشتیبانی می‌کنند، آیا مضامین از هم مجزا هستند، مورد بررسی و اصلاح قرار گرفت. گام پنجم تعریف مضامین؛ این گام به‌عنوان پالایش نهایی مضامین محسوب شد که هدفش شناسایی ماهیت هر مضمون بود، بنابراین در این گام پژوهشگر به دنبال آن بود که مضامین فرعی را چگونه با مضامین اصلی مرتبط کند. گام ششم نگارش گزارش؛ در این گام پایانی، پژوهشگر به تدوین گزارش با تکیه به نقل‌قول‌های مستقیم از مشارکت‌کنندگان در پژوهش اقدام می‌کند.

 

۵. یافته‌های پژوهش

بر‌اساس یافته‌های به‌دست‌آمده از تحلیل مضمون‌های پایه، مضمون سازمان‌دهنده و مضمون فراگیر، راهبردهای مقابله با نفوذ فرهنگی آمریکا در دهه چهارم انقلاب کد‌گذاری شد.

در مورد سؤال اول با توجه به نظرهای مصاحبه‌کننده‌ها از زاویه سیاسی و روابط بین‌الملل، مسئله نفوذ سیاسی یا اطلاعاتی عملیاتی نفوذ، مسئله‌ای سخت و نیمه‌سخت بوده که ابعاد آن روشن است. این مقوله از مختصاتی تحت این عنوان که شما با دشمنی مواجه هستید که می‌دانید عملیات را پنهان می‌کند و آشکارا عمل می‌کند، لذا شما جلوی آن سد ایجاد می‌کنید و راهکار مقابله دارید یا راهکار مشخصی وجود دارد؛ یعنی تهدید فوری و اقدام فوری است. ضمناً اثری ناشی از رخداد یک اثر مشخص عمدتاً نقطه‌ای است و اگر دشمن موفق شود، موفقیت ماندگار نیست، خصوصاً در این حوزه‌ها که حساسیت بالا است. برای اثرگذاری قطعی پایدار و مستمر، دشمن نیاز داشت به شکل نرم و فرهنگی وارد شود و مکنونات خود را به یک اثر ماندگار تبدیل کند. ازاین‌رو تمام تلاش این است که در حوزه‌هایی که ماندگاری دارد اثرگذاری داشته باشد که همانا یکی از این روندها حوزه‌های جدی فرهنگ است. اگر فرهنگ را زیربنا دانسته، تغییر در مبانی و ارزش‌های فرهنگی باعث می‌شود مسائل روبنایی که ممکن است دشمن روی آن سرمایه‌گذاری کند، به‌طور کامل مورد بازخورد قرار ‌گیرد. با تغییر صورت گرفته در سبک زندگی و فرهنگ مورد نظر و نیز مطالعه نفوذ که مقام معظم رهبری بر آن تأکید کرده و بعد نفوذ مسئولان در دستگاه‌های خاص، از دیگر تأکیدات جان کری در برجام بود.

در مورد سؤال دوم با توجه به پاسخ‌های مصاحبه‌کننده‌ها می‌توان گفت این امر یک مسئله انباشتی است و فرهنگ در لحظه اتفاق نخواهد افتاد؛ یعنی یک انباشت به نقطه‌ای رسیده که عملاً عامل آسیب‌پذیری می‌شود. به‌عنوان‌ مثال اگر کارگزارانی به سطح فرهنگی انقلاب معتقد نباشند خود این امر به عامل نفوذ مستقیم و غیرمستقیم تبدیل می‌شود. بخش دیگر ساختار است. وقتی در ساختار تعارض وجود داشته باشد و نظام ارزشی خوب در ساختار دیده نشده باشد، درواقع خود عامل آسیب می‌شود. حال اگر قوانین و مقررات به‌نحوی پیوست‌ فرهنگی نداشته باشد و به نظام ارزشی آمیخته نشده باشد، آسیب وجود دارد. این عوامل آسیب‌های درونی است. البته یک بخشی از آسیب‌های بیرونی را دشمن ایجاد می‌کند. مثلاً رسانه‌ها امروز پدیده‌هایی شده‌اند که بسیار برای جوانان اثرگذار است؛ یعنی شکل‌گیری نظام فکری مردم ازطریق اقدام‌هایی که دشمنان انجام می‌دهند با ابزار رسانه‌ای مؤثر است. اینکه چقدر فهم تهدید نسبت به اقدام دشمن داشته باشیم به دولت‌ها برمی‌گردد یعنی یک دولتی اقدامی انجام می‌دهد و جهانی شدن (بیلیس و اسمیت، 1383) را پدیده مطلوب می‌داند و معتقد است در حوزه فرهنگ ما باید با دنیا یک‌دست شویم؛ همان‌طور که در دوران انقلاب بعضاً مسئولان ذی‌ربط عملاً چنین رویکردی داشتند.

در مورد سؤال سوم نیز مستنبط از پاسخ‌دهندگان باید عنوان کرد حسب مفاهیم مطروحه از کتابی درباره نفوذ آمریکا در عراق جدید نوشته جعفری هرندی (۱۳۹۵)، ایشان در حوزه سیاست اقتصاد فرهنگ راهکارهای آمریکا را شمارش می‌کند. در ادامه خاطرنشان می‌شود در عراق چه اقدام‌هایی می‌کنند درحالی‌که آنها مستقیماً به جامعه عراق دسترسی داشته و به جامعه ایرانی دسترسی ندارند. نفوذ بودجه‌های دیپلماسی عمومی آمریکا در کشور ازطریق سفارت‌های کشورهای دیگر مثلاً در آموزشگاه‌های زبان کشور ما، شاهدی بر این ادعاست. به‌عنوان نمونه در آموزشگاه‌های زبان، کتاب‌های بومی وجود ندارد. کتاب‌ها محتواهای آمریکایی دارد و مثلاً بحث شراب‌خواری، روابط دختر و پسر و ... به‌سهولت دیده می‌شود. مثلاً در عراق درباره زنان و دختران تأکید فراوان شده چرا‌که آنها مادر شده و فرزند تربیت خواهند کرد و مجموعه‌ای از کلاس‌های رقص برگزار می‌شود که نام آن دیپلماسی رقص است. در کشور عراق به شکل وسیع ترویج جدی این‌گونه مسائل وجود دارد که از درون آن فسادهای زیادی نیز خارج می‌شود. مثلاً در فرایند بورسیه‌های تحصیلی، طرحی وجود دارد با نام تربیت رهبران آینده، به‌گونه‌ای که دولت دمکرات در سال حدود ۳۰ هزار عراقی را بورسیه می‌کند و پیش‌بینی می‌شود که عراق به دشمن شماره یک ایران تبدیل شود، همان‌گونه که هم‌اکنون نیز مشکلاتی وجود دارد.

به‌عنوان مثال نخبگان فرهنگی مثلاً فیلم‌سازان ایرانی در فستیوال‌هایی شرکت کرده و جوایزی دریافت می‌کنند که به‌نوعی تأثیر فرهنگی از آمریکا و ابزار نفوذ به‌شمار می‌رود. البته این ویترین‌ها اغلب با سبک و سیاق آمریکایی، انگلیسی، سوئیسی و ... دیده می‌شود. ازطرفی بسیاری از کارگزاران دولت‌ها در طول دوران انقلاب تحصیل‌کرده آمریکا بودند. ما نمی‌گوییم که درس‌خواندن در آمریکا بد است، اما تحت تأثیر قرار گرفتن اشتباه است. هویت ملی در یک عبارت مفهومی کلان بوده که در ذیل آن مفاهیم متعددی تعریف می‌شود. ازاین‌رو با رویکرد فوق‌الذکر بین سبک زندگی رسمی و غیررسمی شکاف ایجاد کرده و به دوگانگی و چالش‌های زیستی و فرهنگی متعدد منجر می‌شود.

درنهایت در پاسخ به سؤال چهارم با توجه به نظرهای ارائه شده خبرگان پژوهش، تغییر مدنظر در راهبرد آمریکا شیوه تفکر و سبک زندگی است و رسیدن به نقطه‌ای که بی‌تفاوتی اتفاق می‌افتد. نقطه عطف نفوذ این است که خود فرد هم مطلع این نفوذ نشده باشد. مثلاً اینکه درصد بالایی خواستار آزادی حجاب هستند نتیجه یک نفوذ فرهنگی است. در اینجا دیگر اثر دشمن به‌وضوح دیده نمی‌شود. مثلاً در فرایند یک انتخابات، فرد انتخاب شده مورد تأیید دشمن است بی‌آنکه اثری از دشمن باشد و به شیوه فرهنگی، ذائقه مردم را عوض خواهد کرد که همانا برنامه‌ریزی دشمن به‌سهولت محقق می‌شود. خبرگان پژوهش بیان کردند که سلطه‌طلبی آمریکا در قالب فشار اقتصادی؛ فشار سیاسی و فشار حقوقی اجرایی می‌شود. به‌علاوه، نگارنده نیز در بررسی‌های خود موارد مذکور را مشاهده کرده و نقل‌قول خبره شماره ۶ در راستای سلطه‌طلبی آمریکا با فشار اقتصادی این‌گونه خودنمایی می‌کند:

 به‌طورکلی سیاست آمریکا در این خصوص یک‌سری امور بلندمدت و کوتاه‌مدت است. اغلب راهبردهای بلندمدت مورد تغییر ذائقه کشورهای مخاطب قرار می‌گیرد. ازآنجا‌که هدف بلندمدت آمریکا ایجاد سلطه است، یکی از راهبردهای آمریکا پیشرفت قدم‌به‌قدم بوده که با سلطه اقتصادی شروع می‌شود. شرکت‌های چندملیتی با عقبه آمریکایی به‌عنوان ابزار نفوذ در دیدگاه مقامات آمریکا یاد می‌شود. حضور اقتصادی و شبکه اقتصادی ایجاد شده به‌تدریج به شبکه سیاسی ورود پیدا می‌کند. از بارزترین خواص دمکراسی به سبک آمریکایی می‌توان به این نکته اشاره کرد که سیاستمدار برای تأمین نیاز‌های تبلیغاتی وابسته به کانون‌های ثروت در شکل شرکت‌های چندملیتی ورود می‌کند. مثلاً متذکر شده در حوزه‌های بانکی باید در ذیل FATF ورود کرد یا برخی از قوانین در حوزه نظامی باید در ذیل MTCR قرار گیرد. از‌طرفی برخی ساختارهای بین‌المللی را ایجاد می‌کنند به‌گونه‌ای که اگر مجموعه هدف وارد این ساختار‌ها نشود به تبعات سوء و مخربی منجر می‌شود. در بررسی‌های انجام شده در این پژوهش مشخص شد که یکی از نظریه‌های نفوذ، سلطه‌طلبی با هدف استعمار داخلی است.

 براساس نظرهای گردآوری شده در این پژوهش، می‌توان استنباط کرد که سلطه‌طلبی آمریکا در مواردی از قبیل پیشرفت و توسعه ایران؛ قطب شدن ایران در منطقه و تشکیل جبهه مقاومت و نابودی داعش نمایان شده است. همچنین در این بررسی مشخص شد که اگرچه در طول تاریخ همواره نبرد فرهنگی وجود داشته است اما نباید فراموش کرد که این تهاجم و نبرد فرهنگی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ابعاد تازه‌تر و گسترده‌تری به خود گرفته است. به‌عبارت‌دیگر تمامی قدرت‌‌های استعماری به تکاپو افتاده‌اند تا از گسترش موج سهمگین انقلاب اسلامی و فرهنگ حرکت‌آفرین و حیات‌بخش آن به هر شیوه ممکن جلو‌گیری کنند. اشاره به برخی از اعتراف‌ها و اقدام‌های دشمن در این خصوص، این حقیقت را روشن می‌سازد که تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام علیه فرهنگ انقلاب، با گذشته از بسیاری جهات فرق می‌کند. خبرگان پژوهش بیان کردند که اختلاف بین جریان‌های سیاسی داخلی در قالب اختلاف‌ها در اجرای سیاست‌های خرد و کلان؛ اختلاف‌ها براساس تقابلات و منافع حزبی و اختلاف‌های متأثر از عقاید دینی احزاب عملی شده است. به‌علاوه اینکه، نگارنده نیز در بررسی‌های خود موارد مذکور را مشاهده کرد و نظر خبره شماره ۶ در راستای اختلاف‌ها در اجرای سیاست‌های خرد و کلان این‌گونه بود: کشورهای غربی اغلب مبتنی‌بر استراتژی‌های حزبی بنا شده‌اند. کارهایی از قبیل مدیریت نخبگان، جذب نخبگان، آموزش نخبگان و انتقال تجربیات به نخبگان در محیط‌های حزبی انجام می‌شود و یکی از راهبردهای بلندمدت آنها طراحی حزب در آنجا است که این تبعات بین‌المللی هم دارد. ولی تجربه تحزب ما در کشور خیلی موفق نبوده است.

 در بررسی‌های انجام شده در این پژوهش مشخص شد همان‌طور که مقام معظم رهبری (رهبر شهید) فرمودند «اگر شما هرکدام از این رادیوهای بیگانه را باز کنید، در هریک از برنامه‌هایشان، حداقل چند بار اسم جناح محافظه‌کار و نوگرا را مطرح می‌کنند؛ تعبیراتی که ملت ایران و علاقه‌مندان به انقلاب و مؤمنان و وفاداران به مصالح عمومی این ملت و این کشور را به جبهه‌های مختلفی تقسیم می‌کند. امام می‌گفتند ایران یکپارچه، ملت متحد و هم‌زبان؛ اما عده‌ای سعی می‌کنند طبق خواست و میل و صلاحدید دشمنان این ملت، جهات غیرعمومی را ـ قومیت‌ها و مذاهب و دسته‌دسته کردن مردم و بازی با الفاظی از قبیل حزب و امثال آن راـ در میان مردم رایج کنند و یکپارچگی مردم و آن وحدتی را که می‌تواند ایران اسلامی را از لابلای توفان‌ها عبور دهد، به هر شکلی دچار انشقاق و پراکندگی کنند» (بیانات در اجتماع بزرگ مردم مشهد و زائران حرم مطهر امام رضا، ۱/۱/۱۳۸۰). گفتنی است برخی از این مثال‌ها در اکثر دولت‌ها نیز وجود داشته است. اما جایزه به فیلم‌سازان ایرانی، آموزش زبان و کتاب‌های آموزشی و ... نسبتاً در مقایسه با سایر موضوع‌ها پررنگ‌تر بوده است.

بر‌اساس نظرهای گردآوری شده در این پژوهش می‌توان استنباط کرد که نگاه برخی از مسئولان دولت‌ها در مواردی از قبیل: کم‌توجهی به مفهوم «همدلی و هم‌زبانی دولت و ملت»؛ عدم الگو‌‌سازی اسلامی‌ـ‌بومی در فرهنگی سیاسی و نادیده گرفتن رخنه‌های فرهنگی ازطریق ابزارهای فرهنگی مدرن تجلی‌ یافته است. خبرگان پژوهش بیان کردند که وادادگی برخی مسئولان در قالب عدم تغییر در رویه سیاست داخلی احزاب متناسب با جنگ اطلاعاتی؛ جنگ اقتصادی و جنگ دیپلماسی آمریکا (موسوی خورشیدی، 1394)، ضعف‌های شخصی در مقابله با نفوذ فرهنگی آمریکا به‌صورت نرم و وادادگی هم‌سطح با سیاست‌های نفوذ آمریکا برای براندازی نظام نمایان شد.

همچنین عملکرد نهادهای مرتبط با انقلاب فرهنگی در مواردی از قبیل: ضعف در همبستگی گروه‌های مختلف قومی- مذهبی مردم در ایران؛ کم‌توجهی در به‌روزرسانی سیاست‌های انعکاسی داخلی و بین‌المللی و عدم اطلاع‌رسانی رسانه ملی در مورد نظریه‌های مدرن نفوذ فرهنگی تجلی یافته است. رویکرد اصلی جریان نفوذ در هر سه لایه (نفوذ فردی، جمعی و جریانی) است و نتیجه این نفوذ باید فشار لایه عمومی و پذیرش مدیران عالی باشد. این مسئله فرایندی و در پنج مرحله انجام می‌شود: ۱. تغییر در افکار، ۲. تغییر در باور‌ها مثلاً چرا نذری برای امام حسین (ع)؟، ۳. تغییر در رفتار، ۴. تغییر در ماهیت، ۵. ایجاد ساختار جدید که می‌شود براندازی. در محاسبات مشخص شد که مهم‌ترین اتفاق زمینه‌ای و محیطی که تأثیر مثبت بر نفوذ فرهنگی گذاشت گسترش فضای مجازی و رسانه‌هایی است که تابع حاکمیت نبودند. نفوذ فرهنگی قبلاً ازطریق دانشگاه‌ها، متون علمی، شبکه‌های ماهواره‌ای و افرادی که ذهنشان مجری نفوذ بود اتفاق می‌افتاد الان یک ابزار قدرتمندتر یعنی دایره نفوذ از همه قبلی‌‌ها بیشتر است فضای مجازی است که بازیگر اصلی نفوذ فرهنگی آمریکاست. نرم‌‌افزاری مثل اینستاگرام ۴۰ میلیون کاربر در ایران دارد که این گسترش وسیع فضای مجازی شامل همه می‌شود از فردی معمولی با سطح سواد حداقلی گرفته تا استاد دانشگاه همه را دربر گرفته است.

 

جدول ۱. شاخص‌ها و راهبردهای مقابله با نفوذ

شاخص

مؤلفه

ابعاد

مفهوم

نفوذ بیگانه در این کشور ممنوع (عدم دخالت فرهنگی، سیاسی و ... خارجی‌ها)

شیوه مقابله با نفوذ امنیتی

امنیتی

نفوذ

لزوم خاکریز محکم و دژ مستحکم در مقابل نفوذ دشمن

فراهم‌سازی وسایل مصون‌سازی در مقابله با نفوذ دشمن

مخالفت با ایجاد پایگاه دشمن در کشور

لزوم مراقبت از نفوذ دشمن در داخل کشور

لزوم مراقبت و هوشیاری ملت در مقابله با روش‌های موذیانه نفوذ دشمن

لزوم پیش‌بینی و شناخت اینکه دشمن از چه راهی وارد خواهد شد

ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن

لزوم عدم رخنه در حصار نیروهای مسلح

جدی گرفتن تهدید

پیدا کردن نقاط نفوذ دشمن

عدم اجازه نفوذ به حریم امنیتی و دفاعی کشور به بهانه نظارت

عدم نفوذ آمریکا در کشور

هوشیاری و آمادگی نظامی، آمادگی روحی و آمادگی ...

استحکام نیروهای مسلح

مأخذ: یافته‌های تحقیق.

 

جدول 2. راهبردهای مبتنی‌بر قوت‌ها و فرصت‌ها

جداول راهبردهای اولیه (قوت تهدید) st

جداول راهبردهای اولیه (قوت- فرصت)

so

راهبردهای اولیه SO (قوت – تهدید)

ردیف

راهبردهای اولیه ST (قوت – فرصت)

ردیف

متوقف کردن روند غرب‌باوری و غرب از طریق مقابله با تغییر باورها، تغییر آرمان‌ها، تغییر نگاه‌ها و مقابله با ایجاد شکاف و رخنه در بافت یکپارچه فرماندهی

1

جلوگیری از نفوذ در کشور از طریق جلوگیری از ورود نفوذی‌ها به بدنه مدیریتی و عدم غفلت و فراموشی دشمن

1

جلوگیری از نفوذ در کشور و عدم اجازه به رخنه دشمن در بافت یکپارچه فرماندهی و مدیریت کشور با توجه به شناخت روش‌های نفوذ دشمن، اشراف بر فعالیت سفارتخانه‌ها و دو تابعیتی‌ها

2

شناخت روش‌های دشمن و مراقبت از نفوذ و اخلال دشمن از طریق روشنگری و بیان حقیقت پیرامون نفوذ دشمن، تدبیر و هوشیاری و سرعت عمل در مقابله با نفوذ

2

مأخذ: همان.

 

جدول 3. راهبردهای مبتنی‌بر ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدید‌ها

جداول راهبردهای اولیه(ضعف-تهدید) wt

جدول راهبردهای اولیه (ضعف- فرصت)

wo

Wt راهبردهای اولیه

ردیف

Wo راهبردهای اولیه

ردیف

مقابله با نفوذ در دستگاه‌های حساس و نزدیک شدن به افراد و موضع‌گیری بر ضد بعضی دیگر و نفوذ و جهت‌گیری در دستگاه‌های مدیریتی

1

از بین بردن ضعف در زمینه تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی از طریق مقابله و ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن، تدبیر، بصیرت و خنثی کردن فتنه‌گری‌ها

1

جلوگیری از نزدیک شدن به افراد و ایجاد اختلاف توسط سفارتخانه‌های غربی، نفوذ در نخبگان، افراد مؤثر، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران با هدف ایجاد رخنه در دیواره نظام و جهت‌گیری دستگاه‌ها

2

جلوگیری از نفوذ در دستگاه‌های حساس کشور از طریق ارتقای اشراف اطلاعاتی و جلوگیری از ورود نفوذی‌ها به بدنه دستگاه

2

مأخذ: همان.

 

۶. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

با توجه به یافته‌های این پژوهش می‌توان گفت نفوذ فرهنگی آمریکا در جمهوری اسلامی ایران، پدیده‌ای تک‌بعدی و مقطعی نیست، بلکه فرایندی تدریجی، پیچیده، نرم و چندلایه است که با بهره‌گیری از ابزارهای متنوع ارتباطی، رسانه‌ای، آموزشی و اجتماعی، در پی اثرگذاری بر ساختارهای فکری، ارزشی و رفتاری جامعه ایرانی است. بر‌اساس مسئله مطرح‌شده در مقاله، ایالات متحده پس از تجربه محدودیت‌ها و ناکامی‌های ناشی از اعمال قدرت سخت، تلاش کرد با تمرکز بر مؤلفه‌های فرهنگی و شناختی، زمینه‌های نفوذ خود را در سطوح مختلف جامعه فراهم سازد؛ به‌گونه‌ای که این نفوذ نه صرفاً در عرصه عمومی، بلکه در لایه‌های عمیق‌تر هویتی، اعتقادی و سبک زندگی نیز مشاهده می‌شود. الگوی نفوذ فرهنگی آمریکا در چند محور اساسی قابل تبیین است. ازجمله مهم‌ترین آنها می‌توان به نفوذ از طریق دیپلماسی، تضعیف و خدشه‌دار کردن ارزش‌های فرهنگی و دینی، اثرگذاری بر افکار و عقاید مسئولان، رخنه در باورها و اعتقادهای مردم، نفوذ در میان نخبگان و جهت‌دهی به الگوهای مصرف فرهنگی اشاره کرد. این موارد بیانگر آن است که پروژه نفوذ فرهنگی، صرفاً به تغییر برخی نمادها و جلوه‌های ظاهری معطوف نیست، بلکه هدف نهایی آن، دگرگونی تدریجی در نظام اولویت‌ها، ارزش‌ها، الگوهای ذهنی و سبک زیست فرهنگی جامعه است.

از منظر روش‌شناختی، پژوهش با اتکا بر رویکرد کیفی و کاربردی و بهره‌گیری از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 25 نفر از خبرگان و تحلیل داده‌ها از طریق تحلیل مضمون، تلاش کرده است تصویری منسجم و عمیق از ابعاد این پدیده و شیوه‌های مواجهه با آن ارائه کند. این رویکرد موجب شد علاوه بر شناسایی ابعاد نظری و مفهومی نفوذ فرهنگی، بتوان راهبردهای عملی و قابل استفاده برای سیاستگذاران و تصمیم‌گیران فرهنگی نیز استخراج کرد.

یافته‌های مقاله همچنین نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین بسترهای نفوذ فرهنگی آمریکا، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، فضای مجازی و تولید محتوا است؛ فضاهایی که به‌دلیل گستردگی، سرعت اثرگذاری، جذابیت و قابلیت شکل‌دهی به افکار عمومی، به ابزارهای مؤثر برای انتقال ارزش‌ها، هنجارها و سبک زندگی مطلوب غربی تبدیل شده است. در این میان، نسل جوان، قشر تحصیل‌کرده و کاربران فعال در محیط‌های مجازی، بیش از سایر گروه‌ها در معرض این نوع اثرگذاری قرار دارند. ازاین‌رو، مسئله نفوذ فرهنگی را باید نه صرفاً تهدید بیرونی، بلکه چالشی عمیق در حوزه مدیریت فرهنگی، هویت‌سازی اجتماعی و حکمرانی فضای عمومی دانست.

در جمع‌بندی نهایی، می‌توان تأکید داشت که مقابله با نفوذ فرهنگی آمریکا، صرفاً با اقدام‌های سلبی، محدودکننده یا امنیتی امکان‌پذیر نیست؛ بلکه نیازمند اتخاذ رویکردی ایجابی، هوشمند، بلندمدت و چندسطحی است. به بیان دیگر، هرگونه سیاست مقابله‌ای زمانی موفق خواهد بود که بر تقویت بنیان‌های فرهنگی و هویتی جامعه، بازتولید و ترویج ارزش‌های بومی و دینی، افزایش سواد رسانه‌ای، حمایت از تولید محتوای اصیل و جذاب داخلی، ایجاد فضاهای فرهنگی امن، پایدار و اقناع‌کننده استوار باشد. در چنین شرایطی، جامعه نه‌تنها در برابر الگوهای نفوذ مصون‌تر خواهد شد، بلکه توانایی بیشتری برای بازتولید هویت مستقل و مقاومت فرهنگی از خود نشان خواهد داد.

بنابراین می‌توان گفت موفقیت در برابر نفوذ فرهنگی، بیش از هرچیز در گرو استحکام درونی، انسجام هویتی، اعتماد فرهنگی و توانمندسازی ساختارهای رسمی و غیررسمی تولید فرهنگ است. هرچه این ظرفیت‌ها در جامعه تقویت شود، زمینه‌های پذیرش و بازتولید عناصر فرهنگی بیگانه کاهش خواهد یافت. ازاین‌رو، سیاستگذاری فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران باید با درک دقیق از سازوکارهای نوین نفوذ، از موضعی فعال، آینده‌نگر و مبتنی‌بر تقویت سرمایه فرهنگی داخلی عمل کند تا بتواند در برابر تهدیدهای نرم، پاسخی مؤثر، پایدار و متناسب ارائه دهد. 

 

پیوست 1-پرسشنامه عوامل مؤثر بر نفوذ فرهنگی و راهبردهای مقابله با آن

 

تجزیه‌وتحلیل نفوذ فرهنگی به‌عنوان پدیده‌ای پیچیده شامل در نظر گرفتن مؤلفه‌های داخلی و خارجی است. ازاین‌رو، پرسشنامه حاضر با تمرکز بر بررسی عوامل نفوذ فرهنگی آمریکا در دوران چهارم انقلاب اسلامی قصد دارد نقطه‌نظرات و دیدگاه‌های نخبگان حوزوی و دانشگاهی را پیرامون عوامل و ابزارهای نفوذ فرهنگی و راهبردهای مؤثر برای مقابله با آن را مورد واکاوی و کنکاش دقیق‌تر قرار دهد، لذا از شما نخبه و سیاست‌مدار محترم تقاضا داریم که با پاسخ‌های ارزشمند خود، ما را در نیل به این مقصود یاری فرمایید.

 

**پرسشنامه باز ***

 

     اطلاعات جمعیت‌شناختی شرکت‌کنندگان

 

جنسیت:

سن:

آخرین مدرک تحصیلات دانشگاهی یا حوزوی:

رشته دانشگاهی:

شغل:

سابقه کاری یا مدیریتی (بر‌اساس سال):

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] بیانات مقام معظم رهبری (رهبر شهید) از سایت www.khamenei.ir برگرفته شده است.

[2] .Re- Islamization

[3]. Snowball Sampling

[4]. Theoretical Saturation

[5].Brown and Clark

1.       قرآن کریم.
2.       آقا‌محمدی، مهدی (1391). ارتباطات میان فرهنگی، تهران، سپهر دانش.
3.       اسمیت، استیو و جان بیلیس (1395). جهانی شدن سیاست: روابط بین‌الملل در عصر نوین: زمینه تاریخی و نظریه‌ها، ساختارها و فرایندها، ترجمه ابوالقاسم راه‌چمنی، جلد اول، چاپ پنجم، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران. 
4.       الوانی سید‌مهدی (1386). مدیریت عمومی، تهران، نشر نی.
5.       امیری، مجتبی (۱۳۷۲). «نظریه رویارویی تمدن‌ها از دیدگاه منتقدان»، ماهنامه اطلاعات سیاسی، اقتصادی، ش ۷۳-۷۴.
6.       باقری چوکامی، سیامک (1395). موج چهارم، جنگ نرم (ویراست جدید)، تهران، زمزم هدایت وابسته به پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع).
7.       بختیاری، معصومه (۱۳۹۱). «نقدی فرهنگی بر داستان مدرسه اثر جلال آل‌احمد بر‌اساس نظریه «صنعت فرهنگ» تئودور آدورنو»، پژوهش ادبیات معاصر جهان، دوره ۱۷، ش ۱.
8.       بنیانیان، حسن (1388). «مهندسی فرهنگی از نظر تا عمل در جامعه ایران»، ماهنامه سوره، ش 14.
9.       پهلوان، چنگیز (1378). «فرهنگ‌شناسی: گفتارهایی در زمینه‌ فرهنگ و تمدن»، تهران، نشر قطره.
10.    تابش، علی و نوراله مرادی (1392). دائره‌المعارف کتابداری و اطلاع‌رسانی، سازمان‌ مدارک‌ فرهنگی‌ انقلاب‌ اسلامی.
11.    جعفری هرندی، امیررضا (۱۳۹۵). مدیریت نفوذ ایالات متحده در عراق جدید، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).
12.    جمشیدی‌ها، غلامرضا (1400). «ترسیم شبکه نفوذ در مدارس ایرانی با رویکرد بررسی اسناد لانه جاسوسی آمریکا در ایران»، نشریه تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی، دوره 3، ش 5.
13.    جی، مارتین (1372). تاریخچه مکتب فرانکفورت، ترجمه چنگیز پهلوان، تهران، نشر کویر.
14.    حاجی رستملو، قدرت (1394). «آموزش زبان انگلیسی به‌مثابه ابزار نفوذ فرهنگی»، فصلنامه مطالعات عملیات روانی، ش 42.
15.    حاجی‌یوسفی، امیرمحمد (1381). «نظریه والتز و سیاست خارجی ایران: مطالعه مقایسه‌ای دوران جنگ سرد و پساجنگ سرد»، مجله سیاست خارجی، سال شانزدهم، ش ۴.
16.    حسن‌خانی، محمد (1384). «دیپلماسی فرهنگی و جایگاه آن در سیاست خارجی کشورها»، دانش سیاسی، ش 2.
17.    حسینی‌نژاد، بی‌بی راضیه و مصطفی ملکوتیان (1396). «چیستی و چرایی نفوذ فرهنگی نظام سلطه و راهکارهای مقابله با آن با تأکید بر اندیشه‌های مقام معظم رهبری»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، ش 60.
18.    حیاتی علی‌آباد، سید‌روح‌اله (1397). «نگاه قرآنی به شایعه و شبهه دو روش نفوذ فرهنگی دشمن ازطریق رسانه»، مجله معرفت، ش 247.
19.    خاتمی سبزواری، سید‌جواد و زهره بقیعی (1396). «واکاوی مسئله نفوذ فرهنگی در کلام مقام معظم رهبری با تکیه‌ بر آیات قرآن»، فرهنگ در دانشگاه اسلامی، سال هفتم، ش ۴.
20.    دولتی، مجتبی و مرضیه شمسی گوشکی (1397). «بررسی شیوه‌های نفوذ در پسابرجام»، چهارمین همایش تبیین اندیشه دفاعی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، تهران، دبیرخانه همایش تبیین اندیشه دفاعی امام خامنه‌ای.
21.    رحیمی، بهمن و فواد ایزدی (1400). «طرح راهبردی مقابله با نفوذ سیاسی آمریکا در جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر آرا و اندیشه امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)»، فصلنامه امنیت ملی، دوره ۱۱، ش ۴۱. 
22.    رضوی‌پور، اسماعیل (۱۳۸۱). «پایان جنگ سرد و گسترش نفوذ ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه»، پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد، دانشگاه تهران.
23.    روح‌االامینی، محمود (1394). زمینه فرهنگ‌شناسی، پویایی و پذیرش، تهران، انتشارات عطار.
24.    ریتزر، جورج (۱۳۸۴). نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، چاپ دهم، تهران، انتشارات علمی.
25.    ــــــــــ (۱۳۸۹). مبانی نظریه جامعه‌شناختی معاصر و ریشه‌های کلاسیک آن، ترجمه شهناز مسمی‌پرست، تهران، نشر ثالث.
26.    سایت بیانات مقام معظم رهبری www.khamenei.ir
27.    سپهری، یداله، محمدحسین پندار و فریبا ایری (1400). «مناسبات فرهنگی عامل نفوذ آمریکا در ایران»، فصلنامه پژوهش‌های انقلاب اسلامی، دوره 10، ش 2 (شماره پیاپی 37).
28.    سعیدی، روح‌اله (۱۳۸۷). «صنعت فرهنگ (کندوکاوی در اندیشه مکتب فرانکفورت)»، فصلنامه ره‌آورد سیاسی، ش ۲۱.
29.    سلیمی، حسین (1379). «فرهنگ در جهان متغیر»، مجله پژوهش حقوق عمومی، دوره 2، ش 3.
30.    شهرام‌نیا، سید‌امیرمسعود، علی ابراهیمی و میثم بلباسی (1391). «واکاوی مفهومی قدرت نرم و راهکار فرصت‌های ایران در قبال آن»، مجله دانش سیاسی و بین‌الملل، سال اول، ش 3.
31.    فرخ‌وندی، امیر و فاطمه پارسی (۱۳۹۵). «واکاوی و نقد «صنعت فرهنگ» در مکتب فرانکفورت (با تأکید بر مباحث هورکهایمر و آدورنو)»، ترویج علم، سال هفتم، ش ۱۱.
32.    فلاحی، علی (1380). «سازنده‌گرایی در سیاست خارجی»، مجله راهبرد، ش ۲۱.
33.    قدمی، محسن و حمید مصطفوی (1388). «اهمیت فعالیت‌های فرهنگی در روابط بین‌الملل و ارائه مدل عملیاتی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران»، مجله مدیریت فرهنگی، سال سوم، ش ۵.
34.    قربی، سید‌محمدجواد (1394). «نفوذ و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، مجله صباح، سال اول، ش ۳.
35.    قنبری خانقاه، قاسم (1393). «سازوکارهای بهره‌برداری آمریکا از آموزش زبان انگلیسی برای گسترش قدرت نرم و راهکارهای مقابله با آن، با تأکید بر منابع آموزش زبان انگلیسی در ایران»، دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی.
36.    کاظمی، حجت و غلامرضا بصیرینیا (1397). «منازعات درونی ساخت سیاسی و چالش بازتولید فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران»، مطالعه میان فرهنگی، سال سیزدهم، ش 37.
37.    کلهر، سینا (1399). «ابعاد پنهان و محورهای سند 2030: بررسی سند دستور کار 2030 برای توسعه پایدار»، مرکز پژوهش‌های مجلس، شماره مسلسل ۱۳۲۲۲۲۰.
38.    موسوی خورشیدی، سید‌محمدجواد (1394). «نقش دیپلماسی عمومی نوین در تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه سیاست، سال دوم، ش 6.
39.    هانتینگتون، ساموئل (۱۳۷۳). موج سوم در پایان سده بیستم، ترجمه احمد شهسا، تهران، انتشارات روزنه.
40.    ـــــــــــ (۱۳۸۰). تمدن‌ها، بازسازی نظم جهانی، ترجمه مینو احمد سرتیپ، تهران، انتشارات کتاب‌سرا.
41.     Huntington, Samuel P. (1996). The Clash of Civilizations and the Remaking of World Order, Library of Congress Cataloging-inPublication Data.
42.     ــــــــــــ (1998). The Clash of Civilization and Remarking of World Order, London, Touchstone.
43.     Smith, L.D. )2001(. http// eprints.whiterose.ac.uk