مجلس و راهبرد

مجلس و راهبرد

سیاستگذاری بومی سازی پیام رسان های اجتماعی: عوامل کلیدی کوچ کاربران از پیام‌رسان‌های خارجی به داخلی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دانشیار گروه ارتباطات، دانشکده فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه سوره، تهران، ایران؛
چکیده
این پژوهش درصدد شناسایی عوامل کلیدی کوچ کاربران از پیام‌رسان‌های خارجی به پیام‌رسان‌های داخلی است. چارچوب مفهومی ‌این پژوهش مدل مهاجرت PPM است. این پژوهش از نوع کیفی و روش آن تحلیل مضمون است. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش مصاحبه نیمه‎ساختارمند و پردازش داده‎های کدگذاری سه‎گانه کینگ (1998) است. جامعه آماری خبرگان دانشگاهی و مدیران پیام‎رسان‎های داخلی هستند که از بین آنها به روش هدفمند 21 نفر انتخاب و مصاحبه شدند. درمجموع مضامین به‌دست آمده در قالب سه مضمون فراگیر عوامل ترغیب‌کننده، بازدارنده و مداخله‎‎گر گردآوری شد. یافته­ها نشان می­دهد عوامل ترغیب­کننده شامل اعتمادسازی ازطرف پیام­رسان داخلی برای کاربر، تأثیر مثبت اثر شبکه­ای در ترغیب کاربران، ایجاد پیام‌رسان‌های داخلی تخصصی با توجه به نیاز کاربر و تشکیل شبکه نامتمرکز میان پیام‌رسان‌های داخلی برای استفاده از ظرفیت همه آنها است. همچنین عوامل مداخله­گر شامل غلبه نگاه مالکانه به رسانه­های نوین و مردمی‌ در سیاستگذاری­های کوچ، یکپارچه نبودن زیرساخت­های مورد نیاز کوچ، اجرای ناقص و بد سیاستگذاری­ها، وضعیت نامشخص سازمان و مدل «کسب‌و‌کار» پیام‌رسان‌های داخلی است. همچنین عوامل بازدارنده کوچ، غلبه نگاه سخت‌افزاری و عدم توجه به پیوست­های فرهنگی و اجتماعی در سیاستگذاری‌های کوچ، سیاستگذاری منفعلانه و واکنشی نسبت به تکنولوژی­ها و رسانه­های نوین، تعدد سیاستگذاران و ناهماهنگی در میان آنها، نقص­های قانونی در حوزه پیام‌رسان‌ها، نقض حریم خصوصی کاربر در پیام‌رسان‌های داخلی شناسایی شدند. نتایج بیانگر این است که سیاستگذاران ایرانی باید با رفع عوامل بازدارنده و تقویت عوامل ترغیب‎کننده، به اصلاح عوامل مداخله‎گر در راستای توسعه پیام‎رسان‎های داخلی بپردازند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

Policy-Making for the Localization of Social Messaging Platforms: Key Factors Driving User Migration from Foreign to Domestic Messengers

نویسنده English

Yousef Khojir
Associate Professor, Department of Communication, Faculty of Culture and Communication, Soore University, Tehran, Iran.
چکیده English

This study aims to identify the key factors influencing users’ migration from foreign social messaging platforms to domestic ones. The conceptual framework is based on the Push–Pull–Mooring (PPM) migration model. This qualitative research employs thematic analysis, with data collected through semi-structured interviews and processed using King’s (1998) three-stage coding method. The study population consists of academic experts and managers of domestic messaging platforms, from whom 21 participants were purposively selected and interviewed. The extracted themes were classified into three overarching categories: motivating factors, inhibiting factors, and intervening factors. The findings indicate that motivating factors include trust-building by domestic messengers, the positive role of network effects in encouraging migration, the creation of specialized domestic messengers tailored to user needs, and the formation of decentralized networks among domestic platforms to leverage collective capacity. Intervening factors include the dominance of a proprietary mindset toward new and citizen-driven media in migration policies, lack of integrated infrastructure, poor and incomplete policy implementation, and the ambiguous organizational status and business models of domestic messengers. Inhibiting factors include a hardware-centric policy approach with insufficient attention to cultural and social dimensions, reactive and passive policymaking toward new technologies, multiplicity and lack of coordination among policymakers, legal deficiencies in the messaging domain, and violations of user privacy in domestic platforms. The results suggest that Iranian policymakers must remove inhibiting factors, strengthen motivating factors, and reform intervening conditions to support the development of domestic messaging platforms.

کلیدواژه‌ها English

Policy-making
Social messengers
Domestic messengers
User migration

مقدمه و طرح مسئله

پیرامون امکان سیاستگذاری فضای مجازی در جامعه شبکه­ای دو دیدگاه عمده وجود دارد. برخی صاحب­نظران معتقدند ظهور و توسعه فناوری­های نوین ارتباطی و به‌ویژه رسانه­های اجتماعی، سیاستگذاری رسانه­ای را از ماهیت متمرکز و حاکمیتی خود خارج ساخته و فضای مجازی را «برون ایستاده» از امکان سیاستگذاری کرده است؛ در مقابل دیدگاه دوم معتقد است به‌دلیل اهمیت یافتن رسانه در عرصه‌های کسب‌وکار، ارتباطات راهبردی، دولت الکترونیک و  ...بازیگران جدید ذی‌نفع به این حوزه افزوده شده‎اند و درنتیجه سیاستگذاری رسانه‌ای برای فضای مجازی مهم‌تر از پیش شده است (شمسایی‎نیا، 1397: 13). حمایت از پیام‌رسان‌های بومی ‌و مسدودسازی رقبای خارجی ازجمله سیاست‌های ایران در مواجهه با پیام‌رسان‌های خارجی و تهدید‌های ناشی از آن بود که موافقت‌ها و مخالفت‌های فراوانی را چه در میان سیاستگذاران و چه در میان نخبگان و کاربران به همراه داشت. سیاستگذاران کشور پس از بحران‎های اجتماعی که پیام‎رسان‎ها و شبکه‎های اجتماعی خارجی نقش اساسی در تشدید آن داشتند به مسدودسازی پیام‌رسان‌های خارجی روی آورده‎اند. این وضعیت درخصوص پیام‎رسان تلگرام در سال 1397 و پیام‎رسان واتساپ و شبکه اجتماعی اینستاگرام در سال 1401 اتفاق افتاده است. در هر دو دوره توجه به پیام‎رسان‎های داخلی و ایجاد مشوق برای آنها و کاربر مورد توجه قرار گرفت. در مواجهه با دو سیاست مسدودسازی پیام‎رسان‎های خارجی و توجه به پیام‎رسان‎های داخلی یافته‎های پژوهشی متعددی بیانگر این است که پیام‎رسان‎های خارجی آن مقبولیت گذشته را ندارد و پیام‎رسان‎های داخلی به نسبت گذشته نزد کاربران از توجه ویژه‎ای برخوردار شده‎اند. «با مسدودسازی اینستاگرام در یک بازه زمانی 6 ماهه کاهش یک میلیونی کاربر ایرانی در این شبکه به‌وجود آمد که بعد از کاهش التهاب‎های اجتماعی جامعه مجدد ضریب نفوذ کاربر اینستاگرام از طریق فیلترشکن تاحدودی افزایش یافت، اما همانند دوره قبل مسدودسازی این رشد ضریب نفوذ برای اینستاگرام محقق نشد» (خجیر و قرایی، 1402: 25). اگرچه در نتایج چهارمین پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در بخش رسانه‎های اجتماعی نشان می‎دهد از میان پنج رسانه اجتماعی خارجی اینستاگرام، تلگرام و واتساپ در ایران پرطرفدار است (انتظاری، 1402) اما ضریب نفوذ آنها در بین کاربران بسیار کمتر از دوره قبل از انسداد شده است.

یافته‎های نظرسنجی ایسپا در شهریور 1403 مؤید این کاهش توجه است. یافته‎های این نظرسنجی مؤید این دو اصل است که روند استفاده از پیام‎رسان‎های خارجی طی سال‎های اخیر کاهشی و روند استفاده از پیام‎رسان‎های داخلی افزایشی بوده است به نوعی که مطالعات روندپژوهی ایسپا نشان می‎دهد در خرداد سال 1401، 71 درصد کاربران ایرانی از واتساپ استفاده می‎کرده‎اند که در شهریور 1403 به 3/33 و تلگرام نیز از 51 به 39 درصد رسید. این در صورتی است که میزان استفاده از روبیکا و ایتا در خرداد سال 1401، 7/5 درصد بوده است که در شهریور 1403 به حدود 29 درصد رسید (ایسپا، 1403). یافته‎ها نشان می‎دهد که روند کوچ در بین کاربران در حال اجراست اما برای تسریع این روند به یک مطالعه آسیب‎شناسانه نیاز است که عوامل کندی کوچ از پیام‎رسان خارجی به داخلی شناسایی شود و از‌سویی عواملی که باعث افزایش استفاده پیام‎رسان‎های داخلی می‎شود احصا و دراختیار برنامه‎ریزان این حوزه قرار گیرد. در راستای این امر، پژوهش حاضر با مروری بر پیشینه نظری مرتبط با سیاستگذاری رسانه‌ای در فضای مجازی و مصاحبه با خبرگان و سیاستگذاران رسانه‌ای، درصدد شناسایی آسیب‌های سیاستگذاری فرایند کوچ کاربران از پیام‌رسان‌های خارجی به پیام‌رسان‌های داخلی و شناسایی عوامل کلیدی کوچ از پیام‌رسان‌های خارجی به پیام‌رسان‌های داخلی است. در همین راستا پرسش این پژوهش این است که عوامل کلیدی پذیرش پیام‎رسان‎های داخلی چیست؟ و عوامل کلیدی کوچ از پیام‎رسان‎های خارجی به داخلی کدامند؟

۱. پیشینه پژوهش

پژوهش در حوزه پیام‎رسان‎های داخلی و خارجی را می‎توان به دو دسته تقسیم کرد. دسته نخست با رویکرد بررسی مقایسه‎ای استفاده کاربران از دو پیام‎رسان داخلی و خارجی است که در این نوع مطالعات میزان، دلایل، انگیزه‎ها و نحوه استفاده مورد مطالعه قرار گرفته است. اما مطالعات دوم به بحث سیاستگذاری در حوزه رسانه‎های اجتماعی خارجی و داخلی، سیاست‎ها و راهبردهای استفاده کاربران از پیام‎رسان‎های داخلی اشاره دارد. برای مطالعه آسیب‎شناسی دقیق از سیاست‎های کوچ به بررسی هردو گونه نیاز است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‎شود. خجیر و قرائی (1402) در پژوهش تطبیقی درخصوص انگاره ذهنی جوانان تهرانی دریافتند که آنها به‌دلیل لذت استفاده، سودمندی و خودآگاهی مورد انتظار از پیام‎رسان خارجی بیشتر استفاده می‎کنند. بخشی‌زاده، خادم‌حسینی و بشیرپور (1400) نیز دریافتند اکثر سازه‌های استخراج‌شده در مورد بررسی تطبیقی دو پیام‌رسان خارجی و داخلی در بین کاربران ایرانی، نگاه به پیام‎رسان‎های داخلی منفی بوده و دلایل آن نیز عدم کاربرپسندی، کندی پیام‎رسان، امنیت کاربر و مشکلات مدیریتی بوده است. خالقی مقدم، شریفی و لبافی (1399) نیز علل عدم استقبال اکثریت جامعه از پیام‌رسان‌های داخلی را بی‎اعتمادی و حس بد کاربران، تلقی مردم از وابستگی پیام‌رسان‌های داخلی به دولت و نبود تفکر رقابتی در این پیام‌رسان‌ها، مسائل فنی، ظرفیت اقتصادی پیام‌رسان‌های خارجی و وجود بستر کسب‌وکارهای جدی در آن بیان کرده‎اند. در همین راستا تیسنگ[1] و همکاران (2018) نیز در پژوهشی عنوان کردند عواملی چون ارزش و عملکرد درک‌شده توسط کاربر، توجه به نیازهای آنان، احساس امنیت و رعایت حریم خصوصی باعث وفاداری کاربر به پیام‎رسان می‎شود و از کوچ وی به پیام‎رسان دیگر جلوگیری می‎کند. مطالعات لیو و همکاران[2] (2017) نیز نشان می‌دهد لذت از سهولت استفاده و اعتماد به پیام‎رسان دو عامل کلیدی در ماندگاری کاربر در یک پیام‎رسان است.

تحقیقات دسته دوم با رویکرد سیاستگذاری به سیاست‎های شبکه‎ای در این زمینه می‎پردازند. اصنافی و همکاران  (1397) معتقدند سیاست‎های نادرست دولت بر پیام‎رسا‎ن‎های داخلی باعث ضعف در رقابت‌پذیری در جذابیت کاربری، ناپایداری در درآمدزایی، تأثیر عملکرد منفی آنان در قبال کاربر ایرانی و فقدان رقابت‌پذیری آنها با پیام‎رسان‎های داخلی شده است. شریفی، مرزبان و لبافی (۱۳۹۷) نیز آسیب‌های شناسایی شده در موفقیت پیام‎رسان‎های داخلی را آسیب‌های سیستم نظارتی، سیاست‌های تولید محتوا، حمایت غیرحرفه‎ای از تولید محتوا، ضعف امنیت و حریم خصوصی، عوامل و زیر‌ساخت‌های فرهنگی و ضعف در تصمیم‌گیری بیان کرده‎اند. مومنی و همکاران (1397) در پژوهش «تدوین مدل راهکارهای تجاری‌سازی پیام‌رسان‌های ایرانی» به راهبردهایی چون راهبری کلان زنجیره ارزش پیام‌رسان‌ها، حمایت از پیام‌رسان‌های داخلی، اعتماد‌سازی و قانونگذاری راهبردهای تجاری، فرهنگ سازمانی، مدل کسب‌و‌کار، منابع تأمین مالی، نیروی انسانی و ویژگی‌های پیام‌رسان دست یافتند. جایکار[3] (2023) نیز در سیاست کوچ کاربران معتقد است سیاستگذاران باید به سه عامل کلیدی کشش (ویژگی‌های جذاب مقصد و هنجارهای ذهنی)، فشار (خستگی و نارضایتی کاربران) و عوامل مکمل (تعهد احساسی، هزینه‌ها و عادت) توجه ویژه داشته باشند. کیانگ و همکاران[4] (201۶) در مطالعه‎ای درخصوص استفاده کاربران چینی از پیام‎رسان‎های داخلی معتقدند در چین سیاستگذاران دو دسته سیاست را طراحی می‎کنند. نخست سیاست‌های برجسته که شامل عوامل سیاسی مانند واکنش کارکنان، ارائه حساب، بررسی محتوا، منابع انسانی و حوزه‌های محتوایی می‎شود و سیاست‌های کم‌اهمیت که شامل دسترسی به محتوا، اتمام حساب، قوانین برای اظهار‌نظر شهروندان و منابع مالی پیام‎رسان‎ها است. به‌نظر وی، آنچه در چین اهمیت دارد سیاست‎های برجسته سیاسی است.

در‌مجموع می‎توان بیان داشت که پژوهش‎ها در دو حوزه توجه به سیاست‎ها و مصرف کاربرها‎ بر این یافته‎ها استوار است که سیاست‎ها باید براساس نیاز کاربر، توجه به امنیت و حریم خصوصی، ظرفیت‎های تجاری‎سازی و کسب‌و‌کار باشد. همچنین در سیاست‎های مربوط به پیام‎رسان‎ها باید به عوامل سیاسی، منابع انسانی و فنی و محتوایی نیز توجه شود. بررسی پژوهش‌ها نشان داد که پژوهشی در حوزه سیاست‎های کوچ پیام‎رسان خارجی به داخلی در کشور وجود ندارد که این پژوهش می‎تواند محملی برای پژوهش‎های بعدی در این حوزه باشد.

۲. چارچوب مفهومی

در این پژوهش سعی شده از چارچوب PPM[5] (مدل جذبی، دفعی و لنگری) برای آسیب‎شناسی سیاست‎های کوچ کاربران از پیام‎رسان خارجی به داخلی استفاده شود. چارچوب مدل جذبی، دفعی و لنگری به‌عنوان پارادایمی در ادبیات مهاجرت (Bansal, Taylor and James, 2005) در نظر گرفته می­شود که توضیح می­دهد چرا انسان از یک مکان یا فضا به یک مکان یا فضای دیگر مهاجرت می‎کند. در این چارچوب سه دسته عوامل وجود دارد: عوامل رویگردانی، جایگزینی و پهلوگیری. عوامل منفی (رویگردانی) شامل فشارهایی است که مردم را از مکان اصلی دور می­کند و عوامل مثبتی (جایگزینی) شامل مواردی است که مهاجران را به مقصد مشخصی جذب می­کند. در این چارچوب عوامل مکمل (پهلوگیری) نیز در تسهیل ممانعت یا تشویق مهاجرت مؤثر است که شرایط فردی یا اجتماعی بخشی از آنها است. این عوامل در این پژوهش به عوامل ترغیب‎کننده، بازدارنده و مداخله‎گر تقسیم می‎شود.

۳. روش پژوهش و اجزای آن

این پژوهش از نوع کیفی و روش آن تحلیل مضمون است که برای گردآوری اطلاعات از دو ابزار مطالعه کتابخانه‎ای و اسنادی و برای گردآوری اطلاعات نظری، پژوهش‎های پیشین و اسناد بالادستی در حوزه سیاست‎های فضای مجازی و رسانه‎های اجتماعی و مصاحبه عمیق نیمه‎ساختارمند استفاده شده است. همچنین پردازش داده‎ها از طریق کدگذاری سه مرحله‎ای کینگ  (1998) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش نخبگان دانشگاهی، خبرگان و مدیران پیام‌رسان‌های داخلی و سیاستگذاران فضای مجازی بوده‎اند. ملاک انتخاب خبره دانشگاهیان با تدریس و تألیف مرتبط با کتب و مقالات بیش از پنج سال و ملاک انتخاب خبرگان و سیاستگذاران فعالیت اجرایی و سیاستگذاری مستقیم در حوزه فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی با سابقه فعالیت بیش از پنج سال است. مصاحبه با 21 نفر به اتمام رسیده است که در جدول ویژگی فردی و تخصصی مشارکت‎کنندگان آمده است.

جدول ۱. ویژگی­های فردی و تخصصی مصاحبه­شوندگان

ردیف

تخصص

جنسیت

سابقه فعالیت تخصصی در موضوع

1

استاد ارتباطات دانشگاه سوره

مرد

20 سال تدریس، پژوهش و مقاله

2

استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی

مرد

15 سال تدریس و مقاله

3

دانشیار ارتباطات دانشگاه علوم انتظامی

 

مرد

15 سال تدریس، پژوهش و مقاله

4

دانشیار ارتباطات دانشگاه صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران

مرد

10 سال تدریس و پژوهش

5

دانشیار جامعه‎شناسی دانشگاه علامه طباطبائی

زن

7 سال تدریس و پژوهش

6

استاد مدیریت سیاستگذاری دانشگاه تهران

زن

5 سال تدریس و پژوهش

7

استادیار ارتباطات دانشگاه تهران

مرد

10 سال تدریس و مقاله

8

استادیار ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی

زن

5 سال تدریس و مقاله

9

استادیار سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه امام حسین (ع)

مرد

10 سال تدریس و پژوهش

10

استادیار مدیریت رسانه دانشگاه سوره

زن

5 سال تدریس و پژوهش

11

مدرس مدعو دانشگاه سوره درس شبکه‌های اجتماعی

زن

10 سال تدریس و پژوهش

12

پژوهشگر مرکز ملی فضای مجازی

مرد

10 سال پژوهش

13

پژوهشگر حوزه سیاستگذاری فضای مجازی

مرد

13 سال پژوهش و مقاله

14

کارشناس فناوری اطلاعات

زن

8 سال روزنامه‌نگاری و دبیر سرویس فناوری

15

عضو شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی و متخصص حوزه رسانه‌های اجتماعی

مرد

13 سال تدریس و مقاله در حوزه رسانه اجتماعی

16

عضو شورای عالی فضای مجازی

مرد

15 سال فعالیت تخصصی در فضای مجازی

17

عضو سابق شورای عالی فضای مجازی

مرد

20 سال فعالیت تخصصی در فضای مجازی

18

مدیر بازاریابی پیام‌رسان داخلی

مرد

10 سال فعالیت تخصصی

19

مدیر محتوای پیام‎رسان داخلی

مرد

7 سال فعالیت تخصصی در تولید محتوا

20

کارشناس تولید محتوای پیام‎رسان داخلی

زن

8 سال فعالیت تخصصی تولید محتوا

21

عضو هیئت‌مدیره پیام‎رسان داخلی

مرد

15 سال فعالیت تخصصی در پیام‎رسان

 

 به ‌این‌ترتیب، اشباع نظری از مصاحبه 19 صورت گرفت و میانگین مدت هر مصاحبه 70 دقیقه بود. مصاحبه‌ها در آغاز با سؤال‌های کلی و از پیش طرح شده شروع و سپس براساس مطالب بیان شده ادامه پیدا کرده است. پس از رسیدن به کفایت نظری محقق با گردآوری مضامین سازمان‎دهنده و فراوانی مضامین پایه مرتبط با هرکدام از این مضامین سازمان‌دهنده به حذف مضامین نزدیک به هم یا کم‌اهمیت‎تر (از نظر کم بودن میزان فراوانی) اقدام کرده است تا شبکه مضامین فراگیر شکل گرفت. برای قابلیت اعتماد نخست از استراتژی چند مشاهده‎گر استفاده شده است. در این استراتژی علاوه بر محقق، سه مشاهده‎گر دیگر مراحل کدگذاری و نحوه استخراج مضامین را بررسی کرده‎اند. جهت تعیین اطمینان نیز از فرمول توافق کدگذاری کیفی کاپا کوهن استفاده شد. ضریب پایایی کاپای کوهن، یکی از معیارهای ارزیابی اعتبار تحلیل‎های کیفی است. این ضریب برای بررسی توافق بین دو یا چند ارزیاب در تحلیل‎های کیفی استفاده می‎شود. در این پژوهش 20 درصد از متن مصاحبه‎های مورد بررسی در بازه زمانی مورد نظر در اختیار پژوهشگر دیگری برای کدگذاری قرار داده شد. درصد توافق مشاهده شده میان دو کدگذار برای هر مضمون پایه بالای ۹/۰ به‌دست آمد.

kappa = Pi = (PAO – PAE)/ (1– PAE)

مقدار PAO میزان توافق دو ارزیاب و مقدار PAE نمایانگر میزان توافق مورد انتظار است.

۴. یافته‌های پژوهش

۴-۱. عوامل ترغیب‎کننده

در ابتدا به بررسی عوامل رویگردانی در مدل PPM پرداخته می‎شود که در این پژوهش با عنوان عوامل ترغیب‎کننده در سیاست‌های کوچ به پیام‌رسان‌های داخلی مورد بررسی قرار گرفت. این عوامل باعث می‌شود کاربر ایرانی از پیام‌رسان‌های خارجی به پیام‌رسان‌های داخلی کوچ کند و سیاستگذار باید به دنبال تقویت این عوامل در پیام‌رسان‌های داخلی باشد.

جدول ۲. مضامین سازمان‎یافته و فراگیر ترغیب‎کننده

مضمون فراگیر

مضامین سازمان‎یافته

 

 

 

عوامل ترغیب‎کننده

امنیت دیتا در پیام‌رسان‌های داخلی

تعامل میان سازمان‌های دولتی و پیام‌رسان‌های داخلی و سپردن خدمات به پیام‌رسان‌های داخلی

لزوم حمایت از افراد خلاق و ایده‌های نو در حوزه فناوری پیام‌رسان‌های داخلی

لزوم حمایت دولت از پیام‌رسان‌های داخلی

تأثیر مثبت اثر شبکه‌ای در ترغیب کاربران

ایجاد پیام‌رسان‌های داخلی تخصصی با توجه به نیاز کاربر

تفکر ایجاد یک پلتفرم جامع در میان سیاستگذاران

تشکیل شبکه نامتمرکز میان پیام‌رسان‌های داخلی

اعتمادسازی ازطرف پیام‌رسان داخلی برای کاربر

مدیریت محتوای مفید و مورد علاقه کاربر در پیام‌رسان‌های داخلی

مأخذ: یافته‌های تحقیق.

 

 ـ امنیت دیتا در پیام‌رسان‌های داخلی

مشارکت‎کنندگان معتقد بودند تأمین امنیت دیتا در پیام‌رسان‌های داخلی یکی از مهم‎ترین و مؤثرترین چالش‌های پیش روی سیاستگذار است و حتی می‌توان آن را یکی از دلایل بومی‌ کردن پیام‌رسان‌ها عنوان کرد. حفظ امنیت دیتا، قابلیت پیگیری قضایی دیتای منتشر شده، تبادل اطلاعات در بستر شبکه ملی اینترنت، عدم دسترسی بیگانگان به کلان داده‌های کشور از مضامین پایه‎ای بود که به‌عنوان دلایل اصلی روی آوردن به پیام‌رسان‌های داخلی در مصاحبه‎ها مطرح شد. در این بین یکی از مشارکت‎کنندگان بیان کرد «پیام‌رسان داخلی پروژه‎ای است که در رده پدافند هوایی و امنیت زمینی حساسیت دارد و باید برای آن هزینه شود» (استاد ارتباطات). [6]

ـ تعامل میان سازمان‌های دولتی و پیام‌رسان‌های داخلی و سپردن خدمات به پیام‌رسان‌های داخلی

مشارکت‎کنندگان بر این باورند که برای گرایش شهروندان به پیام‎رسان داخلی باید بین سازمان‎های دولتی و شبکه‎های بومی تعامل سازنده به‌ویژه در ارائه خدمات آن‌لاین و دیجیتالی باشد. «سازمان‎های دولتی باید عوارض شهری، طرح ترافیک، خدمات پلیس+10 و ... به پیام‎رسان‎های داخلی بسپارند تا مردم به آنها علاقه‌مند شوند. خدماتی که الان سکو بله انجام می‎دهد» (مدیر پیام‎رسان داخلی).

ـ لزوم حمایت از افراد خلاق و ایده‌های نو در حوزه فناوری پیام‌رسان‌های داخلی

دولت و سیاستگذاران در عرصه رسانه‌های نوین باید نقش تسهیل‎گر و حمایت‎گر داشته باشند و بستر را برای رشد و توسعه کسب‌و‌کارها و ایده‌های نو (چه در بخش‌های دولتی و چه در بخش‌های خصوصی) فراهم کنند. دولت باید در این حوزه نگاه یک بستر‌ساز را داشته باشد و به دنبال کسب درآمد از کسب‎وکارهای نوپا نباشد. «نگاه مالکانه دولت به فضای سایبری، خلاقیت را کور می‎کند. از‌سوی‌دیگر خلاقیت در بین جوانانی که در سازمان‎های خلاق شبکه‎های بومی فعالیت دارند، زیاد است. دولت باید حامی آنها باشد» (استاد ارتباطات).

ـ لزوم حمایت دولت از پیام‌رسان‌های داخلی

مشارکت‎کنندگان بر این باورند که دولت باید از پیام‎رسان‎ها حمایت کند. به‌زعم آنان حمایت‌های دولتی از یک پیام‌رسان می‌تواند در حوزه‌های حمایت‌های مالی (سرمایه‎گذاری غیرمستقیم و تسهیلات کم‌بهره)، حمایت‌های معنوی (حضور مسئولان و دستگاه‌های دولت در پیام‌رسان‌های داخلی)، حمایت زیرساختی (یکپارچه‎ کردن زیرساخت‎های مخابراتی کشوری)، قانونگذاری (قوانین حمایتی از سرمایه‎گذاران و حریم خصوصی کاربر)، تبلیغات و درنهایت کاهش تعرفه‌های استفاده از پیام‌رسان‌های دولتی معنا شود. «تصمیم شورای عالی فضای مجازی مبنی‌بر اینکه پیام‌رسان داخلی (بله، سروش و گپ) را به‌عنوان پیام‌رسان رسمی‌ و برای مکاتبات اداری معرفی کرد برای ارتقای جایگاه آنها در سال 1397 خیلی تأثیرگذار بود» (سیاستگذار فضای مجازی).

ـ تأثیر مثبت اثر شبکه‎ای در ترغیب کاربران

مشارکت‎کنندگان بر این اعتقادند که ارزش یک پیام‌رسان وقتی بالا می‌رود که در طول زمان تعداد استفاده‌کنندگان از آن اضافه شود. مهم‎ترین سرمایه هر پیام‌رسان کاربران آن است. سیاستگذاران برای جذب بیشتر کاربران نیاز است برنامه‎ریزی و هدف‎گذاری دقیقی داشته باشند. «بی‎شک افزایش کاربران جدید در پیام‎رسان ارزش آن پیام‎رسان را افزایش می‎دهد. این رویداد سبب ایجاد انگیزه‌ای جدید برای کاربران جدید جهت پیوستن به آن پیام‎رسان و بالا بردن ارزش آن می‎شود. با این اتفاق مجموعه بازخورد مثبتی برای پیام‎رسان شکل می‎گیرد و هر‌چه تعداد متقاضیان پیوستن به شبکه بیشتر شود، ارزش آن به‌‌صورت تصاعدی رشد می‌کند» (دانشیار مدیریت سیاستگذاری).

ـ ایجاد پیام‌رسان‌های داخلی تخصصی با توجه به نیاز کاربر

خبرگانی که در این مصاحبه شرکت داشته‎اند بر این باورند که تجربه اکثر پیام‎رسان‎های داخلی منتهی به شکست شده است. عدم شناخت نیاز‌های کاربر، نداشتن جامعه هدف مشخص، پیام‌رسان‌ها را در جذب کاربر ناکام کرده است، اما توسعه و سرمایه‌گذاری بر پیام‌رسان‌های تخصصی می‌تواند تشویقی برای کاربر باشد تا او برای دسترسی به محتوا و خدمات مورد نیاز و مورد علاقه خود در پیام‌رسان داخلی حضور داشته باشد. «یکی از دلایل موفقیت‎های شاد داشتن کاربر ویژه و ارائه خدمات تخصصی است. کاربر به خدمات این پیام‎رسان نیازمند است به همین دلیل طی پنج سال اخیر رشد خوبی داشته است» (سیاستگذار در حوزه فضای مجازی).

ـ تفکر ایجاد یک پلتفرم جامع در میان سیاستگذاران

از نظر بسیاری از خبرگان که مورد مصاحبه قرار گرفتند در کنار شبکه‎ها و پیام‎رسان‎های تخصصی در حوزه‎های مختلف، کشور در حال حاضر به یک یا چند پلتفرم جامع قوی در مقابل شبکه‎ها و پیام‎رسان‎های خارجی نیاز دارد و شکل‎گیری رقابت در میان پیام‌رسان‌های داخلی مطلوب نیست، چراکه در حال حاضر برای مقابله با فشارها و تهدید‌های سایبری از جانب شبکه‌های اجتماعی خارجی باید ذائقه کاربر را به پیام‌رسان‌های داخلی تغییر داد و تمام سعی و توان خود را به بالا بردن کیفیت‌های یک پلتفرم جامع داخلی معطوف کرد. «امروزه یکی از دلایل موفقیت سوپراپ‌ها این است که نوعی پلتفرم جامع هستند که سرویس‌ها VOD، AOD، ارزش افزوده و ... را در یک پلتفرم ارائه می‎دهند» (مدیر پیام‎رسان داخلی).

ـ تشکیل شبکه نامتمرکز میان پیام‌رسان‌های داخلی

 مشارکت‎کنندگان بر این باورند که پیام‌رسان‌های داخلی به‌جای تلاش برای تصاحب کل شبکه، بهتر است بر شبکه‌های غیرمتمرکز کوچک‌تری سرمایه‌گذاری کنند که می‌توانند با شبکه‌های مشابه خود ارتباط داشته باشند. «پیشنهاد شبکه نامتمرکز پیام‌رسانی داخلی یا ایجاد شبکه‎ای میان چند پیام‌رسان داخلی مختلف می‌تواند مخاطرات و صدمات پیام‌رسان انحصاری را کاهش دهد و تعداد بیشتری از کاربران را با سلایق و نیاز‌های گوناگون تحت پوشش قرار دهد و حضور حداکثری کاربران را برای پیام‌رسان‌های داخلی به همراه داشته باشد» (استاد ارتباطات).

ـ اعتمادسازی ازطرف پیام‌رسان داخلی برای کاربر

از وظایف مهم پیام‌رسان‌های داخلی در برابر کاربران، اعتماد‌سازی است. به اعتقاد خبرگان مورد مصاحبه، این اعتمادسازی در بخش‌های مختلفی باید شکل گیرد، قوانین روشن قضایی، فیچر‌های طراحی شده پیام‌رسان (مثل پیام‌های رمز‌گذاری شده)، جلب اعتماد سرمایه‎گذاران می­تواند در شکل‎گیری اعتماد و تقویت آن مؤثر باشد. «برای ایجاد اعتماد و ترغیب کاربران به کوچ پیام‌رسان‌های داخلی لازم است مردم از شرایط خاص این صنعت و طبیعی بودن رشد تدریجی کیفیت در آنها آگاه شوند تا بهتر بتوانند با پیام‌رسان‌های داخلی کنار بیایند» (سیاستگذار فضای مجازی). «حس اعتماد به پیام‌رسان‌های داخلی (به‌دلیل قابلیت رهگیری قضایی) باید به کاربر منتقل شود، این امر باعث اعتماد کاربر به آنها می‎شود» (استادیار ارتباطات).

ـ مدیریت محتوای مفید و مورد علاقه کاربر در پیام‌رسان‌های داخلی

 پیام‌رسان‌های محبوب باید حوزه محتوای خود را تقویت کنند تا کاربر به‌راحتی بتواند محتوای مورد علاقه خود را در آن بیابد و آنچه ارزشمند است محتوای موجود روی این پلتفرم‎ها است. ازسوی‌دیگر سیاستگذار باید محدودیت‌ها و خطوط قرمز را به‌روشنی در حوزه تولید محتوا مشخص کند و تولید‌کنندگان محتوا را از این حدود آگاه سازد تا زنجیره تأمین در پیام‌رسان‌ها به‌درستی تبیین شود. «پیام‌رسان مسئول تولید محتوا نیست اما می‌تواند محتوا را مدیریت کند و محتوای خوب و کاربرپسند را در اختیار و معرض نمایش سایر کاربران قرار دهد و کانال‌های خوب را معرفی کند. علاوه بر این پیام‌رسان‌ها می‌توانند با افزایش بات‌های دستیار و امکان بارگزاری هم‌زمان محتوا در چند پیام‌رسان، صاحبان کسب‌و‌کارها را جذب کنند. همچنین پیام‌رسان‌ها می‌توانند با آموزش به ادمین کانال‌های آنها را برای تولید محتوای حرفه‎ای آماده کنند» (مدیر محتوای پیام‎رسان داخلی).

۲-۴. عوامل بازدارنده

منظور از عوامل بازدارنده، عواملی است که مانع کوچ کاربر به پیام‌رسان داخلی می­شود. مضامین سازمان‎دهنده این عوامل در جدول زیر آورده می‎شود.

جدول ۳. مضامین سازمان‎یافته و فراگیر بازدارنده

مضمون فراگیر

مضامین سازمان‎یافته

 

 

 

عوامل بازدارنده

غلبه نگاه سخت‌افرازی و عدم توجه به پیوست‌های فرهنگی و اجتماعی در کوچ

سیاستگذاری منفعلانه و واکنشی نسبت به تکنولوژی‎ها و رسانه‎های نوین

استفاده از سیاست‌های سلبی و دستوری به‌جای سیاست‌های ایجابی

تعدد سیاستگذاران و ناهماهنگی در میان آنها

مأخذ: همان.

ـ غلبه نگاه سخت‌افرازی و عدم توجه به پیوست‌های فرهنگی و اجتماعی در سیاستگذاری‌های کوچ

خبرگانی که با آنها مصاحبه شد بر این باورند که نگاه حاکم بر پیام‎رسان‎های داخلی سخت‌افزاری است. از دید آنها نگاه سخت‎افزاری، مهندسی است و متأسفانه نگاه فرهنگی و جامعه‎شناسانه در آن وجود ندارد. در‌صورتی‌که حوزه پیام‌رسان‌ها حوزه‎ای فرهنگی است که در ارتباط مستقیم با کاربر قرار می­گیرد؛ بنابراین باید در سیاستگذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها کاربر را در نظر داشت. به‌زعم آنها در یک سیاستگذاری جامع و کامل نیاز است تمام جنبه‌های یک تصمیم مورد توجه قرار گیرد. «سیاستگذاری برای پیام‌رسان‌ها از سیاستگذاری دولتی مجزا و منفک نیست و حتماً باید در یک شبکه سیاست‌های فرهنگی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی کشور اتفاق بیافتد و با هم در ارتباط باشد» (دانشیار سیاستگذاری). «متأسفانه در مورد کوچ به پیام‎رسان‎های داخلی، سیاستگذار نگاه سیاسی داشت در‌حالی‌که این یک مسئله مهم ارتباطاتی بود. همین کم‎توجهی باعث مقاومت کاربر شد» (استاد ارتباطات).

ـ سیاستگذاری منفعلانه و واکنشی نسبت به تکنولوژی‌ها و رسانه‌های نوین

مشارکت‎کنندگان معتقدند پیام‌رسان‎های خارجی در سایه کم‎توجهی سیاستگذاران وارد کشور شدند، با ذائقه کاربر ایرانی هماهنگ شدند و خود را گسترش دادند. در پی این حضور قوی سیاست‌های واکنشی در دولت‎ها شکل گرفت. در‌حالی‎که سیاستگذاری‌ها باید کنشی باشد و هدایت جامعه را به‌دست گیرد. سیاستگذاری منفعلانه و واکنشی باعث می‌شود که سیاستگذار همیشه از مخاطب خود عقب باشد. «متأسفانه طی این سال‎ها سیاست‎های ما منفعلانه بود. این نوع سیاستگذاری آسیب جدی بر اعتماد کاربران و جامعه وارد کرد. سیاستگذاران با استفاده از گروه‌های تحقیق و پژوهش و رصد تکنولوژی‌های روز باید همیشه جلوتر از مخاطب قرار گیرند و آسیب‌ها و مخاطرات مسیر را شناسایی و چاره‌جویی کنند. تاکنون که متأسفانه این‎جوری نبود» (سیاستگذار فضای مجازی).

ـ استفاده از سیاست‌های سلبی و دستوری به‌جای سیاست‌های ایجابی

مشارکت‎کنندگان اذعان دارند سیاست‌های ممانعتی و سلبی نه‌تنها موجب کوچ کاربران به پیام‌رسان‌های داخلی نمی‎شود بلکه آسیب‌های دیگری چون نصب فیلترشکن در تمام گوشی‌ها و سوق دادن کاربران به استفاده از شبکه‌های اجتماعی جایگزین (مثل اینستاگرام) که آسیب‌های اخلاقی بیشتری دارد را به همراه دارد. «سیاست فیلترینگ باعث کوچ کاربران به پیام‌رسان‌های داخلی نشد بلکه کاربران در سال 1397 به سمت واتساپ رفتند و در سال 1401 بازار فیلترشکن بسیار داغ شد» (دانشیار جامعه‎شناسی). «سیاستگذاری مبتنی‌بر محدودیت رقبا ناکارآمد بود. محدودیت موقت یا موردی و حتی محدودیت‌های کامل براساس تجربه (دی ۱۳96، اردیبهشت ۱۳۹۷، آبان ۱۳98 و پاییز 1401) ناکارآمد بود. برای کوچ ابتدا باید اقناع عمومی‌صورت می‌گرفت تا کاربر بداند با کوچ نه‌تنها چیزی از دست نمی‌دهد بلکه قابلیت‌های جدیدی هم به‌دست می‌آورد» (استاد ارتباطات).

ـ تعدد سیاستگذاران و ناهماهنگی میان آنها

مصاحبه‎شوندگان معتقدند تعدد سیاستگذاران در حوزه پیام‌رسان‌ها و فضای مجازی کشور باعث شده تا تصمیم‌گیری و سیاستگذاری این حوزه دشوار شود. علاوه بر آن اختلاف‌هایی که میان دستگاه‌های سیاستگذار و اجرایی وجود دارد باعث سر‌در‌گمی ‌کاربران و حتی سازمان‌های پیام‌رسانی داخلی شده است که نمی­دانند با کدام موازین و استانداردها فعالیت‌های خود را تنظیم کنند. در این زمینه یک هرج‌و‌مرج وجود دارد خیلی از مسئولان حوزه فضای مجازی بارها در توئیت‌های خود از مخالفت با فیلترینگ می‌گویند و بسیاری از سیاستگذاران و دولتمردان در رسانه‌های فیلتر شده فعالیت دارند. «سوگیری‌های سیاسی و چندصدایی باعث ‌شد تا کاربران نیز سیاست‌ها و محدودیت فیلترینگ را نادیده بگیرند و حاضر نباشند به پیام‌رسان‌های داخلی کوچ کنند» (دانشیار ارتباطات).

۴-۳. عوامل مداخله‎گر

عوامل مداخله‌گر در مدل PPM به عوامل مکمل در تسهیل ممانعت از تصمیم‌گیری‌های مهاجرت طبق شرایط فردی یا اجتماعی اشاره می‌کند؛ بدین‌معنا که چه عواملی در تصمیم‌گیری برای کوچ کاربر از پیام‌رسان‌های خارجی به پیام‌رسان‌های داخلی مؤثر است و این عوامل تصمیم‌گیری را برای کاربر تسهیل می‌کند. در جدول ۴ به این عوامل پرداخته می‎شود.

جدول ۴. مضامین سازمان‎یافته و فراگیر مداخله‎گر

مضمون فراگیر

مضامین سازمان‎یافته

 

 

 

عوامل مداخله‎گر

غلبه نگاه مالکانه به رسانه‌های نوین و مرد‌می‌ در سیاستگذاری‌های کوچ

عدم مدیریت و یکپارچه نبودن زیر‌ساخت‌های مورد نیاز کوچ

اجرای ناقص و بد ‌سیاستگذاری‌ها

بی‌اعتمادی به محصولات و خدمات داخلی در لایه‌های مدیریتی و مردم

سازمان و مدل کسب‌و‌کار ‌پیام‌رسان‌های داخلی مانعی برای رشد آنها

تأخیر ‌پیام‌رسان‌ها در ورود به بازار ‌پیام‌رسان‌ها

لزوم سرمایه‌گذاری در ‌پیام‌رسان‌های داخلی

حمایت‌های انحصاری دولت از ‌پیام‌رسان‌های داخلی

نقص‌های قانونی در حوزه ‌پیام‌رسان‌ها

عدم نظارت و کنترل بر اجرای سیاست‌های کوچ

ضعف تبلیغات و برندینگ در ‌پیام‌رسان‌های داخلی

ضعف فنی و باگ‌های برنامه‌نویسی در ‌پیام‌رسان‌های داخلی

نقض حریم خصوصی کاربر در ‌پیام‌رسان‌های داخلی

ضعف سواد رسانه‌ای در میان کاربران ‌پیام‌رسان‌ها

مأخذ: همان.

- غلبه نگاه مالکانه به رسانه‌های نوین و کاربر ‌در سیاستگذاری‌های کوچ

یکی از اصلی‎ترین چالش‌های سیاستگذاری در حوزه پیام‌رسان‌های اجتماعی در ایران نوع نگاه مالکانه، دستوری و بالا به پایین دولتمردان و سیاستگذاران به رسانه‌های نوین است که همچنان به دنبال سیاستگذاری کامل و سلبی در این فضا هستند و معتقدند هر نوع سیاستی حتی برخلاف نیازها و منافع کاربر باشد را می‎توانند اجرا کنند. «سیاستگذار بستر را برای فعالیت رسانه‌های نوین تا حدودی گسترش داده است اما نگاه او به رسانه هنوز نگاه رسانه سنتی و سیاست‎های وی سلبی است» (مدیر پیام‎رسان داخلی). «رسانه‌های نوین رسانه‌های مردمی‌ است که کاربر در آن هم تولیدکننده است و هم مصرف‌کننده، دولت در این دوره تنها می‌تواند نقش تسهیل‎گر را داشته باشد و با استفاده از سیاست‌های مشارکتی و اقناع افکار عمومی، کاربر را با منافع خود همسو کند نه برای وی تعیین و تکلیف‎های یک‌سویه کند» (دانشیار ارتباطات).

- عدم مدیریت و یکپارچه نبودن زیرساخت‌های مورد نیاز کوچ

مصاحبه‎شوندگان بر این باورند که زیرساخت‌های مخابراتی کشور در دوره‌های مختلف و توسط سازمان‌های مختلف به‌وجود آمده است. زمانی که سیاستگذار تصمیم به فیلترینگ و کوچ کاربر به پیام‌رسان‌های داخلی گرفت، ظرفیت پیام‌رسان‌های داخلی برای میزبانی از این حجم کاربر و زیرساخت‌های مورد نیاز مثل افزایش پهنای باند، فضای ذخیره‌سازی ابری، CDN (سرور‌های واسط) را از قبل فراهم نکرده بود. از نظر بعضی خبرگان پژوهش، زیرساخت‌های مورد نیاز در کشور وجود داشت اما یکپارچه نبود یا در دست سازمان‌های مختلف بود که هماهنگی با آنها در آن فرصت و زمان بحرانی، فشار بسیاری را بر پیام‌رسان‌های داخلی وارد آورد و حتی باعث کاهش کیفیت و درنتیجه برگشت کاربرانی شد که به پیام‌رسان‌های داخلی کوچ کرده بودند. «وقتی تلگرام فیلتر شد و سیاست کوچ به سروش در دستور قرار گرفت به‌علت ناتوانی فنی و زیرساختی سروش، عضویت در سروش بسیار سخت شده بود. این نشان می‎داد که سیاستگذار اطلاعی از ظرفیت شبکه‎های بومی ندارد» (استاد سیاستگذاری).

ـ اجرای ناقص و بد سیاستگذاری‌ها

 مشارکت‎کنندگان معتقدند که اگر کوچ هدف است باید سیاست‌های راهبردی در تمام ارگان‎ها و سازمان‌ها با آن همسو باشد و تمام توان خود را برای اجرای این سیاست‌ها بسیج کنند، اما متأسفانه سیاست‌ها در سطوح اجرایی نادیده گرفته می‌شود و نظارتی هم بر نحوه اجرا و میزان موفقیت سیاست‌ها وجود ندارد. «در سال 1397 سیاست فیلترینگ پیام‌رسان خارجی اعمال ‌شد اما دولت در مقابل فیلترینگ مقاومت کرد و تلگرام‌های رنگی را راه‎اندازی ­کرد و شروع به فروش VPN رسمی ‌و دولتی کرد» (استادیار ارتباطات). «ما از پیام‌رسان‌های داخلی در اجرای فیلترینگ بی‎خبر بودیم و بدون آمادگی با هجوم گسترده کاربر مواجه ‌شدیم» (مدیر پیام‎رسان داخلی).

ـ بی‌اعتمادی به محصولات و خدمات داخلی در لایه‌های مدیریتی و مردم

مشارکت‎کنندگان اذعان داشتند از‌آنجا‌که فرهنگ بی‎اعتمادی به محصولات داخلی ریشه‎ای تاریخی و فرهنگی دارد، این بی‎اعتمادی به پیام‌رسان‌های داخلی نیز رخنه کرد و دیواری از بی‎اعتمادی و عدم باور به توانمندی‌های داخلی را در میان پیام‌رسان‎ها، کاربران، مدیران و سیاستگذاران به‌وجود ‌آورد. «ضربه‌ای که بی‌اعتمادی در لایه جامعه به پیام‌رسان‌های داخلی می‌زند بسیار روشن است و کاربر با نیامدن خود و با مقایسه مدام میان پیام‌رسان‌های داخلی و خارجی راه پیشرفت پیام‌رسان داخلی را سد می‌کند، اما در لایه مدیریتی این بی‎اعتمادی‌ها مانع از سرمایه‎گذاری در این حوزه و عدم باور مسئولان خواهد شد. تنها راه مبارزه با این بی‌اعتمادی‌ها فرهنگ‌سازی است» (کارشناس فناوری اطلاعات).

ـ ضعف سازمانی و مدل کسب‌و‌کار پیام‌رسان‌های داخلی

مصاحبه‎شوندگان‌ اذعان دارند که پیام‎رسان‎های داخلی به لحاظ سازمانی و تجاری‎سازی دارای ضعف اساسی هستند. پیام‌رسان‌های داخلی باید به دنبال افزایش کیفیت خود در اندازه جهانی باشند. در مضامین پایه پرهیز از قطعی مکرر، افت سرعت، ضعف در امنیت دیتا، فقدان ارائه خدمات مالی و بومی‌، فقدان راه‌اندازی فروشگاه‌ها و پرداخت‌های الکترونیکی، ضعف در طراحی فضای پیام‌رسان‎ها از‌جمله ضعف‎هایی بود که مصاحبه‎شوندگان به آن اشاره کرده‎اند. همچنین در حوزه مدیریتی نیز پیام‌رسان‌های داخلی باید با اهداف و برنامه‌های روشن، خط‎مشی‌های تجاری و مدل کسب درآمد خود را روشن کنند و به دنبال مدیریت زنجیره تأمین باشند. از دید آنها، برقراری ارتباط قوی با کاربر و شناخت نیاز‌های او پیام‌رسان را در ارائه خدمات بهتر کمک می‎کند. «ضعف دامنه دانش مدیریتی و بازاریابی در سازمان پیام‌رسان‌ها باعث شده است در تبلیغ و درگیرسازی ذی‌نفعان ضعیف عمل کنند و نتوانند مدل کسب‎وکار خوبی ارائه دهند» (استاد سیاستگذاری).

ـ تأخیر پیام‌رسان‌ها در ورود به بازار پیام‌رسان‌ها

 پیام‌رسان‌های داخلی زمانی وارد بازار پیام‌رسان‌ها شده بودند که وایبر، تلگرام و واتساپ توانسته بود بازار ایران را به‌دست گیرد و ذائقه کاربر ایرانی را شکل دهد. «اگر به‌موقع شروع کنید مخاطب حاضر است با شما جلو بیاید و کاستی‌های شما را می‌پذیرد، ولی وقتی ذائقه مخاطب شما با پیام‎رسان دیگری شکل گرفته، دیگر نمی‌تواند با وی از پایه شروع کنید» (استادیار ارتباطات).

ـ لزوم سرمایه‎گذاری در پیام‌رسان‌های داخلی

یکی از عوامل تقویت پیام‎رسان‎های داخلی سرمایه‎گذاری بخش خصوصی در آن است. سرمایه‎گذاری و مالکیت در پیام‌رسان‌ها می‌تواند باعث قدرت پیام‎رسان‎های داخلی در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری شود. مالکیت دولتی یا وابسته به نهادهای خاص باعث بی‎اعتمادی کاربر می‌شود و این از نقطه‌ضعف پیام‎رسان است. قانونگذاری و سیاست‌های شفاف و روشن در حوزه پیام‌رسان‌های داخلی می‌تواند اعتماد سرمایه‎گذاران را جلب کند و آنها را برای سرمایه‎گذاری در بازار پرسود و آرام ترغیب کند. آمدن سرمایه‎گذار به این بازار موجب رشد و توسعه پیام‌رسان‌های داخلی و ترغیب کاربران به کوچ می‎شود. «یکی دیگر از راه‌های جذب سرمایه در پیام‌رسان‎های داخلی، قرار گرفتن آنها در بورس و افزایش ظرفیت سرمایه‎گذاری اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی در این حوزه است» (دانشیار ارتباطات).

ـ حمایت‌های انحصاری دولت از پیام‌رسان‌های داخلی

مشارکت‎کنندگان بر این باورند که حمایت دولت از پیام‌رسان‌های داخلی شائبه دولتی بودن آنها را ایجاد کرد و باعث بی‎اعتمادی کاربران ‌شد، چرا‌که از نظر کاربر وقتی یک پیام‌رسان تحت حمایت دولت است احتمال دسترسی، کنترل و افشای اطلاعات وجود دارد و به نوعی فعالیت کاربر از‌طرف سازمان‌های امنیتی رصد می‎شود. «پیام‌رسان‌های ما ضعیف هستند و برای رفع این ضعف به دنبال حمایت ویژه و آشکار دولت هستند. آنها حاضر به رقابت با یکدیگر نیستند و به دنبال گرفتن انحصار از دولت هستند. به‌جای توانمندسازی خودشان می­خواهند خارجی‌ها بسته شوند تا آنها رشد کنند. این وابستگی به دولت آنها را از چشم کاربر انداخت» (استاد سیاستگذاری).

ـ نقص‌های قانونی در حوزه پیام‌رسان‌ها

برخی از خبرگان مشکل اساسی پیام‎رسان‎های داخلی ایران را ضعف در قوانین و مقررات حوزه فضای مجازی می‎دانند. «مشکل اساسی در فضای مجازی ایران که شامل پیام‎رسان‎ها هم می‎شود دو چیز است اول عدم شفافیت قانون و دوم عدم شفافیت در اجرای قانون. نبود قانون در همکاری‌های پیام‌رسان‌های داخلی و سازمان‌های دولتی، قوانین حمایتی از سرمایه‎گذاران در حوزه پیام‌رسان‌های دولتی و مشخص نبودن حدود هریک از ذی‌نفعان در زنجیره تأمین ارزش پیام‌رسان‌ها از این موارد است» (استاد سیاستگذاری).

ـ‌ عدم نظارت و کنترل بر اجرای سیاست‌های کوچ

مصاحبه‎شوندگان معتقدند که سیاست‎های کوچی که در ادوار مختلف شورای ‎عالی فضای مجازی تصویب کرد به‌درستی دولت برای پیام‎رسان‎ها اجرا نکرد و نهادهای ناظر نیز نظارت دقیقی بر اجرای این سیاست‎ها نداشته‎اند. «باید مشخص شود که وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به‌عنوان تأمین‎کننده زیرساخت‌ها و صادرکننده مجوز برای پیام‌رسان‌های داخلی، وزارت فرهنگ و ارشاد به‌عنوان تعیین‎کننده ضوابط انتشار محتوا و مواجه با تخلفات در حوزه انتشار و محتوای تبلیغات، مرکز ملی فضای مجازی به‌عنوان بازوی اجرایی شورای عالی فضای مجازی، صداو‌سیما با وظیفه ترویج و آموزش کاربری و ارتقای آگاهی و مهارت در میان جامعه و مردم، قوه قضائیه به‌عنوان مسئول صیانت از حقوق شهروندی، امنیت عمومی ‌و اعتماد‌سازی و حمایت حقوقی از کسب‌و‌کارهای پیام‌رسان‌ها چقدر در اجرای این سیاست موفق بودند» (استاد ارتباطات).

ـ ضعف تبلیغات و برندینگ در پیام‌رسان‌های داخلی

مصاحبه‎شوندگان بر این باورند که برندسازی در جلب کاربر بسیار اهمیت دارد. در سیاست کوچ پیام‎رسان‎هایی موفق هستند که تبلیغات و برندینگ مناسبی از خودشان در گذشته ارائه کرده باشند. «تبلیغات پیام‌رسان‌های داخلی از یک ماه قبل از فیلترینگ شروع ‌شد و صدا و سیما به‌صورت یک‎جانبه، غیرجذاب و غیرکارشناسی به تبلیغ پیام‎رسان‎ها پرداخت. این تبلیغ آنقدر غیرحرفه‎ای بود که خود باعث مقاومت کاربر شد. حتی قشر خاکستری که نظر خاصی راجع به پیام‌رسان‌های داخلی نداشتند را در مقابل آنها قرار داد» (مدیر تولید محتوا پیام‎رسان داخلی). همچنین مصاحبه‎شوندگان از دیگر دلایل ضعف برندینگ در پیام‌رسان‌های داخلی را ضعف دامنه دانش مدیریتی و بازاریابی اعلام کرده‎اند. «بیشتر اعضای تیم پیام‌رسان‌های داخلی را افراد فنی تشکیل می‎دهند و همین امر موجب شده در تبلیغات و درگیر کردن ذی‌نفعان ضعیف عمل کنند» (سیاستگذار در حوزه فضای مجازی).

ـ ضعف فنی و باگ‌های برنامه‌نویسی در پیام‌رسان‌های داخلی

کیفیت پیام‌رسان در دو حوزه سخت‌افزار و نرم‌افزار تعریف می‌شود. پیام‌رسان‌های داخلی در ابتدای فعالیت و در دوره فیلترینگ تلگرام و موج کاربران ورودی نتوانستند سرویس خوبی به کاربر ارائه دهند و موجب نارضایتی کاربران شدند. این ضعف‌ها برخی به‌دلیل نبود زیر‌ساخت‌های پشتیبان، ذخیره‌ساز‌های ابری و سرور‌های پرسرعت بود و برخی هم ناشی از کیفیت فنی پیام‌رسان‌های داخلی مثل وجود باگ‌های برنامه‌نویسی، عدم حضور حداکثری مخاطب و عدم جذابیت‌های ظاهری برنامه‌های پیام‌رسان‌های داخلی بود که موجب شد بسیاری از کاربران که به پیام‌رسان‌های داخلی کوچ کرده بودند به تلگرام بازگردند. بسیاری از کاربران پوسته‌های ایرانی تلگرام را با تمام هشدارهای امنیتی که گوگل می‌داد نصب کرده بودند (به‌خوبی هم می‌دانستند که این پوسته‌ها توسط نهادهای نظارتی ایجاد شده‌اند)، این رفتار کاربر نشان می‌دهد مردم به نظام اعتماد دارند ولی پیام‌رسان‌های داخلی را نپسندیده است.

ـ نقض حریم خصوصی کاربر در پیام‌رسان‌های داخلی

مصاحبه‎شوندگان یکی از عوامل کلیدی موفقیت در سیاست کوچ را اطمینان‎بخشی به کاربر از لحاظ رعایت و حفظ حریم خصوصی می‎دانند. آنان معتقدند نظارت بر پیام‌رسان‌ها از دید کاربران امری منفی و باعث گرایش آنها به پیام‎رسان‎های خارجی می‎شود. «کاربر دوست ندارد فضای خصوصی خود را از دست دهد، حتی در مقابل کسانی که زاویه سیاسی و اجتماعی با او ندارند مثل خانواده. در صحبت‌های مدیران ما پیام‌های متناقضی وجود دارد و نحوه حفاظت از حریم خصوصی کاربران در پیام‌رسان‌های داخلی مشخص نیست» (دانشیار جامعه‎شناسی). در این زمینه یکی از مصاحبه‎شوندگان پیشنهاد داد که «قرار دادن یک نهاد ثالث به‌عنوان ناظر بر عملکرد قانونگذاران و پیام‌رسان‌ها در حوزه حریم خصوصی می‌تواند بسیار راه‌گشا باشد و اعتماد کاربر را افزایش دهد و باید قوانینی تدوین شود که کاربر بداند پیام‌رسان ملزم به رعایت چنین قوانینی هستند» (کارشناس فناوری اطلاعات).

ـ ضعف سواد رسانه‌ای در میان کاربران پیام‌رسان‌ها

مصاحبه‎شوندگان بر این باورند که یکی از ضعف‎ها در سیاست کوچ عدم اطلاع و سواد کافی درخصوص پیام‎رسان‎های خارجی، وابستگی آنها به نهادهای قدرت و امنیتی کشورهای جهان و دستکاری اطلاعات توسط صاحبان شرکت‎هایی چون متا است. ضعف سواد رسانه‎ای کاربر در این مصاحبه از دغدغه‎های مصاحبه‎شوندگان بود. «سیاستگذاران کوچ باید به‌جای سیاست‌های سلبی و فیلترینگ بر سواد رسانه‎ای کاربران تمرکز می­کردند. بالا بردن سواد رسانه‌ای، توضیح جریان دستکاری داده‎ها، اهمیت داده‌های کلان در امنیت کشور ازجمله مواردی است که کاربر ایرانی باید بداند. «دولت باید نقش خود را در سیاستگذاری‌ها کم‌رنگ کند. جامعه، نهاد‌های اجتماعی و شهروندان باید مسئول باشند و انتخاب رسانه را به‌دقت انجام دهند. اما دولت باید به سواد رسانه‎ای و مجازی این افراد توجه ویژه کند. افزایش این سواد ناخودآگاه توجه به پیام‎رسان‎های داخلی را بیشتر می‎کند» (استاد ارتباطات).

۵. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

کوچ کاربر به پیام‌رسان داخلی مسئله‎ای مهم و ضروری برای رشد و توسعه ارتباطات الکترونیک کشور، گسترش شبکه ملی اطلاعات و تسهیل‌کننده دولت الکترونیک، کسب‌وکارهای اینترنتی، گسترش رسانه‌های دیجتال در جامعه است. سیاستگذاری‌های جامع و آینده‎نگر در حوزه کوچ کاربر به پیام‌رسان‎های داخلی می‌تواند بستر را برای رشد فناوری‌های دیجیتال در کشور فراهم و موقعیت کشور را در سطح جهانی تثبیت کند. این امر نیازمند برنامه‎ریزی دقیق براساس شناخت عوامل کلیدی در این حوزه است. همان‎طور که مدل PPM بانسال، تایلور و جامز[7] (2005) درخصوص مهاجرت کاربران بر سه عامل رویگردانی، جایگزینی و پهلوگیری حائز اهمیت است این پژوهش نیز به گردآوری این عوامل ذیل سه محور کلیدی ترغیب‎کننده، بازدارنده و مداخله‎گر پرداخته است. در جدول ذیل مضامین این سه محور مورد بررسی و تبیین قرار می‎گیرد.

 

جدول ۵. مضامین احصا شده از نظرهای خبرگان

مأخذ: همان.

در این پژوهش عوامل ترغیب‎کننده باعث می‌شود کاربر ایرانی از پیام‌رسان‌های خارجی به پیام‌رسان‌های داخلی کوچ کند و سیاستگذار باید به دنبال تقویت این عوامل در پیام‌رسان‌های داخلی باشد. مهم‌ترین عوامل امنیت دیتا در پیام‌رسان‌های داخلی، تعامل میان سازمان‌های دولتی و پیام‌رسان‌های داخلی و سپردن خدمات به پیام‌رسان‌های داخلی، لزوم حمایت از افراد خلاق و ایده‌های نو در حوزه فناوری پیام‌رسان‌های داخلی، لزوم حمایت دولت از پیام‌رسان‌های داخلی، تأثیر مثبت اثر شبکه‎ای در ترغیب کاربران، تعامل مثبت میان پیام‌رسان و کاربر، ایجاد پیام‌رسان‌های داخلی تخصصی با توجه به نیاز کاربر، تفکر ایجاد یک پلتفرم جامع در میان سیاستگذاران، تشکیل شبکه نامتمرکز میان پیام‌رسان‌های داخلی برای استفاده از ظرفیت همه آنها، اعتمادسازی ازطرف پیام‌رسان داخلی برای کاربر، مدیریت محتوای مفید و مورد علاقه کاربر در پیام‌رسان‌های داخلی است. یافته‎های این بخش با پژوهش خجیر و قرایی (1402) در توجه به نیازهای کاربر و ایجاد پیام‎رسان تخصصی، با پژوهش خالقی مقدم، شریفی و لباف (1399) در تعامل صحیح بین دولت و پیام‎رسان‎ها و امنیت شبکه‎ای و حمایت غیرمستقیم دولت و با پژوهش لیو و همکاران (2017) در اعتمادسازی بین کاربران و سازمان شبکه‎ای مطابقت دارد. آنچه در این پژوهش مورد احصا قرار گرفته در پژوهش‎های دیگر نبود ارائه خدمات خلاقانه در پیام‎رسان‎ها جهت جلب کاربر و ایجاد شبکه نامتمرکز بین پیام‎رسان‎ها جهت استفاده از همه ظرفیت‎ها در کشور است.

عامل دیگر در مدل PPM به عوامل بازدارنده شهرت دارد. بانسال، تایلور و جامز (2005) در این بخش از مدل خود بر این باورند که عواملی در سیاست و برنامه شبکه‎های اجتماعی وجود دارد که مانع کوچ کاربر از یک شبکه به شبکه دیگر می‎شود. آنها معتقدند این نقاط منفی را باید شناخت و برای رفع آنها برنامه‎ریزی کرد. در این پژوهش عوامل بازدارنده شامل سیاست‎ها و برنامه‎هایی می‎شود که مانع کوچ کاربر به پیام‌رسان داخلی می­شود. یافته‎ها نشان می‎دهد که این عوامل شامل غلبه نگاه سخت‎افزاری و عدم توجه به پیوست­های فرهنگی- اجتماعی در سیاستگذاری­های کوچ، عدم توجه به پژوهش­ها در سیاستگذاری­ها­ی کوچ، سیاستگذاری منفعلانه و واکنشی نسبت به فناوری و رسانه‌های جدید، استفاده از سیاست­های سلبی و دستوری به‎جای سیاست­های ایجابی و تشویقی و تعدد سیاستگذاران و ناهماهنگی بین آنها است. یافته‎های این بخش از پژوهش با یافته‎های جایکار (2023)، درخصوص سیاستگذاری بدون توجه به نیاز کاربر، مومنی و همکاران (1397) درخصوص غلبه روحیه فنی بر سیاستگذاران و برنامه‎ریزان شبکه‎های بومی مطابقت دارد. اما یافته‎های این پژوهش به کم‌توجهی در طراحی سیاست‎های فضای مجازی در کشور و کم‌توجهی به سیاست‎های تشویقی و ایجابی نیز اشاره دارد که در پژوهش‎های دیگر مغفول مانده است.

عوامل مداخله‌گر در مدل PPM به عوامل مکمل در تسهیل ممانعت از تصمیم‌گیری‌های مهاجرت کاربر طبق شرایط فردی یا اجتماعی اشاره دارد. بانسال، تایلور و جامز (2005) در این مدل بر این باورند که عواملی در تصمیم‌گیری کاربر برای کوچ از پیام‌رسان‌های خارجی به پیام‌رسان‌های داخلی مؤثر است که باید مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرد. این عوامل محرک و تسهیل‎کننده کوچ کاربر به پیام‎رسان‎های داخلی را آسان می‎کند. عوامل مداخله‎گر در این پژوهش شامل تغییر نگاه مالکانه و دستوری به رسانه‌های نوین و کاربر ‌در سیاستگذاری‌های کوچ، ایجاد مدیریت یکپارچه و افزایش توانمندی در زیرساخت‌های مورد نیاز کوچ، نظارت دقیق بر اجرای کامل و درست ‌سیاست‌های حاکمیتی در حوزه کوچ، ترویج فرهنگ ‎اعتماد به محصولات و خدمات داخلی در لایه‌های مدیریتی و مردم، تقویت مدیریت سازمانی و مدل کسب‌و‌کار ‌پیام‌رسان‌های داخلی، جبران تأخیر ورود ‌پیام‌رسان‌های داخلی به بازار ‌پیام‌رسان‌های جهانی و تجاری‎سازی، لزوم سرمایه‌گذاری در ‌پیام‌رسان‌های داخلی توسط بخش خصوصی، حمایت‌های غیرمستقیم دولت از ‌پیام‌رسان‌های داخلی، برخورد محکم با نقضان موارد قانونی در حوزه ‌پیام‌رسان‌ها، نظارت و کنترل دقیق بر اجرای سیاست‌های کوچ، توجه به تبلیغات و برندینگ در ‌پیام‌رسان‌های داخلی، رفع ضعف فنی و باگ‌های برنامه‌نویسی در ‌پیام‌رسان‌های داخلی، حفظ و صیانت از حریم خصوصی کاربر در ‌پیام‌رسان‌های داخلی و برخورد با ناقضان آن و افزایش سواد رسانه‌ای و سواد مجازی در میان کاربران ‌پیام‌رسان‌ها است. یافته‎های پژوهش در این قسمت با یافته‎های اصنافی و همکاران (1402) در توجه به تجاری‎سازی پیام‎رسان‎های داخلی، برندسازی پیام‎رسان‎ها، پرهیز از نگاه دستوری و پدرسالارانه سیاستگذاران و حمایت غیرمستقیم دولت از پیام‎رسان‎ها، بخشی‎زاده، خادم‌حسینی و بشیرپور (1400) در امنیت شبکه‎ای و کیانگ و همکاران (2016) توجه به حریم خصوصی کاربران و نظارت بر اجرای قوانین حمایتی کاربران مطابقت دارد. در بخش عوامل تسهیل‎گر برای استفاده از پیام‎رسان داخلی سه سطح از عوامل در یافته‎ها احصا شده است که در پژوهش‎های دیگران کمتر به آن اشاره شده است. سطح اول مربوط به سیاستگذاران است که باید در طراحی سیاست به اقتصاد، نیاز کاربر و ظرفیت پیام‎رسان‎ها توجه کنند. همچنین پس از طراحی سیاست بر اجرای آن نظارت دقیق داشته باشند. سطح دوم به سازمان پیام‎رسان‎ها مربوط است، آنها باید در استفاده از افراد خلاق، نگاه انسانی به فضای پیام‎رسان، رفع اشکال‌های فنی و زیرساختی همت ویژه کنند. سطح سوم به کاربر مربوط است. کاربر باید به رعایت و حفظ حریم خصوصی خود و افزایش سواد فضای مجازی توجه ویژه داشته باشد.

پیشنهادها

·        همکاری و ارتباط تعاملی دستگاه­های اجرایی برای توسعه فناوری بومی و حمایت سخت‎افزاری و نرم‎افزاری آنان از پیام‎رسان‎های داخلی؛

·        حمایت سیاستی، حقوقی و مالی از پیام‎رسان‎های داخلی جهت افزایش ضریب نفوذ آن در جامعه کاربران ایرانی،

·        هماهنگی بین سازمان­های متولی تولید محتوا و نرم­افزار و ایجاد محتوا با مختصات ارزش­های اسلامی-  ایرانی و ارائه خدمات ارتباطی مبتنی‌بر ارزش­های فرهنگی و دینی کشور و همکاری چند‌جانبه همه ذی‌نفعان از‌جمله سیاستگذاران، دولت، سازمان­های نظارتی، بخش خصوصی و سایر دست‌اندرکاران این حوزه؛

·        تشویق بخش خصوصی و شرکت‌های دانش‎بنیان با کمک دانشگاه‌ها برای توسعه برنامه‎های سخت‎افزاری و نرم‎افزاری پیام‎رسان‎ها؛

·        با توجه به اقتصاد کاربران، ایجاد پیام‎رسان‎های تخصصی برای کاربرانی که در حوزه‎های گوناگون فعالیت دارند؛

·        توجه به مؤلفه‎ها و مشوق‎های درگیرسازی کاربران در پیام‎رسان‎های داخلی توسط صاحبان این پیام‎رسان؛

·        رعایت حریم خصوصی کاربران و ایجاد انگاره ذهنی قوی برای حفظ امنیت اطلاعات کاربران توسط پیام‎رسان‎های داخلی؛

·        توجه به فیلترینگ هوشمند در راستای حفظ فرهنگ ایرانی-اسلامی؛

·        آموزش سواد ارتباطی و رسانه­ای کاربران جهت شناخت دقیق از فرصت‎ها و تهدیدهای پیام‎رسان داخلی و خارجی.

 

 



[1] . Tseng

[2] . Liu, Xu and Sie

[3] .Jayakar

[4] . Qiang etal.

[5] . Push-Pull-Mooring (PPM)

[6]. فعالیت مصاحبه‎شوندگان قید شده است.

[7]  .Bansal, Taylor and James

1.      اصنافی، سیدمحمدرضا، علی‌اکبر فرهنگی، عبداله گیویان و افسانه مظفری (1397). «بررسی موانع رقابت رسانه‌های اجتماعی بومی ‌با رسانه‌های اجتماعی بین‌المللی»، فصلنامه پژوهش‌های ارتباطی، 25 (96).
2.      اکبرزاده جهرمی، سیدجمال‎الدین (1397). «پیامدهای همگرایی اینترنت و تلویزیون بر سیاستگذاری رسانه‌ای در ایران»، مطالعات فرهنگ – ارتباطات، 34 (66).
3.      انتظاری، اردشیر (1402).  موج چهارم پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، تهران، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
4.      ایسپا (1403). «گزارش میزان استفاده ایرانیان از پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی»، مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران.
5.      بخشی‌زاده، کبری، رضا خادم‌حسینی و مهدی بشیرپور (1400). «مقایسه نقشه ذهنی کاربران پیام‌رسان‌های داخلی با پیام‌رسان‌های خارجی»، فصلنامه مطالعات رسانه‌های نوین، 7 (25).  
6.      بصیریان جهرمی، حسین و هادی خانیکی (1393). «سیاستگذاران ایرانی و سیاستگذاری رسانه‌های اجتماعی: چالش‌ها، الگو‌ها و ارائه یک مدل پیشنهادی»، برنامه‎ریزی رفاه و توسعه اجتماعی، 5 (21).
7.      خالقی مقدم، وحید، مهدی شریفی و سمیه لبافی (1399). «شناسایی عوامل مؤثر بر مهاجرت کاربران از پیام‌رسان‎های داخلی (نمونه‌کاوی: پیام‎رسان سروش)»، مدیریت بازرگانی، 4 (12).
8.      خجیر، یوسف و محدثه قرایی (1402) . «انگار‌ه‌ ذهنی جوانان درخصوص پیام‌رسان‌‌های اجتماعی داخلی و خارجی»،  فصلنامه راهبردی ورزش و جوانان، 8 (56).
9.      شریفی، مهدی، بهرام مرزبان و سمیه لبافی (1397) . «آسیب‌شناسی سیاستگذاری تولید محتوا در فضای مجازی در ایران»، مدیریت دولتی، 5 (18).
10. شمسایی‎نیا، رامین (1397). «سیاستگذاری فضای مجازی در جامعه شبکه‎ای؛ موردکاوی پیا‎م‎رسان داخلی»، مدیریت رسانه، 10 (40).
11. مومنی، داوود، عباس اسدی، فاطمه ثقفی و طاهر روشندل اربطانی (1397). «تدوین مدل راهکارهای تجاری‌سازی پیام‌رسان‌های ایرانی»، پژوهش‌های ارتباطی، 24 (96).
12.  Bansal, H.S., S.F. Taylor and  Y.S. James (2005). ““Migrating” to new Service Providers: Toward a Unifying Framework of Consumers’ Switching Behaviors”, Journal of the Academy of Marketing Science, 33 (1).
13.  Braun, V. and V. Clarke (2006). “Using Thematic Analysis in Psychology”, Qualitative Research in Psychology, 14 (44).
14.  Liu, F., D. Xu and R. Sie (2017). “Social Roles and Consequences in Using Social Media in Disasters: A Structurational Perspective”, Information Systems Frontiers, 20 (4).
15.  Jayakar, K. (2023). Media Policy, Published Taylor and Francis.
16.  Kimberly, Solivan (2015). Helping Worker Understand and Follow Social Media Policies, Elsevier.
17.  Qiang, C., X. Xiaolin, C. Bolin and  Z. Wei (2016). “Social Media Policies as Responses for Social Media Affordances: The Case”, Government Information Quarterly, 14 (45).
18.  Sun, Y. (2017). Understanding Users Switching Behavior of Mobile Instant Messaging Application: An Empirical Study from the Perspective of Push-Pull-Mooring Framework, Computers in Human Behavior.
19.  Tseng, Fan-Chen, T.T.L. Pham, T.C.E. Cheng and C.I. Teng (2018), "Enhancing Customer Loyalty to Mobile Instant Messaging: Perspectives of Network Effect and Self-Determination Theories", Telematics and Informatics, Vol. 35, Issue 5.  
20. Yongqiang , S., L. Dian,  C. Sijing and W. Xingrong (2017). Understanding Users' Switching Behavior of Mobile Instant Messaging, Computers in Human Behavior.